توفانهاي موسمي (Monsoon)
از زمان باستان، دريانورداني كه در شمال اقيانوس هند كشتيراني ميكردند، با واژهاي خطرناك آشنائي داشتند. بارانهاي موسمي تابستان كه پيرامون شبهقاره هند، به ويژه خليج بنگال را توفاني و نا امن ميساخته و دامنه آن، حتي در برخي موارد به قلب درياي پارس هم كشيده ميشده و در چند مورد مركز ايران را هم تحت تاثير قرار داده است. (سيل امامزاده داوود 1336)
در خردادماه و در حاليكه نيمكره شمالي به سوي تابستاني سوزنده پيش ميتازد، در شبه قاره هند گوئي زمستان آغاز ميشود. گرمائي دهشتناك و مرگآور توسط باراني سيل آسا به نام مانسون يا توفانهاي موسمي قطع شده و زندگي در اين سرزمين را امكان پذير ميسازد.
خط استواي هواشناسي ITCZ كه بر خلاف استواي جغرافيايي ثابت نيست و به شدت متغير است، بر روي فلات تبت مستقر شده و شبه قاره هند را كه از ديدگاه جغرافيايي در نيمكره شمالي قرار دارد، از ديدگاه هواشناسي در نيمكره جنوبي قرار ميدهد.
ادامه مطلب
عرض جغرافيايي اسب

Horse Latitude
در هر دو سوي خط استوا در عرض جغرافيايي حدود 35-30 درجه شمالي و 30-25 درجه جنوبي كمربند پرفشاري قرار گرفته است كه يك دليل خشك بودن اين ناحيه و وجود صحراهايي همچون افريقا، كوير لوت، نوادا در نيمكره شمالي و كالاهاري و اتاماكا در نيمكره جنوبي وجود اين كمربندهاي پرفشار است. در اقيانوسها هم اين منطقه معروف به منطقه بدون باد معروف بوده، براي كشتيهاي بادباني به منزله مانعي جهت دستيابي به سوي ديگر بوده است. دريانوردان و هواشناسان اين منطقه را به نام عرض جغرافيايي اسب، Horse Latitude، مينامند. بنا بر گفتههاي فرهنگهاي Americana و Britannica وجه تسميه اين نام يكي از سه صورت زير است.
· كشتيهايي كه از درياي كاراييب، فراوردههاي منطقه به ويژه اسب را به نيوانگلند ميبردند، به دليل نبود باد و به پايان رسيدن علوفه، اسبها را در آب ميريختند و پيكرهاي شناور و بيجان اسبان وجه تسميه اين منطقه بوده است.
· به دليل فراواني و پرورش اسب اين منطقه به اين نام معروف شده است.
· دريانوردان اسپانيايي ميگفتهاند كه، بادهاي اين ناحيه همچون يك ماديان، پيشبينيناپذيرند.
اما با توجه و مطالعه در كتاب تاريخ هردوت و برداشت جورج سارتون در كتاب تاريخ علم، ترجمه استاد احمد آرام، اينجانب پيشنهاد زير را مطرح ميكنم:
با توجه به روايت هردوت ميتوان پنداشت كه نخستين شخصي كه به اين مدار بدون باد رسيد و آن را كشف كرد، ساتاسپ، دريانورد ايراني بوده است. معناي لغوي واژه ساتاسپ، دارنده يكصد اسب است و پسوند اسب در بسياري از نامهاي ايران باستان، از جمله، ويشتاسپ، گشتاسپ، جاماسب، بيوراسپ و ... به چشم ميآيد. پس از يورش بيگانگان، بسياري از نوشتهها و نوشتارهاي دانشمندان ايران، دستخوش نابود? گشت. اما اين سفر دريايي شگفتانگيز و منطقه بدون باد، همواره در انديشه و پندار دريانوردان، در هفت دريا، برجاي مانده بوده است. اينچنين ميتوان انگاشت كه دريانوردان اين منطقه را به ياد كاشف و دريانورد ايراني، منطقه ساتاسپ، ميناميدهاند. اين نام ميتوانسته از طريق اندلس مسلمان، به اسپانيا و به تمامي اروپا نفوذ كرده و سرانجام در دوران اقتدار دريايي اروپاييان، به ويژه انگليسيها، اين منطقه با توجه به وجود واژه اسب horse در ريشه لغوي آن، به نام مدار اسبي و يا عرض جغرافيايي اسب؛ Horse Latitude، نامگذاري شده باشد.
ساتاسپ
به گفته هرودوت، در زمان فرمانروايي خشايارشا، ساتاسپ، خواهرزاده داريوش بزرگ، به اعدام محكوم شد. مادر ساتاسپ از خشايارشا خواهش كرد تا مجازات او را تغيير دهند و به مجازاتي كه به گفته او سنگينتر از مرگ بود، محكوم كنند:
متن هرودوت:
"و او را مامور سازند تا دور افريقا بگردد و به خليج عربستان (درياي سرخ) بازگردد. خشايارشا اين را پذيرفت و ساتاسپ به مصر رفت، از مصريان كشتي و جاشو گرفت و بادبانها را بر افراشت و از ستونهاي هركول (جبلالطارق) گذشت. چون اين ستونها را پشت سر گذاشت و دماغه افريقايي سولئيس (راسالحديق، عرض جغرافيايي 32 درجه و 40 دقيقه شمالي) را دور زد، به سوي جنوب بهراه افتاد. ولي پس از آنكه چند ماهي بر دريا پيش رفت و هنوز راه درازي در پيش رو داشت، بازگشت و به سوي مصر رهسپار گرديد. پس از آن به نزد خشايارشا رفت و سرگذشت خود را نقل كرد و گفت كه در آن هنگام كه در دورترين فاصله بوده است، مردمي كوتاه قد را ديده كه با برگ خرما پوشاك خود را ميساختند، و هرگاه كه وي و مردانش به ساحل نزديك ميشدند آن مردم از شهر خود به كوه ميگريختند. وي و مردانش چون به خشكي پياده ميشدند، آنچنان كه رسم ايرانيان است، هيچ بيعدالتي و نادرستي نكردند. علت اينكه مسافرت به دور افريقا را به پايان نرساند، بنا به گفته خود وي آن بوده است كه به جايي رسيده بودند كه ديگر كشتي رو به جلو نميرفته و بر جاي خود متوقف مانده بوده است."
اين سفر كه در زمان خود بسيار اعجابانگيز بودهاست و با كاوشهاي فضايي دهه 60 برابري ميكند پرسشهاي زير را مطرح ميسازد:
ساتاسپ در كرانه غربي افريقا تا چه حد پيش رفته است؟
پس از گذر از سولئيس وي مدت چند ماه پيشراند تا به جاييكه كشتي ديگر پيش نميرفت و برجاي متوقف ماند رسيد. آيا وي به راستي به منطقه بيباد استوايي، هم عرض با دماغه سبز (Cape Verde) رسيده بود، يا اينكه بادهاي گرم و جريان دريايي رو به شمال در سواحل گينه مانع اين كار شده بود؟
آيا عرض جغرافيايي بدون باد Horse Latitude مانع از پيشروي وي شد؟
با توجه به حركـتهاي چندگانه محور زمين (رقص محوري، چرخه ميلانكويچ، ...) و دگرگونيهاي آب و هوايي و اقليمي، در 2500 سال پيش، اين مدار به طور دقيق در چه عرض جغرافيايي قرار داشته است؟
و آيا براي Horse Latitude نام پارسي ساتاسپ ( دارنده يكصد اسب) كه واژه اسب را هم در خود مستتر دارد، براي جايگزيني از هر نظر مناسبتر و شايستهتر از عرض جغرافيايي اسب نيست؟
ماخذ مورد استفاده : تاريخ علم جورج سارتن
نقش جنگلهاي نامرئي درون اقيانوسها در تنظيم آب و هواي زمين
تغييرات زيست چرخه كربن در زمين تاثير قاطعي بر دماي اين سياره و محيطي در آن دارد . هر نوع تصميمگيري در خصوص نحوه مقابله با ازدياد دماي زمين در گرو شناخت بهتر اين چرخه است سه ميليارد سال قبل نخستين نمونه هاي فيتو پلانكتونهايي كه در زمين ظاهر شده بودند با استفاده از فرآيند فتوسنتز(تجزيه شيميايي با استفاده از نور خورشيد) با تجزيه مولكولهاي آب به اكسيژن و هيدروژن ، دو ماده حياتي براي ادامه بقا بر روي زمين را توليد كردند ، از يكسو اكسيژن براي بقاي حيات همه و آدميان روي زمين ضروري است از سوي ديگر چرخه كربن و در نتيجه آب و هواي زمين در گرو تبديل گاز كربنيك co2 كه مادهاي غير آلي است به مواد آلي نظير شكر اسيدهاي آمينه و ديگر مولكولهاي سازنده سلولها دارد و اين امر بوسيله گياهان و با استفاده از هيدروژني كه خود توليد كرده اند به انجام مي رسد.
گياهان ميكروسكوپي و بسيار ريز و ناديدني كه تا عمق يكصدمتر ي در آبهاي اقيانوسهاي عالم حضور دارند نقش اساسي در تنظيم آب و هواي زمين ايفا ميكنند. اكنون اين پرسش براي محققان مطرح شده است كه آيا مي توان با ايجاد تغييراتي در اين جنگلهاي نا مرئي با گرم شدن دماي زمين مقابله كرد؟
ارگانيزمهاي تك ياخته اي گياهاني با اندازههاي ذرهبيني و ميكروسكوپي موجود در آبهاي اقيانوسها موسوم به فيتو پلانكتونها گاز دي اكسيد كربن را كه گرما را در خود حبس ميكنند و موجب ازدياد دماي جو زمين مي شود از روي هواي مجاور دريا و آبهاي سطح دريا جمع آوري مي كنند و آنها را روانه اعماق اقيانوسها مي سازند.
گازهايي كه به اين ترتيب زير فشار سهمگين آبهاي نزديك به كف اقيانوسها به تله مي افتند تا صدها سال بعد در همان اعماق باقي مي مانند و زمان بسيار درازي به طول مي انجامد تا تلاطم آبها آنها را مجدداً به سطح اقيانوسها باز گرداند.
به نوشته ماهنامه علمي (ساينتفيك آمريكن) محققان اكنون سرگرم بررسي اين مساله هستند كه آيا اگر با عرضه مواد مغذي به جنگلهاي ميكروسكوپي درون اقيانوسها بر انبوهي آنها بيفزايند تاثيري بر كاهش دماي زمين خواهند داشت؟
كار اندازه گيري ميزان سهم فيتوپلانكتونها در چرخه كربن كار دشواري بوده است اما از سال 1997 و با ارسال ماهواره اي از جانب ناسا براي اين منظور روشن شده است كه فيتو پلانكتونهاي موجود در اقيانوسها ي جهان سالانه تقريبا 50 مليارد تن مكعب كربن غير آلي را به مواد شيميايي آلي مبدل مي كنند. اين رقم دو برابر تخمينهاي اوليه بوده است ، از سوي ديگر اندازهگيريهاي دقيق در مورد گياهان و جنگلهاي روي زمين نشان داده كه بر خلاف تخمينهاي گذشته كه سهم آنها در تبديل كربن غير آلي به كربن آلي صد ميليارد تن مكعب در سال تعيين كرده است ، ميزان واقعي سهم كليه گياهان روي خشكي برابر50 ميليارد تن مكعب يعني كم و بيش برابر سهم جنگلهاي نامرئي درون اقيانوسهاست ، اما ارقام تازه به دست آمده علاوه بر آنكه سهم فيتوپلانكتونها را دو برابر كرده از حيث ديگري نيز حائز اهميت است. فيتوپلانكتونها تقريباً همه انرژي را كه از نور خورشيد دريافت مي كنند يا صرف عمل تجزيه شيميايي آب مي كنند و يا تكثير نسل خود .
اين گياهان تك يا خته اي يك هفته بيشتر عمر ندارند و جاي خود را به فيتوپلانكتونهاي تازه مي دهند. در حالي كه درختان روي زمين بخش اعظم انرژي خود را صرف ساختن چوب و برگها و ريشه ها مي كنند و 20 سال طول مي كشد تا با درخت ديگري تعويض شوند .
اطلاع تازه دانشمندان در خصوص سرعت جايگزيني فيتو پلانكتونها شناخت جديدي را در خصوص تحولات آب و هواي زمين در اختيار آنان قرار داده سلولهاي مرده فيتوپلانكتونها و نيز مدفوع جانوراني كه در دريا زيست مي كنند به قعر دريا فرستاده مي شوند و ميكروبهاي موجود در آب آنها را مي خورند و مجدداً مواد شيميايي غير آلي از جمله گاز كربنيك توليد مي كنند.
اين گاز كربنيكها به سرعت به سطح آب بر گردانده مي شوند و در آنجا يا بوسيله فيتوپلانكتونها تجزيه ميشوند ، يا آنكه از سطح آب خارج شده و به جو زمين صعود مي كنند نكته مهم در چرخه كربن در روي زمين آن است كه كل موجودي كربن درون جو هر شش سال يكبار با كل موجودي كربن درون بخشهاي بالايي آبهاي اقيانوسها تعويض مي شوند ، ماده آلي ناشي از سلولهاي مرده فيتوپلانكتونها و مدفوع جانوراني كه به قعر اقيانوسها مي روند اگر تا 200 متري از سطح آب بوسيله ميكروبها تجزيه نشوند بوسيله ازدياد فشار و كاسته شدن از دما از اين پس تجزيه نشده باقي مي مانند و به همين صورت ته نشين مي شوند .
در اين ميان بخش قابل ملاحظه اي از گاز كربنيك تجزيه نشده در ته اقيانوسها به دام مي افتند محاسبات دانشمندان نشان مي دهد كه ميزان گاز كربنيكي كه هر ساله به اين ترتيب به اعماق اقيانوسها فرستاده ميشوند حدود هشت ميليارد تن مكعب است.
تاريخچه هواشناسي در ايران
مطالعة و بررسي جو هميشه مورد نظر دانشمندان ايراني بوده است ، از اين رو خيلي از دانشمندان نجوم در آثار خود بخشي را به مسائل جوي اختصاص داده اند .محمد بن ذكرياي رازي ، ابن سينا ، حكيم عمر خيام ، ابوريحان بيروني و انوري شاعر معروف از شخصيتها و دانشمندان ايراني بوده اند كه پيرامون پديده هاي جوي مطالبي در آثار خود به يادگار گذاشته اند .
ادامه مطلب
چكيده
در طي فصل تابستان، در كنار فرآيند جذب پرتو فرابنفش و گسيل فروسرخ، در هر منطقه، سقف ساختمانها، خيابانها و سطوح تيره رنگ، گرما را جذب نموده و با طولموج بالا هوا گسيل ميكنند. با توجه به اينكه نزديك به تمامي سقفها و خيابانها در تهران تيرهرنگ هستند، اين سطوح تيرهرنگ حدود نيمي از مساحت تهران را در بر ميگيرد. اين سطوح تيرهرنگ، گرماي گسيل شده از سوي خورشيد را جذب كرده در خود نگاه ميدارند. اين پديده باعث افزايش دماي مناطق مسكوني از 2 تا 15 درجه سانتيگراد شده و به نام پديده جزيره گرمايي شناخته ميشود. اين گرما نه تنها باعث افزايش مصرف انرژي براي خنك كردن ساختمانها ميشود، بلكه باعث ايجاد آلودگي در جو شده و بهدليل مصرف سوختهاي فسيلي موادي از جمله گاز ازن O3 و تركيبات زيانبار گوگردي در سطح زمين توليد ميشود.
كليد واژگان:
جزيره گرمايي ، هواويز،
ادامه مطلب




