نتايج يك تحقيق نشان مي دهد كه درصد اعتياد در سنين پايين در ايران رو به افزايش است
اين تحقيق توسط دكتر «عبدالرضا عزيزي» پزشك و درمانگر اعتياد، از بررسي شرح حال دوهزار فرد معتاد منتج شده و در آن رويكرد به اعتياد، به عنوان يك بيماري كه مستلزم درمان است، معرفي شده است.
محقق در اين پژوهش متوسط سن شروع اعتياد را ۲۴ سال ذكر كرده و افزوده است: از اين افراد بيش از ۵۱ درصد بين ۲۰ تا ۴۰ سال و ۴۵ درصد زير ۲۰ سال سن داشته اند.
به اعتقاد وي مهم ترين عامل اعتياد به مواد مخدر در ايران و به ويژه در بين جوانان، ريشه در اعتقادات و فرهنگ مردم دارد كه معضلات اقتصادي، بيكاري و نبود امنيت شغلي آن را تشديد مي كند.
در اين تحقيق همچنين به نقش خانواده به عنوان اصلي ترين مراكز كنترل رفتار فردي اشاره شده كه گاهي با آسيب پذير شدن خود، عاملي براي گرايش جوانان به اعتياد مي شود.
محقق معتقد است اين محيط در ايران طي چند سال اخير به علت اختلال در روابط والدين با فرزندان از جمله به سبب گرفتاري پدر، مادر و يا اعتياد آنها، متزلزل و ثبات آن با چالش روبه رو شده است.
دسترسي آسان به مواد مخدر در ايران (به خاطر همجواري با افغانستان و در مسير قاچاق بودن)، عدم يك برنامه مدون و پايدار براي پيشگيري از اعتياد، كمبود امكانات تفريحي، ورزشي و سركوب برخي از خواسته هاي طبيعي جوانان از جمله علل ذكر شده براي گرايش آنان به استعمال مواد مخدر است.
طبق نتايج اين پژوهش، دوستان و محيط نامناسب عامل روي آوري ۶۰ درصد افراد به مواد مخدر است و اين عامل خود در بازگشت به اعتياد همچنان پررنگ ترين عامل محسوب مي شود.
در اين پژوهش ۱۷ درصد معتادان درمان بيماري هاي بعضاً پيش پاافتاده مانند سرماخوردگي، دردهاي مفصلي، دردهاي عصبي و آرتروز را عامل استفاده از مواد مخدر ذكر كرده اند، كه به اعتقاد محقق اين نشانگر ميزان تاثير باورها و ضعف فرهنگي در خصوص مراجعه و اعتماد به پزشك است.
همچنين بسياري به اين علت كه در هنگام ترك اعتياد اذيت شده اند، به مصرف مجدد روي آورده اند كه اين مي تواند نتيجه خوددرماني و يا عدم درمان صحيح از سوي درمانگر باشد.
در اين پژوهش درخصوص نوع مواد مصرفي و ميزان آن توسط معتادان آمده است: سيگار، اولين ماده مصرفي در ۱۹/۷۳ درصد افراد است و اين معتادان قبل از اعتياد به مواد مخدر، سيگار مصرف مي كرده اند.
همچنين در اين تحقيق به بالا بودن مصرف «ترياك» در كشور اشاره شده است: نوع مصرف در ۳۴/۶۷ درصد بيماران ترياك، در ۳۸/۲۰ درصد افراد شيره ترياك و در ۱۲/۱۲ درصد معتادان هرويين است. نزديك به ۴۰ درصد افراد تجربه استعمال حشيش و ۵۰ درصد تجربه نوشيدن مشروبات الكلي را داشته اند.
از ديگر يافته هاي اين پژوهش، حصول يك رابطه معني دار و معكوس بين ميزان تحصيلات و اعتياد است. به اين معنا كه افراد تحصيلكرده كمتر دچار اعتيار به مواد مخدر مي شوند و بيش از ۹۰ درصد اين بيماران بي سواد بوده يا داراي تحصيلات ديپلم و زيرديپلم هستند.
در اين پژوهش در خصوص انگيزه هاي ترك اعتياد آمده است: بيش از ۶۰ درصد از معتادان با اعلام انزجار از ادامه اين روند و خسته شدن از وضعيت فعلي، براي ترك اعتياد اقدام مي كنند.
درمان نامناسب اعتياد توسط پزشكان ناوارد و ايجاد عوارض سوء براي فرد، ترس از اطلاع يافتن خانواده از اعتياد فرد در هنگام ترك اعتياد و ناتواني افراد در شناسايي پزشكان رازدار و معتمد، از جمله عواملي ذكر شده كه باعث مي شود فرد علي رغم ميلش به مصرف موادمخدر ادامه دهد.
كابوس و راه هاي مقابله با ان
كابوس چيست
كابوس،روياي ناراحت كننده اي است كه معمولا بطور نسبي شخص را وادار به بيدار شدن مي كند.در هنگام دچار شدن به كابوس،شخص ممكن است شمار زيادي از احساسات آزار دهنده از قبيل خشم،احساس گناه،غمگيني يا افسردگي را تجربه مي كند.اما متداولترين احساسات،ترس و اضطراب است.موضوع اضطراب ممكن است بطور كلي براي هر فرد و در هر زمان متفاوت باشد.احتمال مي رود معمولي ترين موضوع،موجب پريشاني خاطر و رنجيدگي مي شود.بزرگسالان معمولا با شخص مذكر و ناشناخته اي مواجه شده در حالي كه اطفال توسط يك حيوان يا شخص خيالي مورد تعقيب و آزار قرار مي گيرند.
چه كساني دچار كابوس مي شوند
تقريبا هركس گاه گاهي دچار كابوس مي شود.اكثر بچه ها بين سنين سه يا چهار و هفت يا هشت سالگي كابوس را تجربه مي كنند.به نظر مي آيد اين كابوس ها بخشي از مرحله ي عادي رشد وتكامل باشد.و عموما نشاني از مشكلات غير ارادي در بر ندارد.كمتر اتفاق مي افتد كه بزرگسالان دچار كابوس شوند،گرچه تحقيقات نشان مي دهد آن ها نيز گاه گاهي ممكن است دچار كابوس شوند.
در حدود پنج تا ده درصد آن ها ماهي يكبار يا بيشتر دچار كابوس مي شوند.
چه عواملي باعث بروز كابوس مي شوند
بعضي از كابوس ها ممكن است به علت مصرف دارو يا درمان توام با دارو يا ناشي از تحرك سريع آن ها و يا به علت شرايط جسماني نظير بيماري و تب باشد.كابوس هاي دوران اوليه ي كودكي احتمالا نشانگر كوشش در جهت آموختن راه هاي مقابله با ترس ها و مسائل عادي دوران كودكي است.بعضي افراد بعد از اينكه دچار سانحه ي ترس آوري مي شوند كابوس ها را تجربه مي كنند نظير عمل جراحي،از دست دادن عزيزي،مورد حمله ي كسي قرار گرفتن و تصادف شديد.كابوس هاي افراد از جنگ بر گشته در زمره ي اين نوع كابوس هاست.محتوي اين كابوس ها بطور بارزي مستقيما به سانحه ي ترس آوري مربوط بوده و كابوس اغلب به دفعات حادث مي شود.ديگر افرادي هم وقتي در ساعات بيداري دچار فشار عصبي مي شوند،نظير مشكلات شغلي يا تغيير شغل يا مشكلات حاصله در رابطه با از دست دادن عزيزي،نقل مكان،بارداري،نگراني مالي و...در نهايت،بعضي افراد دچار كابوس هاي مكرر مي شوند كه با استرس هاي ساعات بيداري زندگي روزمره شان ربطي ندارد.اين نوع افراد گمان مي رود خلاق تر،حساس تر،قابل اعتمادتر و عاطفي تر از حد معمول باشند.
براي مقابله با كابوس ها چه اقداماتي مي توان انجام داد
در واقع اين موضوع به منشاُ و علت كابوس بستگي دارد.اگر نقش مصرف دارو و معالجه با استفاده از دارو و يا بيماري را از علل كابوس به حساب نياوريم،در ساير موارد بحث و مشورت با پزشك توصيه مي شود.تشويق كودكان و نوجوانان به اين كه كابوس هاي خود را با والدين خود و يا با ديگر بزرگسالان درميان بگذارند كارمفيدي است و نياز به درمان هم ندارد.
اگر بچه اي از كابوس هاي تكراري و آزاردهنده رنج مي برد،ممكن است به كمك يك درمانگر نياز داشته باشد.شخص معالج ممكن است از بچه بخواهد چگونگي كابوس خود را روي كاغذ رسم كند،يا با شخصيت هاي وحشت برانگيز و تهديدكننده درون كابوس صحبت كند و يا در مضمون كابوس برحسب ميل خود تغييراتي ايجاد كند تا به اين ترتيب به بچه كمك كند تا احساس امنيت بيشتري نمايد و كمتر دچار ترس شود.
كابوس هايي كه در آن ها رويداد ترس آوري تكرار مي شود نشان دهنده ي يك روند طبيعي شفابخش مي باشد و اگر بهبودي ادامه يابد شدت و دفعات تكرار بكلي رفع خواهد شد و اگر بعد از چند هفته تغييري مشاهده نشود،مشورت با يك درمانگر توصيه مي شود.با تمرين خواب،بيننده اغلب مي تواند بياموزد كه چگونه زبان بصري و نمادي خواب خود را بفهمد و روابط جنبه هاي خواب و بيداري خود را مورد ملاحظه قرار دهد.كابوس اصولا خاطر انسان را پريشان مي كند اما شخص ممكن است قبل از اين كه به دقت به معني خواب توجه كند بخواهد از اثر پريشان كنندگي آن بكاهد.بعضي راه حل ها در كاهش اثر سوء كابوس موثراند،مانند نوشتن شرحي از كابوس يا رسم و نقاشي كردن آن،مجسم كردن شخصيت ها بطور خيالي،با شخصيت هاي كابوس صحبت كردن،تجسم يك پايان لذت بخش تر يا صرفا بازگو كردن آن به دفعات.در حاليكه از اين روش ها استفاده مي كنيد،خواب بيننده هرچه آسوده خاطرتر باشد بهتر است.كتاب هاي خوبي براي آموختن اين كه چگونه مباني خواب ها را درك كنيم وجود دارند.به نوبه ي خود خواب بيننده ممكن است مايل باشد از يك درمانگر تقاضاي كمك كند.گاهي اوقات كابوس ها به فشار عصبي(استرس) شديد يا تعارض هيجاني،
عاطفي ارتباط دارند كه مي توان به بهترين وجه ممكن بعد از مشورت با شخص معالج به حل و فصل آن ها پرداخت.وقتي مردد هستيد،نبايد در مشورت با شخص معالج تعلل نماييد.
ممكن است باعث تعجب شود وقتي متوجه شويد افرادي هم هستند كه در واقع كابوس هايشان آن ها را آزرده نمي كند،اگرچه تجاربشان آن ها را پريشان مي كند.مطالعات نشان داده است كه در حدود نيمي از افرادي كه مكررا دچار كابوس مي شوند كابوس هاي خود را گيرا و جالب پنداشته و آن ها را واكنش هاي سازنده ي قواي ذهني خود به حساب مي آورند و آن ها را صرفا در زمره ي خواب ديدن به شمار نمي آورند.اين موضوع نشان دهنده ي اين واقعيت است كه طرز برداشت و نگرش شخص از كابوس ها كاملا حائز اهميت است.
از وحشت شبانه چه مي دانيد
اين نوع ترس ها كاملا متفاوت هستند.كابوس ها معمولا بعد از چند ساعت خواب دست مي دهند.فرياد كشيدن يا جابجا شدن،
حركاتي غير عادي هستند.رويا معمولا مفصل و در مدت كوتاهي دست مي دهد و خواب بيننده به زودي بعد از بيداري پي مي برد كه دچار كابوس شده است.
از طرف ديگر وحشت هاي شبانه طي يكي دو ساعت اول بعد از خوابيدن ظاهر مي شوند.جيغ كشيدن با صداي بلند و دست و پا زدن حركاتي متداول محسوب مي شوند.بيدار كردن شخص كار مشكلي است و معمولا بعد از بيداري،چيزي جز احساس كسالت روحي يا در صورت امكان تنها يك صحنه قابل يادآوري وجود ندارد.كابوس ها و ترس هاي شبانه از مراحل مختلف فيزيولوژيكي مختلف خواب ناشي مي شوند.
|
اضطراب عبارت است از يك احساس ناراحتكننده و مبهم ترس، وحشت، يا خطر با منشاي ناشناخته كه بر فرد مستولي ميگردد. براي بعضي از افراد اين حالت ممكن است ناگهاني روي دهد و بر طرف شود، اما براي بعضي ديگر اين حالت به صورت مزمن در ميآيد. اضطراب از نظر علمي چندين نوع دارد: اضطراب حاد ناشي از موقعيتي خاص، اختلال در تطابق يافتن با شرايط تازه، اختلال اضطرابي عمومي شده، اختلال هراس، اختلال تنشزاي پس از حادثه، ترس مرضگونه و اختلال وسواسي ـ جبري. |
|
احساس اينكه يك اتفاق نامطلوب يا زيانبار به زودي رخ خواهد داد. |
|
فعال شدن مكانيسمهاي دفاعي بدن براي مبارزه يا فرار. ترشح آدرنالين از غدد فوقكليوي افزايش مييابد، و موادي كه از تجزيه آدرنالين در بدن جمع ميشوند (كاتكول آمينها) نهايتاً بخشهاي مختلف بدن را تحتتأثير قرار ميدهند. تلاش براي پرهيز از اضطراب خود موجب اضطراب بيشتر ميشود. |
|
استرس با هر منشاء (مثلاً مشكلات اجتماعي يا مالي) |
|
از روشهاي كسب آرامش يا مراقبه براي كاهش استرس بهره بگيريد. |
|
اضطراب عمومي شده را ميتوان با درمان كنترل كرد. غلبه كردن بر اضطراب اغلب موجبات زندگي بهتر و رضايت بخشتري را فراهم ميآورد. |
|
بروز اختلال در روابط اجتماعي و شغلي |
|
|
|
بهتر است تحت بررسي و درمان از نظر موارد خاص تهديدكننده يا منشاء استرس كه در ناخودآگاه شما است ولي وجود دارد، قرار بگيريد. |
|
امكان دارد داروهاي ضداضطراب مثل بنزوديازپينها براي مدتي كوتاه تجويز شوند. |
|
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ كنيد. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني به كاهش اضطراب كمك ميكند. |
|
هيچ نوع رژيم خاصي توصيه نميشود. تنها بايد از كافئين و ساير مواد تحريككننده، و نيز الكل پرهيز كرد. |
|
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم اضطراب را داريد و خوددرماني نتيجهاي نداده است. |
|
اختلالات سازگاري عبارت است از علايم احساسي يا رفتاري بيش از اندازه در پاسخ به يك موقعيت استرسزا در زندگي. در اين حالت فرد قادر نيست آن طور كه انتظار ميرود با تغييرات پيش آمده در زندگي سازگاري حاصل كند، كه اين امر به نوبه خود باعث خلل وارد آمدن به كاركردهاي فرد در زندگي روزانه ميشود. |
|
حتماً بايد يك عامل استرسزا قابل شناسايي وجود داشته باشد. اين عامل استرسزا ممكن است خيلي جزئي به نظر آيد، مثلاً مقدار كمي ضرر مالي، يا حتي مثبت باشد، مثلاً ارتقاي شغلي. |
|
|
|
ميزان نامطلوب بودن تغييراتي كه عامل استرسزا به وجود آمده است. |
|
راه خاصي براي پيشگيري از آن وجود ندارد. |
|
معمولاً با موفقيت در سازگاري با تغييرات زندگي يا پايان واقعه استرسزا مشكل خودبهخود حل ميشود. در مواردي كه فرد نتواند خود به تخفيف علايم كمك كند، درمان كمككننده خواهد بود. اختلال سازگاري اصولاً شايع بوده اما معمولاً موقتي است. |
|
مشكل در حفظ روابط يا شغل |
|
|
|
مراقبت از خود، روان درماني، و در بعضي از موارد، استفاده از دارو. انتخاب درماني بر مبناي شدت اختلال سازگاري و تأثيري كه بر زندگي فرد گذاشته است خواهد بود. |
|
با توجه به اين كه اختلالات سازگاري معمولاً كوتاهمدت هستند، معمولاً نيازي به دارو وجود ندارد. اما امكان دارد براي بيخوابي يا ساير علايم خاص، بسته به شدت آنها، دارو تجويز شود. |
|
محدوديتي براي آن وجود ندارد. حتي توصيه به داشتن يك برنامه ورزشي منظم ميشود. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني به كم كردن اضطراب و استرس كمك ميكند. |
|
براي حفظ سلامتي در حد مطلوب، يك رژيم غذايي متعادل داشته باشيد. |
|
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم اختلال سازگاري را داريد. |
|
|
|
بيخوابي عبارت است از اختلال در خواب، از جمله مشكل در به خواب رفتن، مشكل در باقي ماندن در حالت خواب، بيدار شدن متناوب، بيدار شدن صبح خيلي زود، يا تركيبي از اين حالات. بيخوابي در تمام سنين رخ ميدهد، اما در سالمندان شايعتر است. بيخوابي ممكن است موقتي باشد، مثلاً در اثر بروز كلي بحران در زندگي يا تغيير شيوه زندگي؛ يا مزمن باشد، مثلاً به علت مشكلات جسمي يا رواني يا خوردن دارو |
|
بيقراري به هنگام كوشش براي به خواب رفتن |
|
افسردگي، در اين حالت معمولاً فرد خيلي زود از خواب برميخيزد. |
|
استرس، چاقي، مصرف دخانيات |
|
شيوه زندگياي را در پيش گيريد كه الگوي خواب طبيعي را به هم نزند (به قسمت اصول كلي درمان مراجعه كنيد). اگر خوابتان نميبرد، برخيزيد و كاري انجام دهيد. از خوابيدن طولانيمدت در طي روز خودداري كنيد. |
|
اكثر افراد قادر به پيروي از الگوي مناسب هستند، البته به شرطي كه علت زمينهساز بيخوابي آنها درمان يا حذف شود. |
|
مزمن شدن بيخوابي موقتي |
|
|
|
سعي كنيد استرس خود را كم كنيد. روشهاي آرامسازي خود را فراگيريد و به كار بنديد. |
|
در موارد زير امكان دارد داروهاي خوابآور تجويز شوند: اگر بيخوابي موقتي در كارهاي روزمره شما خللي وارد كرده باشد؛ اگر شما دچار بيماري هستيد كه مرتباً در خواب شما اختلال ايجاد ميكند؛ اگر احتياج به برقراري الگوي خواب منظم داريد. |
|
به طور منظم ورزش كنيد تا به اندازه كافي خسته شويد، اما هيچگاه تا 2 ساعت قبل از خواب ورزش نكنيد. |
|
رژيم غذايي خاصي توصيه نميشود، اما اگر قبلاً سوء هاضمه خواب شما را مختل كرده است، تا 3 ساعت پيش از خواب چيزي نخوريد. نوشيدن يك ليوان شيرگرم قبل از خواب براي بعضي از افراد مفيد است. |
|
اگر شما يا يكي از اعضاي خانوادهتان دچار بيخوابي شدهايد. |




