طوطی ماکسی میلیان
پراکندگی جغرافیایی: بیشتر نواحی شرقی امریکای جنوبی، شامل شمال برزیل تا بولیوی، پاراگوئه و ارژانتین.
اندازه: ۳۰ سانتی متر
جیره غذایی: غذای طوطی به همراه میوه و سبزیجات
پرندگان نابالغ: معمولا ارامتر و ساکت تر از پرنده های بالغ می باشند و پیشانی انها قرمز رنگ است. سینهء پرندگان بالغ ابی تر از پرندگان نابالغ است.
تعیین جنسیت: تفاوت ظاهری بین دو جنس نر و ماده وجود ندارد.
ویژگی و جزابیتهای پرنده: پرنده ی بسیار با استعدادی است و خیلی زود اهلی می شود. به این پرنده باید توجه زیادی مبذول داشت.این پرنده نه تنها توانایی تقلید صدای خوبی دارد بلکه در صورت خرید یک پرندهء جوان می توان انرا به پرنده ای بسیار اهلی و دست اموز تبدیل کرد.
با وجودی که گاه پرندگان بالغ صدای ناراحت کننده ی خس خس مانندی از خود در می اورند. ولی ممکن است این صدا غیر طبیعی بوده و نشانگر وجود بیماری اسپرژیلوزیس باشد که طوطیهای پیونوس نسبت به ان حساس هستند.
اصولا طوطیهای پیونوس رنگهای نامشخص و نامنظمی دارند. طوطی های ماکسی میلیان هم که عضو این گروه می باشند از این قاعده مستثنی نیستند. تنها گونه از طوطیهای پیونوس که رنگهای مشخص و منظمی دارد طوطی کله ابی است. سر این پرنده به رنگ ابی تیره است و از طوطی ماکسی میلیان زیباتر می باشد. با وجودی که سر طوطیهای جوان ابی رنگ نیست این پرنده را حتی در سنین جوانی می توان از روی نوار قرمز رنگ روی پیشانی در بالای منقار تشخیص داد.
طوطی کله ابی blue headed parrot
ادامه مطلب
نژاد بولداگ
بولداگ سگي بسيار قوي اي است واصلا ترس را نمي شناسد واز سال 1631 ميلادي مشهور شده است.پوزه ي او بسيار قوي وبسيار محكم وپهن است.جمجمه ي معتدل وبسيار محكمي دارد ودندان هايش جدا از هم اند وشديد گاز مي گيرد وطرف رامحكم نگه مي دارد.پاهاي جلويي پهن وكوتاه اند واين به استقامت حيوان كمك مي كند.بيني او تورفته است تا درموقع گرفتن ونگه داشتن دشمن بتواند به خوبي نفس بكشد.درسال 1838 نگه داري بولداگ در انگلستان ممنوع شد ونژاد اين سگ در شرف نابودي بود ولي به علت صفات ممتازه اش درحراست وپاسباني در مقابل اشرار وقاتلين وصميميت ووفاداري ذاتي او يك رفيق وهمدم انگليس ها شد.بهترين امتياز او استحكام عجيب جمجمه ي چين دارش است.كه ضربه ي فوق العاده شديد هم دران اثر نمي كند.سرسختي او درمقابل دشمن اورابه سگ جنگجو معروف كرده است.با همه ي اين قوت وقدرت فقط حدود سي كيلو وزن دارد.در فراگرفتن تعليم بي اندازه مستعد است.رنگ انها روشن وصافاست.اغلب سفيد،قرمز،قرمز مايل به زردي يازرد كمرنگ،يك رنگ يالكه دارسياه وسفيداند.از گرماي زياد وناگهاني بايد اوراحفظ كرد.بعلت خرخر فوق العاده ي انها نبايد دراتاق خواب مسكن نمايند.اطفال را بحد پرستش دوست دارند.در پشت ظاهر ترسناكش قلبي مهربان ورئوف دارد.از اميزش بولداگ وماستيف نژادي به بام بولماستيف bullmastif به دست مي ايد كه درسال 1924 شناخته شده است وسگي ست خيلي قوي وبلندي ان به شصت وپنج سانتيمتر ميرسد.بولداگ اندازه ي معين واستانداردي ندارد وگوش هاي ان شبيه گل رز است.
ز هم صحبت بد جدایی جدایی
سلامی چو بوی خوش اشنایی بدان مردم دیده ی روشنایی
درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی
نمی بینم از همدمان هیچ بر جای دلم خون شد از غصه ساقی کجایی
ز کوی مغان رخ مگردان که انجا فروشند مفتاح مشکل گشایی
عروس جهان گرچه در حد حسنست ز حد می برد شیوه ی بی وفایی
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع بسی پادشایی کنم در گدایی
می صوفی افکن کجا می فروشند که در تابم از دست زهد ریایی
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبودست خود اشنایی
بیاموزمت کیمیای سعادت ز هم صحبت بد جدایی جدایی
دل خسته ی من گرش همتی هست نخواهد ز سنگین دلان مومیایی
مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی
برای جلسه ی اول از واژه های کلیدی در کلاس کاراته شروع می کنم:
۱- به استادان کاراته تا دان ۵ سنسی و دان ۶ و دان ۷ شیهان و به دان ۸ و ۹ و ۱۰ کانچو می گویند. اکثر اساتید کاراته در ایران سنسی و تعدادی هم شیهان می باشند و کانچوها انگشت شمارند.
۲- لباس کاراته ی شما سفید رنگ است چون نماد پاکی دل کاراته کا است.به این لباس " گی" گفته می شود.
۳- به هنرجویان کاراته و به طور کلی کسی که کاراته کار می کند " کاتا کا" یا " کاتا دو" گفته می شود.
۴- نام تشک کاراته تاتامی است.
۵- اوس! یک واژه ی پرکاربد در کاراته به معنای اطاعت کردن و قبول داشتن است و هرکسی موظف است به اشخاص ارشد خود اوس بگوید.
۶-ری ( ray) به معنای احترام است. در ابتدا و انتهای کلاس کاتادو ها به استادشان ری می کنند. در ابتدا و انتهای مبارزه ی دو نفری و نیز در انتهای اجرای کاتا نیز ری کردن الزامی ست. در شوتوکان به هنگام ری کردن باید پاهای خود را به هم بچسبانید و دستان خود را از طرفین به بدنتان بچسبانید سپس از کمر خم شوید و بدون پایین انداختن سرتان اوس بگویید.
۷- در هنگام ورود به کلاس کاراته یا خروج از ان باید جهار زانو نشسته دستان خود را روی زمین بگذارید بطوریکه انگشتان شست و اشاره ی دو دست خود را طوری به هم بچسبانید که تشکیل یک مثلث بدهند. سپس سر خود را روی دستان خود قرار داده و اوس می گویید. تا زمانی که ارشدترین فرد کلاس اوس شما را پاسخ نگوید شما حق برخاستن ندارید.
۸- یوی واژه ای به معنای اماده باش و تعلیق هر نوع فعالیت است. به هنگام ورود استاد یا شروع هر نوع تمرین یوی می ایستند. برای یوی ایستادن پاها را به اندازه ی عرض شانه باز کرده و در حالت موازی هم و رو به جلو قرار می دهند. دست ها را نیز مشت کرده با فاصله ی کمی از بدن در جلوی بدن نگه می دارند بطوریکه دست ها کشیده و از هم باز است.
۹- سامپایدای به فرد ارشد کلاس گفته می شود که در غیاب استاد به کارها رسیدگی می کند.
فعلا تا همین جا بسه. دفعه ی بعد کلیدی ترین تکنیک های کاراته رو یادتون می دم.
مورچه های ارتشی
ترجمه: اصغر سهرابی نیک
مقاله 1
چه موجودی هر حیوانی را که سر راهش قرار بگیرد می بلعد؟
مورچه های ارتشی!
یک کلنی مورچه های ارتشی به کلنی مورچه های دیگر حمله می کند، می کشد و تا 000/100 حیوان را در یک روز می بلعد سپس مسافت های طولانی را مهاجرت می کند تا غذای بیشتری پیدا کند. آنها نه تنها لانه می سازند، سلسله مراتب اجتماعی ایجاد می کنند و به مناطق دیگر مهاجرت می کنند بلکه چرخه ی زندگی و ساختار کلنی بسیار جالبی دارند.
مورچه های ارتشی که به مورچه های راننده نیز شهرت دارند به یکی از زیر خانواده های مورچه های Dorylinae تعلق دارند. Dorylinae کلمه ای یونانی به معنی نیزه است. تقریبا 250 نوع از مورچه های ارتشی یا مورچه های قاتل وجود دارد که بیشتر در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری آفریقا و استرالیا و آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی شناسایی شده اند. مورچه ی قاتل به چندین نوع از مورچه ها گفته می شود که شکارچی هستند و وقتی که لانه شان با خطر مواجه می شود به صورت دسته جمعی حمله می کنند. آنها می توانند حتی حیواناتی را که چندین برابر از خودشان بزرگتر هستند بکشند مانند گوزن هایی که بی حرکت هستند. آنها به درنده ترین شکارچیان روی زمین شهرت دارند. این مورچه ها بیش از هر شکارچی بزرگ دیگری شکار می کنند.
ادامه مطلب
امیدوارم در این ماه دل ها از کدورت ها پاک شوند.در این ماه خود را کمی به خداوند نزدیک تر کنیم.
نظامي درليلي ومجنون ميگويد:
ازگوي زمين چوبگذري باز ابروفلك است درتك وتاز
هريك به ميانه ي دگرشرط افتاده به شكل گوي درخرط
اين شكل كري كه درزمين است هرخط كه به گرداوچنين است
واژه ي كري همان كروي است ونظامي ميگويد علاوه برزمين، همه ي اجرام وافلاك اسماني به شكل گوي هاي گرداني خراطي شده اندوحتي مسيرحركت انها هم دايره اي شكل است. حال اين سوال پيش مي ايد كه چرانظريه ي نظامي دران زمان گسترش پيدا نكرد؟درزمان نظامي نظريه ي بطليموس كه زمين رامسطح ومركز همه ي عالم ميپنداشت ،چنان بي چون وچرا تصور ميشد كه كسي راياراي مخالفت باان نبود.نظامي درخسرووشيرين با احتياط وبياني رمزگونه چنين ميگويد:
بلنداني كه راز اهسته گويند سخن هاي فلك سربسته گويند
فلك برادمي سربسته دارد چوطرفه گو سخن سربسته دارد
دگرره گفت كاجرام كواكب ندانم برچه مركوبند راكب
شنيدستم كه هركوكب جهانيست جداگانه زمين و اسمانيست.
نظامي در اين ابيات به اين كه در هرزمان نمي توان حقايق را ابراز داشت،اشاره كرده است.
نظامي در اين ابيات مي گويد كه هر ستاره اي،جهاني مانند جهان ماست و خود مانند زمين،خورشيد و قمر و ... دارد.پس از گذشت ۹۰۰ سال و با ظهور عصر فضا و با صرف مبالغ هنگفت،بشر به اين نتيجه دست يافته است كه هر ستاره اي خورشيدي مانند خورشيد زمين دارد و هركدام احتمالا منظومه اي مانند منظومه ي شمسي دارد.
نظامي در ابيات ديگري در ليلي ومجنون ضمن توصيف استادانه اي از شب وسپهر بي كران واخترانش,به شهاب ها نيز اشاره كرده وگفته است:
قلب الاسد از اسد فروزان چون هيزم عود،عود سوزان
اولا بايد بدانيم كه هردسته از شهاب ها كه از نقزه ي معيني از اسمان فرو مي بارند به نام صورت فلكي همان منطقه ناميده مي شوند. در اينجا منظور از قلب الاسد،ستاره ي مركزي صورت فلكي اسد يا لئونيد است ونظامي جهيدن اتش از شهاب ها را به جهيدن جرقه از هيزم عود تشبيه كرده است.
دوست داشتن از دیدگاه بزرگان
اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. گارسیا مارکزاگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابیندرانات تاگوربهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت نهال دوستی واقعی ، آهسته رشد می کند. ژرژ واشنگتن من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید درآن بگذرانم. کترینگ تنها راه ماندگاری هر مراوده دوستانه ایی ، درک درست واقعیات طرف پیش رویمان است .. ارد بزرگ راز خوشبختی در این است که کاری را که مجبور به انجام آن هستید دوست بدارید . هاکسلی
خدایا: به هرکه دوست می داریش بیاموزکه: عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکه دوست تر می داریش بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر است. علی شریعتی من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابیندرانات تاگور
ادامه مطلب
عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می گیرد
عشق در غالب دل ها ، در شكل ها و رنگهاي تقريبا مشابهي متجلي مي شود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خويش دارد و از روح رنگ مي گيرد و چون روح ها بر خلاف غريزه هاهر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطري ويژه خويش را دارد مي توان گفت : كه به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست . عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر مي گذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي مي كند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست .
عشق ، در هر رنگي و سطحي ، با زيبايي محسوس ، در نهان يا آشكار رابطه دارد . چنانچه شوپنهاور مي گويد شما بيست سال سن بر سن معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه كنيد .
ادامه مطلب
دوست من کنوا مابونی شخصیتی متین و محترمی داشت. او به تفاوت میان مدارس و روشها و سبکها اهمیت نمیداد و هر آنچه را که میدانست در اختیار دیگران میگذاشت و هیچگاه دانش خود را پنهان نمیکرد. همچنین اگر از موضوعی آگاهی نداشت آنرا به صراحت بیان میکرد. او خود را به سلسله مراتب میان پیشکسوتان و شاگردان و مبتدیان محدود نمیکرد. اگر چیزی را نمیدانست فوراً سؤال میکرد حتی اگر از یک شاگرد باشد و وقتی چیزی یاد میگرفت آنرا برای خود نگاه نمیداشت بلکه به همهی اشخاصی که در گروه بدنبال پاسخ آن بودند، آنرا یاد میداد.
ادامه مطلب
اه از ان نرگس جادو که چه بازی برانگیخت واه از ان مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میم ده که نگارنده ی غیب نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد
انکه پر نقش زد این دایره ی مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق اتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببیند که با یار چه کرد
گام بعدی : کمربند نارنجی
بوشهر
ریشهر نام بندری تاریخی است واقع در استان بوشهر ایران. بندر باستانی و تاریخی ریشهر پیشینهای بس طولانی و دراز دارد و حتی برخی از مورخان، پیشینهی بنای آن را به دوران اساطیری تاریخ ایران باز گرداندهاند. حمدالله مستوفی در نزهتالقلوب آغاز پیدایش و تأسیس ریشهر را به دست لهراسب کیا نی میداند. ریشهر در دوران ساسانیان، شهر و بندری معتبر و معروف بوده که ریو اردشیر یا بختاردشیرنامیده میشدهاست. در همین زمان بود که در این بندر، قلعهی بلند و مستحکمی کنار دریا ساختهشدکه دور تا دور آن را خندق حفر کرده بودند تا به هنگام خطر، این خندق را پر از آب دریا کرده و جلو هجومدشمن را سد کنند.
ادامه مطلب
شاه اسماعيل صفوي
درباره اتفاقات و حوادث زندگي دو پسري که از شيخ حيدر بجا ماند به ويژه اسماعيل به صورت اساسي فقط کتاب تاريخ اسماعيل که مؤلف آن تا کنون شناخته نشده، اطلاعاتي به ما ميدهد. مطابق اين مرجع، پس از مرگ سلطان علي سير حوادث چنين بوده است:
شاهزاده خانم مارتا (عالمشاه بيگم) دو پسر خود را پس از مراسم ورودشان به اردبيل به بقعه فرستاد و خود دست بکار ترتيب مراسم تدفين پسرش سلطان علي شد. روزي پس از آن ايبه سلطان و ترکمن هاي تحت فرمانش به شهر وارد شدند و به جستجوي شاهزادگان پرداختند، بر اهالي ظلم ها کردند و دار و ندار مردم را به يغما بردند. اسماعيل از بيم آنان از بقعه خارج شد و در خانه قاضي احمد کاکلي که در آن نزديکي بود پنهان گرديد. اين قاضي به مهرباني او را پذيرفت و سه روز تمام در خانه خود نگاهداشت. چون ترکمن ها گوشه و کنار خانه ها را جستجو و زير و رو ميکردند، به نظر قاضي چنين آمد که اسماعيل را بخانه زني موسوم به خانجان ببرد. اين زن، اسماعيل را که هفت ساله بود به مدت يکماه تمام در خانه خود نگاهداشت و سرپرستي کرد. فقط عمه اسماعيل موسوم به پاشاخاتون که دختر شيخ جنيد بود و با ترکمني به نام محمدي بيگ ازدواج کرده بود، گاه و بيگاه او را ملاقات ميکرد، به استثناي پاشاخاتون احدي از اقامتگاه اسماعيل اطلاع نداشت، حتي مادرش. مادر اسماعيل را تا هنگامي که ايبه سلطان در اردبيل بسر ميبرد از روي قصد و عمد از محل او بي خبر گذاشته بودند، زيرا اين فرمانده جسور که در راه رسيدن به مقصود خود از توسل به هيچ وسيله اي خودداري نمي کرد از شکنجه دادن شاهزاده خانم مارتا نيز روي نگرداند، اما او چون خود خبري نداشت نتوانست خفاگاه اسماعيل را فاش سازد. پس از سپري شدن چهار هفته، پاشا خاتون ترتيب انتقال اسماعيل را به خانه زن ديگري از طايفه ذوالقدر که پيشه اش زخم بندي و جراحي بود، داد. اين خانه در محله روملو يعني اعقاب کساني که با وساطت خواجه علي از اسارت تيمور آزاد شده بودند، قرار داشت؛ اما از آنجا که به دليل اصرار و ابرام بيش از حد رستم در نابود کردن اين دو شاهزاده صوفي، اين ناحيه شهر نيز توسط ترکمن ها مورد جستجو قرار گرفت؛ او بچه را به مسجد جمعه که در اردبيل در موضع مرتفعي قرار دارد برد. در آنجا اين زن در مقبره اي به جراحت اسماعيل پرداخت. در ضمن به مادر اسماعيل نيز پيامي فرستاد و او را از زنده بودن اسماعيل مطلع کرد. در آن مسجد يکي از صوفيان که در جنگ مصدوم و زخمي شده بود خود را مخفي کرده بود؛ هنگامي که او اسماعيل را به صوفي مزبور نشان داد، صوفي به اطلاع اسماعيل رساند که هشتاد تن از صوفياني که از جنگ ترکمن ها جان سالم به در برده اند در کوهستان بغرو نزديک اردبيل اقامت دارند و از دل و جان منتظر رسيدن فرمان هاي "پيشواي کامل" خود هستند. او آن صوفي را راضي کرد که از مسجد خارج شود و ياران خود را از ماجرا آگاه کند، بلافاصله رستم بيگ قره مانلو که بر آن صوفيان سمت رياست داشت با همراهان خود نيمه شب به مسجد آمد، اسماعيل را همراه خود به کوه بغرو در روستاي کرگان به خانه واعظي به نام فرخ زاد برد.
ادامه مطلب
|
| |
نویسنده: لزل ویلیامز
ترجمه: اصغر سهرابی نیک
واقعیت ها
لمورها گروه ویژه ای از نخستی ها (پریمات ها) هستند که تنها در ماداگاسکار و جزایر کومورو یافت می شوند. 50 گونه لمور وجود دارد که 17 گونه از آن در لیست گونه های در معرض خطر قرار گرفته است.
لمورها حیواناتی اجتماعی هستند. آنها دست و پایی دراز، پنجه ها و انگشتانی انعطاف پذیر و پوزه ای بلند دارند.
امروزه بزرگترین خطر برای لمورها از دست دادن زیستگاه است زیرا انسان ها جنگل های بومی آن ها را برای ساخت مزرعه از بین می برند.
تشریح فیزیکی
لمور یک نوع نخستی است یعنی از وابستگان انسان و میمون های بی دم می باشد ولی این را هرگز از ظاهر آنها نمی توانید متوجه شوید. انواع بسیار متفاوتی از لمورها وجود دارد اکثر آنها پوزه ای بلند و نوک تیز دارند که به حس بویایی قدرتمند آنها کمک می کند. هر نوع از لمورها بسیار متفاوت به نظر می رسد. آنها رنگ های متفاوتی از قهوه ای مایل به سرخ تا خاکستری تیره دارند و در تمام اندازه ها یافت می شوند. کوچکترین لمور، لمور موشی کوتوله است و تنها 60 گرم وزن دارد اما بزرگترین لمورها یعنی ایندری و لمورهای سیفاکا به اندازه ی یک گربه هستند.

(لمور موشی)
ارتباطات
لمورها از حس بویایی برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند. این نخستی ها بر روی پای خود غده های عطری دارند که رایحه ای خاص در سطحی که لمور از آن عبور می کند باقی می گذارد. اگر لمور دیگری از آنجا عبور کند با استشمام آن رایحه متوجه می شود که لمور دیگری قبلا آنجا بوده است. لمورها دم پر پشت و بلندی دارند که آن را در هوا نگاه می دارند و به آن موج می دهند که این کار به نوبه ی خود روش دیگری برای برقراری ارتباط به شمار می رود. این دم بزرگ همچنین به لمور این امکان را می دهد که در هنگام پرش از درختی به درخت دیگر بتواند تعادل خود را حفظ کند.
(لمور دم حلقه ای)
ادامه مطلب
فرایند هابر که در کتاب شیمی سال سوم نیز بدون ذکر نام فرایند درج شده است همان تشکیل امونیاک از گاز هیدروژن و گاز نیتروژن است که به افتخار فریتس هابر بدین نام خوانده می شود.تا انجا که از کتاب شیمی پیش دانشگاهی به یاد دارم این کشف بزرگ یکی از علل امیدواری المانی ها به پیروزی در جنگ جهانی اول بود چون امونیاک ماده ی اولیه ی بسیاری از مواد منفجره است.
اما ساز و کار واکنش: این واکنش از نظر ترمودینامیک بهتر است در دماهای پایین و فشار های بالا صورت بگیرد ولی چون در دماهای پایین برای انجام این واکنش از نظر سینتیک راه مناسبی وجود ندارد ان را در دمای حدود ۵۵۰ درجه انجام می دهند. در دماهای پایین سرعت رسیدن این واکنش تعادلی به نقطه ی تعادل بسیار کم است بطوریکه عملا امکان پذیر نیست.برای تولید امونیاک بیشتر ( ویا به قول کتاب پیش) جابجایی تعادل در جهت رفت امونیاک تولید شده را از ظرف خارج می کنند.
گاز هیدروژن مورد نیاز ان را از پالایش فراورده های نفتی و گاز نیتروژن مورد نیاز را از تقطیر هوا بدست می اورند.هرچند با عبور دادن بخار اب از روی ذغال داغ نیز هیدروژن بدست می اید.
۲-بس پند كه بود در تاج سرش( انوشيروان) پيدا صد پند نو است اكنون در مغز سرش پنهان
۳-بدين زور و زر دنيا چو بي عقلان مشو غره كه اين ان نوبهاري نيست كش بي مهرگان بيني
كه گر عرشي به فرش ايي وگر ماهي به چاه افتي اگر بحري تهي گردي وگر باغي خزان بيني
چه بايد نازش و نالش به اقبالي و ادباري كه تا بر هم زني ديده نه اين بيني نه ان بيني
سر الب ارسلان ديدي ز رفعت رفته بر گردون به مرو ا تا كنون در گل تن الب ارسلان بيني
۴-هان اي دل عبرت بين از ديده عبر كن هان ايوان مداين را ايينه ي عبرت دان
۵-ان قصر كه جمشيد در او جام گرفت اهو بچه كرد و روبه ارام گرفت
بهرام كه گور مي گرفتي همه عمر ديدي كه چگونه گور بهرام گرفت
۶-برخيز و مخور غم جهان گذران بنشين و دمي به شادماني گذران
در طبع جهان اگر وفايي بودي نوبت به تو خود نيامدي از دگران
۷-انان كه محيط فضل و اداب شدند در جمع كمال شمع اصحاب شدند
ره زين شب تاريك نبردند برون گفتند فسانه اي و در خواب شدند
۸- شعر ملك سليمان( شعر حفظي)

بدلیل برخی مشکلات درسی و کنکور و ... نتوانستم به وبلاگ رسیدگی کنم و حتی برای برخی این سو تفاهم پیش امده است که وبلاگ به کار خود پایان داده است.
متاسفانه باز هم غیبت من ادامه خواهد داشت و به منظور تعطیل نشدن وبلاگ به چند نفر نویسنده نیازمندیم.در زمینه های ورزش کامپیوتر رشته های علمی پزشکی ادبی و ....
علاقه مندان می توانند در قسمت نظرات همین پست امادگی خود را اعلام دارند تا اکانتشان را دریافت کنند.
با بهترین ارزوها
مدير وبلاگ
هاوکینگ در پاسخ به این که چه هدفی رادنبال میکند می گوید:هدف من بسیار ساده است:فهم کامل کیهان و گیتی. چرا به این شکلی که هست به وجودامده و این که دلیل وجود ان چیست؟)
استفان هاوکینگ در سال ۱۹۴۲ در جریان جنگ جهانی دوم در شهر اکسفورد انگلستان متولد شد(پدر و مادر او در های گیت در حومه شمالی لندن زندگی می کردند و تنها برای در امان بودن نوزاد هنگام تولد در شکسفورد اقامت کردند)
روز تولد او درست 300سال پس از مرگ گالیله بود. در نوجوانی دانش اموز برجسته ای نبود ودست نوشته هايش مايه نا اميدي معلمانش بود . اما به ياد گيري رموز ابراز به شدت علاقه نشان داد در سال 1959 در 17 سالگي براي تحصيلدر علوم طبيعي با تاكيد بررشته ي فيزيك به اكسفورد رفت و تحصيلات خود را در دانشگاه هاي اكسفورد و كمبريج در رشته ي فيزيك اغاز كرد.از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مندشد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و اغاز و انجام كيهان پي ببرد.سال هاي دهه 60 ميلادي عصر طلايي كشف فضا٬ پرتاب اولين ماهواره ها٬ و سفر هيجان انگيز فضا نوردانبه كره ي ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها٬ جوانان را مجذوب مي كرد . به علاوه استفان از كودكي عاشق رمان هاي علمي-تخيلي بود و مطالعه انها نيز بر اشتاق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود .در ژانويه 1963 در سن 21 سالگي ٬ دانش جوي مقطع كارشناسي ارشد كمبريج در شاخه ي كيهان شناسي بود كه به بيماري فلج تدريجي عضلات ALS مبتلا شد .اين بيماري موجب از هم پاشيدگي تدريجي سلول هاي عصبي نخاع ومغز كه فعاليت هاي ارادي ماهيچه ها را تنظيم مي كنند ٬ ميشود
او در خصوص بيماريش مي گويد :زماني كه انسان با بمكان مرگ زودرس مواجه مي شود ٬ به اين نكته پي مي برد كه زندگي ارزش زندگي كردن رادارد و خيلي كارها هست كه انسان مي خواهد انجام دهد هر چند بيماري اوراافسرده وبي انگيزه كرده بود اما ازدواجش با جين وايلد كه داراي شخصيت مذهبي بود دوباره شادي را به زندگيش باز گردانيد.استفان د اين مورد مي گويد:نامزدي زندگي مرا تغيير داد . به من چيزي داد كه براي ان زندگي كنم مرا به زندگي مصمم كرد بدون كمك هاي جين قادر به ادامه زندگي نبودم و اراده اي هم براي ان نداشتم .و از ان پي با تلاش و جديتي كه در تحقيقاتش به خرج مي داد در تحصيلاتش پيشرفت چشمگيري كرد ٬ طوري كه در سال 1965 از يكي از كالج كمبريج به نام گانويل و كيس بورس پژوهشي گرفت و در همان سال ازدواج كرد جين ليسانس خود را در دانشگاه لندن در رشته ي اموزش زبان تمام كرد و پايان هفته را به كمبريج رفت و رساله ي دكتراي هاوكينگ را براي او تايپ كرد .
اولين پسر انها ٬ در 1967 به دنيا امد و اين براي هاوكيتگ انگيزه اي جديدي ايجاد كرد .در اخر دهه 1960 اودر جستجوي اين بود كه جهان چگونه است و چگونه ممكن است اغاز شده باشد ٬ چيزيكه او ان را شركت در بازي جهان مي نامد . در اواخر دهه شصت ٬ هاوكينگ از راه رفتن باز ماند و از ان پس او با كمك صندلي چرخ دار به فعاليت مي پردازد .
اما چيزي كه زندگي هاوكينگ را متمايز مي كند اميد است بيش از چهل سال از زماني كه پزشكان تشخيص دادند ٬ هاوكينگ بيش از دو يا سه سال بيشتر زنده نخواهدماند ٬ مي گذرد پيام او به ديگران همواره اين بوده است كه به بيماري نينديشند زيرا زندگي و زندگي كردن را وراي داشتن قدرت حركتي مي داند.
daneshman magazin
شوتو لقب فوناکوشی (شوتو به معني كاج هاي لرزان است و چون خانه ي فوناكوشي در جنگل كاج بود چنين نامي بر او نهادند ) و کان به معنای خانه یا مکتب است. علاوه بر آن شوتوکان متعلق به سيستم شوری ته در کاراته است. اکنون رشته شوتوکان توسط یکی از استادان بزرگ جهان به نام استاد کانازاوا به صورت امروزی تر و علمی تربا نام شوتوکان s.k.i به جهانیان معرفی شده که به کمک نیروهای فیزیکی و بهره گیری از علم فیزیک کارهایی که به نظر خیلیها سخت یا غیرممکن مینمایند را ممکن میکند. در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
گفته میشود کاراته دارای قدمتی پنج هزار ساله است و يکی از استادان اوليه و مبتکران اين فن بوديدهاراما است که حدود 525 سال قبل از ميلاد مسيح مي زيسته است. وی که از پيشوايان مذهبی بودایی بود، به تنهايی از هند به راه افتاد و پس از راهپيمايی چند هزار کيلومتری خود و با پشت سر گذاشتن موانع طبيعی بسيار مشکل موجود در آن زمان به چين رسيد و در ايالت هون نان و معبد شائولين اقامت گزيد. تعاليم بوديدهاراما شامل تمرينات شديد انضباطی و رعایت پرهيزکاری بود. وی 9 سال رنج و رياضت همراه با تفکر و برای اين که شاگردانش نيز بتوانند در مقابل ساعتهای طولانی تفکر و انديشه تاب مقاومت بياورند و نيز با زورگويانی که تعاليم مذهبی و مردان دين را سد راه خود میديدند به مبارزه و مقابله برخيزند 18 حرکت تمرينی را ابداع نمود که در حقيقت زير بنای حرکات کاراته امروزی است.
کاراته امروزی شکل تکامل يافته ای از کمپوی چينی (بوکس چينی) می باشد که در ابتدا اوکیناواته نامیده ميشد. از هنگامی که حکومتهای استبدادی در چين سلسله کينک 1644-1911 و سلسله ساتسوما در اوکیناوا به منظور جلو گيری از ورزيده شدن مخالفان و نيز تحت کنترل در آوردن مردم قانون منع استفاده از شمشير را به مورد اجرا گذاشتند و به جمع آوری سلاحهای رزمی اقدام نمودند مردم به سوی آموزش هنر مبارزه با دست خالی روی آوردند که همين امر باعث شکوفايی هرچه بيشتر کاراته شد.
در سال 1921 يکی از بزرگترين استادان کاراته جزیره اوکیناوا گيچين فونا کوشی 1868-1957 توانست با قدرت و ظرافت تمام کاراته را به ژاپن معرفی نمايد و برخی ديگر از هنر جويان که تحت تعليم بزرگترين استادان اوکيناوا قرار گرفته بودند، تکنيکهای سنتی را با يکديگر ترکيب نموده و سبکهای متعددی از کاراته را به وجود آوردند.
سال 1342 سال ورود كاراته به ایران توسط هرمز میربابایی و محمدعلی صنعتكاران میباشد.
در حال حاضر، سبکهای مختلف کاراته، بالغ بر صدها سبک میشود که در واقع، بازگشت همه آنها به چهار سبک اصلی و مادر از سبکهای اصلی و کنترلی و يک سبک نيمه کنترلی میباشد.
[ویرایش] سبکهای کاراته
سبک های کنترلی عبارتند از:
شوتوکان بنيان گذار: گيچين فونا کوشی. در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
شيتوريو بنيان گذار: کنوا مابونی. شيتوريو متشکل از دو سيستم ناهاته و شوری ته در کاراته میباشد.
گوجوريو بنيان گذار: میاگی چوجون. گوجوريو روش سفت و نرم، که در اوکيناوا شکل گرفت و و متعلق به سيستم ناهاته در کاراته میباشد.
وادوريو بنيان گذار: اوتسوکا هيرونوری. وادوريو يعنی : راه صلح، روش صلح، روش صلح جويانه.
سبک نيمه کنترلی عبارت است از:
کيوکوشين بنيان گذار: ماسوتاتسو اوياما کيوکوشين کای، از عناصر مختلفی که نشات گرفته از تجريبات اوياما وسبک های ديگر است، به وجود آمد.
امروز به موضوعا مطالب وبلاگ یک موضوع مطلب دیگر تحت عنوان "قطعه های ادبی"اضافه شد.
مطلب زیر که در مورد عشق و دیوانگی است از وبلاگ خواب های طلایی برداشته شده است.
در ضمن از اقا شایان و نارسیس خانم تقاضا دارم چند پست دیگر هم دربارهی کامپیوتر در وبلاگ بگذارند.
پس از ۴ ماه رکود هم اکنون می بایست به فکر پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ باشیم.
در ضمن از کسانی که مایل به نوشتن در این وبلاگ هستند خواهش می کنم به من اطلاع دهند.
متشکرم
زمان های قدیم وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود فضیلت ها وتباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت گفت:بایید بازی کنیم مثل قایم باشک.
دیوانگی فریاد زد:آره قبوله.من چشم می ذارم.چون کسی نمی خواست دنبال دیوانگی بگرده همه قبول کردند.دیوانگی چشم ها یش را بست و شروع کرد به شمردن:!!! یک.....دو.....سه....چهار.........
همه دنبال جایی بودند تا قایم بشوند.
نظافت خودش را به شاخ ماه آویزان کرد.
خیانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی شد.
اصالت به میان ابرها رفت.
هوس به مرکز زمین راه افتاد.
دروغ که می گفت به اعماق کویر خواهد رفت به اعماق دریا رفت!
طعم داخل یک سیب سرخ قرار گرفت.
حسادت هم رفت داخل یک چاه عمیق..
آرام آرام همه قایم شدند.دیوانگی هم چنان می شمرد:هفتادو سه.....هفتادو چهار......
اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود تعجبی هم ندارد قایم کردن عشق خیلی سخت است.دیوانگی داشت به عدد 100 نزدیک می شد که عشق رفت وسط یک دسته گل رز و آرام نشست.
دیوانگی فریاد زد:دارم میام دارم میام.همان اول کار تنبلی را دید اصلا" تلاش نکرده بود تا قایم بشود!بعد هم نظافت را یافت و خلاصه نوبت به دیگران رسید اما از عشق خبری نبود...
دیوانگی دیگر خسته شده بود که حسادت حسودیش گرفت و آرام در گوش او گفت:عشق در آن سوی گل رز مخفی شده .دیوانگی با هیجان زیادی یک شاخه از درخت کند وآن را با قدرت تمام داخل گل های رز فرو کرد.
صدای ناله ای بلند شد عشق از داخل شاخه بیرون آمد.دست هایش را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتانش خون می ریخت.شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود.دیوانگی که خیلی ترسیده بود با شرمندگی گفت:حالا من چه کار کنم؟؟؟چگونه می توانم جبران کنم؟؟؟
عشق جواب داد مهم نیست دوست من تو دیگه نمی توانی کاری بکنی.فقط ازت خواهش می کنم از این به بعد یار من باش.همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.
و از همان روز تا همیشه عشق و دیوانگی همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند!
بعد از مدت ها مشکل ویروس کامپیوترم را حل کردم.(دادم حل کردند!)
از این به بعد مثل گذشته تا حدی که در توان دارم دوباره مطالب علمی و جالبی برای شما مشتاقان علم و جویندگان ان در چهارگوشهی علم! می اورم.
در ضمن برای هر رشته از هر نوع علم و هنر و ... نویسندگان عمومی و اختصاصی می پذیریم.
تنها شرط برای نوشتن در این وبلاگ پرهیز از نوشتن مطالب غیر علمی و متفرقه و بروز رسانی حد اقل ۳ بار در هفته است.
اگر لطف کنید و نگاهی به امار سایت بیاندازید متوجه می شوید که بازدیدکنندگان خارجی سایت با چه هدفی از این سایت دیدن کرده اند.
باشد که این وبلاگ خوانندگان بی شماری در روز داشته باشد.
2. قلب شما روزی ۱۰۱۰۰۰ بار میتپد.
3. دهان شما روزی یک لیتر بزاق تولید میکند .
4. به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند رکورد این ماده در جهان ۷.۵ دقیقه است.
5. به طور موسط شما روزی ۵۰۰۰ کلمه صحبت میکنید که ۸۰٪ ان با خودتان است. !
6. در ۱۵۰ سال گذشته میانگین قد افراد در کشور های صنعتی ۱۰ سانتی متر رشد داشته است .
7. از دست دادن تنها ۱٪ از اب بدن موجب تشنگی میشود.
8. مردان روزی ۴۰ و زنان روزی ۷۰ تار مو از دست میدهند.
9. یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن به هوش میماند.
10. عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک میزنید.
از تاخیر چند ماهه ام واقعا عذر می خواهم.اینترنتم خراب بود.
و به همه ی شما فرا رسیدن نوروز باستانی یادگار اجداد و نیاکان نیک اندیش را تبریک عرض می کنم.
پست بالا را برای خالی نبودن عریضه به شما تقدیم می کنم.

بر طبق روایات اسطوره شناسی ، گربه قادر به پیش بینی هواست و درضمن خود تاثیر زیادی روی آب و هوادارد. تصویر جادوگران که بر روی طوفان پرواز میکرده اند اغلب به شکل گربه نشان داده شده است.
اگر گربه مشغول تمیز کردن گوش خود باشد نشانه بارش باران است. و گربه زمین لرزه را از قبل حس میکند.
ملاحان قدیم همیشه گربه ای در کشتی خود سوار میکردند چون اعتقاد داشتند که اگرگربه از آغاز سفر نا آرامی نشان داده و با سردادن صدای بلند بخواهد از کشتی خارج شود ، سفر سختی در پیش خواهند داشت و یک گربه بازیگوش و آرام نمایانگر سفر دریائی آرام و بی خطر بود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
آزمايش تامسون ( محاسبه نسبت بار به جرم الكترون ) 
در آزمايش تامسون از اثر ميدان الكتريكي و ميدان مغناطيسي استفاده شده است. دستگاهي كه در اين آزمايش مورد استفاده قرار گرفته است از قسمتهاي زير تشكيل شده است:
الف ) اطاق يونش كه در حقيقت چشمه تهيه الكترون با سرعت معين مي باشد بين كاتد و آند قرار گرفته است. در اين قسمت در اثر تخليه الكتريكي درون گاز ذرات كاتدي ( الكترون ) بوجود آمده بطرف قطب مثبت حركت مي كنند و با سرعت معيني از منفذي كه روي آند تعبيه شده گذشته وارد قسمت دوم مي شود. اگر بار الكتريكي q تحت تاثير يك ميدان الكتريكي بشدت E قرار گيرد، نيروييكه از طرف ميدان بر اين بار الكتريكي وارد مي شود برابر است با:
F= q.E
ادامه مطلب
شاه پسند وحشي خونريزي لثه را رفع ميكند و براي برطرف كردن سرما خوردگي مفيد است.
شاه پسند وحشي با نام علمي (Verbena officinllis) گياهي است كه در روم قديم مورد پرستش و تقديس مردم قرار ميگرفت و از آن براي تبرك خانهها و معابر استفاده ميشد.
اين گياه در نواحي جنوب آسيا، آفريقا و اروپا در حاشيه جادهها و دشتها ميرويند. در ايران در مناطق شمال ايران و اطراف تهران، فارس، شيراز و نواحي جنوب ميرويند.
قسمت مورد استفاده اين گياه سر شاخههاي سبز آن است. در اثر مالش دادن بوي مطبوعي در تمام قسمتهاي اين گياه منتشر ميشود ولي طعم آن گس و تلخ است. شاه پسند وحشي از نظر طب قديم ايران سرد و خشك است و داراي مواد شيميايي مختلفي نظير تانن، موسيلاژ، ساپوتين، وربي نالين و مادهاي تلخ است.
اين گياه براي تقويت قلب مفيد است و خون را تميز و تصفيه ميكند. همچنين براي برطرف كردن سرماخوردگي مفيد است.
شاه پسند وحشي خلط آور است براي درمان ناراحتي پوستي مفيد است و كمبود ويتامين c را درمان ميكند.
اين گياه كرم معده را كشته و از بين مي برد، براي تقويت قلب مفيد است و خون را تميز و تصفيه مي كند.
شاه اسماعيل صفوي
درباره اتفاقات و حوادث زندگي دو پسري که از شيخ حيدر بجا ماند به ويژه اسماعيل به صورت اساسي فقط کتاب تاريخ اسماعيل که مؤلف آن تا کنون شناخته نشده، اطلاعاتي به ما ميدهد. مطابق اين مرجع، پس از مرگ سلطان علي سير حوادث چنين بوده است:
شاهزاده خانم مارتا (عالمشاه بيگم) دو پسر خود را پس از مراسم ورودشان به اردبيل به بقعه فرستاد و خود دست بکار ترتيب مراسم تدفين پسرش سلطان علي شد. روزي پس از آن ايبه سلطان و ترکمن هاي تحت فرمانش به شهر وارد شدند و به جستجوي شاهزادگان پرداختند، بر اهالي ظلم ها کردند و دار و ندار مردم را به يغما بردند. اسماعيل از بيم آنان از بقعه خارج شد و در خانه قاضي احمد کاکلي که در آن نزديکي بود پنهان گرديد. اين قاضي به مهرباني او را پذيرفت و سه روز تمام در خانه خود نگاهداشت. چون ترکمن ها گوشه و کنار خانه ها را جستجو و زير و رو ميکردند، به نظر قاضي چنين آمد که اسماعيل را بخانه زني موسوم به خانجان ببرد. اين زن، اسماعيل را که هفت ساله بود به مدت يکماه تمام در خانه خود نگاهداشت و سرپرستي کرد. فقط عمه اسماعيل موسوم به پاشاخاتون که دختر شيخ جنيد بود و با ترکمني به نام محمدي بيگ ازدواج کرده بود، گاه و بيگاه او را ملاقات ميکرد، به استثناي پاشاخاتون احدي از اقامتگاه اسماعيل اطلاع نداشت، حتي مادرش. مادر اسماعيل را تا هنگامي که ايبه سلطان در اردبيل بسر ميبرد از روي قصد و عمد از محل او بي خبر گذاشته بودند، زيرا اين فرمانده جسور که در راه رسيدن به مقصود خود از توسل به هيچ وسيله اي خودداري نمي کرد از شکنجه دادن شاهزاده خانم مارتا نيز روي نگرداند، اما او چون خود خبري نداشت نتوانست خفاگاه اسماعيل را فاش سازد. پس از سپري شدن چهار هفته، پاشا خاتون ترتيب انتقال اسماعيل را به خانه زن ديگري از طايفه ذوالقدر که پيشه اش زخم بندي و جراحي بود، داد. اين خانه در محله روملو يعني اعقاب کساني که با وساطت خواجه علي از اسارت تيمور آزاد شده بودند، قرار داشت؛ اما از آنجا که به دليل اصرار و ابرام بيش از حد رستم در نابود کردن اين دو شاهزاده صوفي، اين ناحيه شهر نيز توسط ترکمن ها مورد جستجو قرار گرفت؛ او بچه را به مسجد جمعه که در اردبيل در موضع مرتفعي قرار دارد برد. در آنجا اين زن در مقبره اي به جراحت اسماعيل پرداخت. در ضمن به مادر اسماعيل نيز پيامي فرستاد و او را از زنده بودن اسماعيل مطلع کرد. در آن مسجد يکي از صوفيان که در جنگ مصدوم و زخمي شده بود خود را مخفي کرده بود؛ هنگامي که او اسماعيل را به صوفي مزبور نشان داد، صوفي به اطلاع اسماعيل رساند که هشتاد تن از صوفياني که از جنگ ترکمن ها جان سالم به در برده اند در کوهستان بغرو نزديک اردبيل اقامت دارند و از دل و جان منتظر رسيدن فرمان هاي "پيشواي کامل" خود هستند. او آن صوفي را راضي کرد که از مسجد خارج شود و ياران خود را از ماجرا آگاه کند، بلافاصله رستم بيگ قره مانلو که بر آن صوفيان سمت رياست داشت با همراهان خود نيمه شب به مسجد آمد، اسماعيل را همراه خود به کوه بغرو در روستاي کرگان به خانه واعظي به نام فرخ زاد برد.
برای ادامه مطلب روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
دید کلی
نور را میتوان به عنوان یک موج الکترومغناطیسی عرضی مورد بررسی قرار داد، نور قطبیده خطی یا قطبیده تخت یعنی نوری که سمتگیری میدان الکتریکی آن ثابت است هر چند بزرگی و علامت آن با زمان تغییر میکند. بنابراین میدان الکتریکی یا آشفتگی نوری در صفحهای به نام «صفحه ارتعاش» جای میگیرد .
این صفحه ثابت هم بردار الکتریکی E و هم بردار انتشار K را در راستای حرکت در بر میگیرد فرض کنیم که دو موج نوری هماهنگ قطبیده خطی با بسامدهای یکسان داریم که در ناحیه واحدی از فضا و در راستای یکسان حرکت میکنند. اگر بردارهای میدان الکتریکی آنها همخط باشند، آشفتگیهای برهم نهاده با یکدیگر ترکیب میشوند تا موج قطبیده خطی برآیندی را تشکیل دهند، اگر این دو موج نوری چنان باشند که امتدادهای میدان الکتریکی مربوطه آنها متقابلاً برهم عمود باشند ممکن است موج برآیند قطبیده خطی باشد یا نباشد.
قطبش بوسیله انعکاس
اگر بر سطح آینهای نور بتابانیم شعاع بازتاب بطور جزئی قطبیده خواهد بود موقعیکه زاویه تابش به 57 درجه برسد شعاع بازتاب کاملاً قطبیده میشود. اگر نور قطبیده را به آینه دوم که سطح آن با اولی موازی است با زاویه 57 درجه بتابانیم نور منعکس قطبیده خواهد ماند. حال اگر برآیند دوم را 90 درجه بچرخانیم منعکس از آن حذف خواهد شد و اگر دوباره 90 درجه بچرخانیم شعاع منعکس قطبیده ظاهر خواهد شد و این عمل در هر 90 درجه چرخاندن تکرار خواهد شد در این حالت آینه اول را پلاریزور و آینه دوم را آنالیزور میگویند.قطبش در اثر شکست مضاعف
اگر شعاع نور معمولی را به
(کربنات کلسیم) بتابانیم انکسار مضاعف پیدا میکند و قطبیده میشود و دو شعاع قطبیده خواهد داد که معمولا با O شعاع عادی و به شکل E نور غیرعادی نامگذاری شدهاند که هر دو قطبیدهاند نورعادی از قوانین شکست پیروی میکند ولی شعاع غیرعادی پیروی نمیکند. قطبش با جذب انتخابی
اگر شعاع نورانی طبیعی را به بلور تورمالین بتابانیم انکسار مضاعف پیدا خواهد شد، تورمالین نور عادی را جذب کرده نور قطبیده غیر عادی را عبور خواهد داد. اگر بلور تورمالین دوم را در مسیر این نور قطبیده شده غیرعادی داده آن را جای آنالیزور بکار ببریم با چرخاندن آن شدت نور قطبیده تغییر خواهد کرد محور دو بلور اگر موازی باشد نور شدید و اگر عمود بر هم باشند نور ضعیف خواهد شد و خارج نخواهد شد.قطبش در اثر پراکندگی نور و رنگ آبی آسمان
شعاع نور طبیعی خورشید که به مولکولهای هوا و ذرات گروه غبار میتابد مولکولها و ذرات فوق بزرگی و انرژی ارتعاشی الکترونهایشان طوری است که نور تابیده را جذب نموده و در جهات دیگری غیر از جهت تابش اولیه ، نور تابش میکنند این پدیده را پراکندگی نور مینامند. نور پراکنده شده توسط ذرات قطبیده است. پراکندگی با توان چهارم طول موج نسبت معکوس دارد.بنابراین نورهای آبی و نیلی و بنفش بیشتر از نورهای دیگر بطرف زمین پراکنده میشوند و اثر این نورها بر چشم آبی است، به همین دلیل آسمان به رنگ آبی دیده میشود. با افزایش گرد و غبار و مولکولها در هوای شهرها ، طیف های بیشتر نور پراکنده شده آسمان از حالت آبی بودن به حالت سفیدی می گراید اگر این پدیده نبود، یعنی جو زمین وجود نداشت آسمان تیره دیده میشد رنگهای مختلف آب دریا از ساحل به طرف داخل آن نیز در اثر وجود ذرات مختلف پراکنده کننده نور است
| کربوهیدراتها دستهای از ترکیبات شیمیایی طبیعی بسیار مهم از مواد تشکیل دهنده گیاهان ، گلها ، سبزیجات و درختان هستند. به علاوه کربوهیدراتها به عنوان سیستم منبع ذخیره انرژی عمل میکنند، آنها به آب ، کربن دیاکسید و گرما یا سایر انواع انرژی متابولیزه میشوند. |
کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی
بدین ترتیب کربوهیدراتها ، منبع مهم غذاییاند. کربوهیدراتها همچنین به عنوان واحدهای سازنده چربیها و نوکلئیک اسیدها عمل میکنند. سلولز ، نشاسته و قند معمولی ، کربوهیدرات میباشند. از آنجا که این ترکیبات چندین گروه عاملی دارند به چند عاملی موسومند. مانند گلوکز
و بسیاری از اجزا سازنده ساده ، کربوهیدراتهای پیچیده دارای فرمول عمومی
هستند. نام و ساختار کربوهیدراتها
سادهترین کربوهیدراتها ، قندها یا ساکاریدها هستند. با افزایش طول زنجیر ، تعداد کربنهای با مراکز فضایی افزایش مییابند و بدین ترتیب تعداد زیادی دیاسترومر امکانپذیر میشوند. خوشبختانه برای شیمیدانها عمدتا یکی از چند انانیتومر امکانپذیر ، اهمیت دارد. قندها ترکیبات پلی هیدروکسی کربونیلاند، از این رو میتوانند همی استالهای حلقوی پایداری ایجاد کنند ، بدین ترتیب ساختارهای اضافی و تنوع شیمیایی برای این ترکیبات پدید میآید.طبقه بندی قندها
کربوهیدراتها نام عمومی قندهای منومری (منوساکاریدها) ، دیمری (دیساکاریدها) ، تریمری (تریساکاریدها) ، الیگومری (الیگوساکاریدها) و پلیمری (پلیساکاریدها) بدست آمده از قند (ساکاروم ، لاتین قند) میباشند. یک منوساکارید یا قند ساده ، یک آلدئید یا کتونی با حداقل دو گروه هیدروکسیل است. بدین ترتیب دو عضو ساده این طبقه از ترکیبات ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) ، 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون (1 و 3 - دی هیدروکسی استون) میباشند.قندهای پیچیده از اتصال قندهای ساده همراه با حذف آب بدست میآیند. قندهای آلدئیدی بصورت آلدوزها طبقه بندی میشوند. آنهایی که عامل کتونی دارند، کتوز خوانده میشوند. بر اساس طول زنجیر ، قندها ، تریوز (3 کربنی) ، تتروز (4 کربنی) ، پنتوز (5 کربنی) ، هگزوز (6 کربنی) و غیره نامیده میشوند. از اینرو ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانول (گلیسرآلدئید) یک آلدوتریوز است. در حالی که 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون یک کتوتریوز میباشد.
گلوکز
گلوکز ، قند خون یا قند انگور (گلایکیس ، در فرهنگ یونانی به معنی شیرین) که به دکستروز موسوم است، یک پنتاهیدروکسی هگزانال بوده ، از اینرو در خانواده آلدوزهگزوزها جای دارد. گلوکز بصورت طبیعی در بسیاری از میوهها و گیاهان با غلظتی در گستره %0.08 تا 0.1% در خون انسان وجود دارد.فروکتوز
ایزومر کتوهگزوزی گلوکز ، فروکتوز است. فروکتوز شیرینترین قند طبیعی است (برخی از قندهای سنتزی شیرینترند). فروکتوز نیز در بسیاری از میوهها (فروکتوز در فرهنگ لاتین به معنی میوه) و در عسل وجود دارد.ریبوز
قند طبیعی مهم دیگر آلدوپنتزو ریبوز است. این قند واحد ساختاری ریبونوکلئیک اسیدها میباشد. فرمول ساده یا تجربی برای همه قندها
میباشد. این فرمول ، هم ارز فرمول هیدرات کربن است. این یکی از دلایلی است که به این دسته از ترکیبات کربوهیدرات گفته میشود. دیساکاریدها و پلیساکاریدها
دیساکارید از تشکیل دو مونوساکارید از طریق تشکیل یک پل اتری (معمول استال) بدست میآید. هیدرولیز دیساکاریدها ، منوساکاریدها را دوباره بدست میدهد. تشکیل اتر بین یک منو و یک دیساکارید یک تریساکارید ایجاد میکند و تکرار این فرآیند نهایتا به تولید یک پلیمر طبیعی (پلیساکارید) منجر میشود. چنین کربوهیدراتهای پلیمری ، تشکیلدهنده اسکلت اصلی سلولز و نشاسته هستند.فعالیت نوری قندها
به استثناء 1 و 3 - دیهیدروکسی- پروپانون ، همه قندهایی که تاکنون ذکر شدهاند، حداقل حاوی یک مرکز فضاییاند. سادهترین قند کایرال ، 3 و 2 - دیهیدروکسی پروپانون (گلیسرآلدئید) با یک کربن نامتقارن است. فرم راستبر آن R است، به صورتی که در طرحهای فیشر مولکول نشان داده میشود، انانتیومر چپبر آن ، S میباشد.گر چه نامگذاری S و R برای نامیدن قندها کاملا رضایت بخش است، اما سیستم نامگذاری قدیمی هنوز بکار گرفته میشود. این سیستم نامگذاری ، قبل از تدوین پیکربندی مطلق قندها متداول بوده ، همه قندها را به 2 و 3 - دیهیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) مرتبط میسازد. در این روش بجای استفاده از S و R از پیشوند D برای انانتیومر (+) وL برای انانتیومر (-) گلیسرآلدئید استفاده میشود.
قندها ، تشکیلدهنده همیاستالهای درون مولکولی
قندها ترکیبات هیدروکسی کربونیلاند و بایستی قادر به تشکیل درون مولکولی همی استال باشند. در واقع گلوکز و سایر هگزوزها و پنتوزها به صورت مخلوط در حال تعادل با ایزومرهای حلقوی همیاستال خود هستند. در این مخلوط در حال تعادل ، ایزومر حلقوی همیاستال برتر است. در اصل هر یک از پنج گروه هیدروکسی میتوانند به گروه کربونیل آلدئید افزوده شوند. اما گرچه حلقههای پنج ضلعی نیز شناخته شده هستند، حلقههای شش ضلعی معمولا محصول برتر میباشند.گسستگی اکسایشی قندها
واکنشگری که باعث شکستن پیوند C-C میشود، پریدیک اسید (HIO4) است. این ترکیب دیالهای مجاور را اکسایش کرده ، ترکیبات کربونیل ایجاد میشوند. از آنجا که اغلب قندها چندین دیال مجاور دارند، اکسایش با HIO4مخلوط پیچیدهای ایجاد میکند. مقدار کافی از اکسنده ، زنجیر قند را بطور کامل به ترکیبات یک کربنی تبدیل میکند.از این روش برای شناسایی ساختار قندها استفاده میشود. مثلا از مجاورت گلوکز با 5 اکی والان HIO4، پنج اکی والان فرمی اسید و 1 اکی والان فرمالدئید بدست میآیند. در اکسایش فروکتوز ایزومری نیز همان مقدار عامل اکسنده مصرف شده، اما محصولات ، 3 اکی والان اسید ، 2 اکی والان آلدئید و یک اکی والان دیاکسید هستند.
تفاوت اصلی جُغد و پرندگان شکاری در آنست که جغد شبها شکار میکند.
چشمهای جغد بسیار حساس است و حتی در نور خیلی کم میتواند ببیند بعضی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که میتوانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند جغدها در همه قارهها به استثناء قطب جنوب مشاهده شده اند.کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی میباشد طول این جغد فقط 15 سانتیمتر (6 اینچ) یعنی به بزرگی یک گنجشک است.علیرغم اندازه کوچکش یک پرنده پر سرو صدا است خصوصا«در فصل تولید مثل وقتی که نوع نر از درون سوراخ لانه اش برای جلب توجه پرنده ماده آواز میخواند. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز میشکند و نوزاد به دنیا میآید در صورتی که کمبود غذا وجود داشته باشد این جوجه بزرگتر است که نهایتا» زنده میماند.جغد کوتوله شب زی است بهوسیله پرواز بر فراز زمین طعمه اش را شکار میکند او گاهی بهوسیله شیرجه رفتن از محل استقراش بر روی شاخه به طرف طعمه او را شکار میکند.
جغدها برای شکار در شب کاملا" تناسب دارند آنها دارای چشمهای بزرگ رو به جلو هستند که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر میسازد و دید دو چشمی را فراهم میکند نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد منقار قلاب شل نیرومندش به همراه چنگالهای قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار میرود.
جغدها همیشه طعمه خود را درسته میبلعند و بعد از آنکه قسمتهای مفید آن را هضم کردند مابقی آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون میاندازند تفاله جغد که از قطعات استخوان تکههای پر، موی حیوانات و پوسته پشت حشرات تشکیل میشود کاملا" نشان دهنده غذای خورده شده توسط جغد میباشد.
ببخشید که من نمی توانم مانند تابستان سریع و چند مرتبه در روز بروز رسانی کنم به این نتیجه رسیدم که با همکاری چند نفر نویسنده این مهم بهتر انجام شود.
جهت بروز رسانی سریع تر وبلاگ به چند نفر نویسنده نیاز داریم و جهت هماهنگی با برنامه های وبلاگ به نویسندگان تخصصی نیاز داریم:ورزش - فیزیک - شیمی - تاریخ - جغرافیا و همه ی موضوعات وبلاگ.
از کسانی که مارا یاری کنند متشکریم.با یک قرارداد ۹ ماهه کار را شروع می کنیم و در صورت مطلوب بودن فعالیت این عزیزان قرار دادها را تمدید می کنیم.کسانی که مایل به نوشتن در این وبلاگ هستند مشخصات خود را به ایمیل من بفرستند یا در قسمت نظرات وبلاگ ارائه کنند.برای افشا نشدن اطلاعات شما نظرات پس از تایید من در وبلاگ قرار خواهند گرفت.
معمولا از اسفناج هم به صورت خام در سالاد و پخته در تهيه برخي غذاها مانند آش و بوراني استفاده ميشود.
اسفناج داراي مقادير زيادي ويتامينهاي A ، B، B2 و C بوده و در درمان برخي بيماريها مفيدست.
همچنين، اين گياه داراي عناصر معدني مانند آهن و يدست، كه به خاطر داشتن آهن، مصرف آن به اشخاص كم خون توصيه ميشود.
اين گياه به دليل داشتن ويتامينها و املاح گوناگون، براي زنان باردار بسيار مفيد و نشاط آور و در درمان افسردگي نيز مؤثر و بوي بد دهان را از بين ميبرد.
پس از پختن اسفناج نبايد آب آن را دور ريخت، چرا كه سرشار از املاح و ويتامينهاست و يك نوشيدني بسيار مناسب محسوب ميشود.
شما امکان دارد به کسي که چشمان تيزي داشته باشد ، بگوييد که چشمانت مثل عقاب مي بيند ؛ ولي بايد گفت اين حرف اصلا صحت ندارد ! يک عقاب گر (Bald Eagle) که در حال پرواز بر فراز يک چمنزار است و در حال جستجوي موشهايي است که از روي برگها عبور مي کنند ، قدرت ديدي حدودا 8برابر قويتر از ما دارد. ممکن است هنگامي که به سر يک عقاب نگاه مي کنيم ، چشمانش به نظر کوچک بيايند؛ ولي قسمتي که ما مي توانيم ببينيم ، در واقع قله يک کوه يخ است ! اندازه حقيقي کره چشم عقاب که درون جمجمه عقاب قرار گرفته است ، در مقايسه با استانداردهاي انساني بسيار بزرگ است و فضايي که اشغال مي کند از مغز عقاب بيشتر است ! در درون اين حدقه هاي چشم ، سلولهاي حساس به نور قرار گرفته اند که تعدادشان از سلولهاي انساني بسيار بيشتر است.
تعداد اين سلولها در متراکم ترين منطقه درون چشم انسان ، حدود 200هزار عدد است.در حالي که اين عدد در مورد عقاب به 5/1 ميليون بالغ مي شود. همچنين چشمان عقاب نسبت به حرکت و تضاد حساس تر از رنگ اشياست.
اين امر به اين پرنده بلند پرواز کمک مي کند که بتواند صيدش را از فاصله 2کيلومتري پيدا کند. يکي از نقاط ضعف چشمان عقاب اين است که آنها درون جمجمه عقاب بي حرکت و ثابت هستند. به همين دليل ، اگر عقاب بخواهد از زاويه ديگري به اشيا بنگرد، مجبور است سرش را بچرخاند. علاوه بر اين ، دانشمندان تخمين مي زنند که حدود 80درصد اطلاعاتي که عقابها از محيط اطرافشان دريافت مي کنند، از طريق چشمانشان است و اين امر اهميت حسهاي چشايي ، بويايي و لامسه را به حداقل کاهش مي دهد. در واقع اگر شما سر يک عقاب را به وسيله چيزي بپوشانيد، عقاب بلافاصله بيهوش مي شود، چون مغزش به دليل عدم ورود اطلاعات کافي از چشمانش ، از کار مي افتد. همين پديده ، پزشکان را قادر مي سازد که بدون استفاده از مواد بيهوش کننده ، اعمال جراحي کوچک را روي عقابها انجام دهند. فقط کافي است که سر آنها را بپوشانند.
در راستای توسعه ی وبلاگ به نویسندگانی در زمینه های گوناگون نیاز داریم.ورزش - فیزیک - شیمی - تاریخ - جغرافیا و همه ی موضوعات وبلاگ.
از کسانی که مارا یاری کنند متشکریم.با یک قرارداد ۹ ماهه کار را شروع می کنیم و در صورت مطلوب بودن فعالیت این عزیزان قرار دادها را تمدید می کنیم.کسانی که مایل به نوشتن در این وبلاگ هستند مشخصات خود را به ایمیل من بفرستند یا در قسمت نظرات وبلاگ ارائه کنند.برای افشا نشدن اطلاعات شما نظرات پس از تایید من در وبلاگ قرار خواهند گرفت.
در صورت امکان نویسندگانی می خواهیم که در یک موضوع کار کنند(مثلا همین شایان و نارسیس عزیز)
مقدمه
وقتی اتم هیدروژن به دو یا چند اتم دیگر پیوند شده باشد، یک پیوند هیدروژنی وجود دارد. این تعریف اشاره بر این دارد که پیوند هیدروژنی نمیتواند یک پیوند کووالانسی عادی باشد، زیرا اتم هیدروژن تنها یک اوربیتال (1S) در سطح انرژی به قدر کافی پایین دارد که درگیر تشکیل پیوند کووالانسی شود.
جاذبه بین مولکولی و پیوند هیدروژنی
جاذبه بین مولکولی در برخی از ترکیبات هیدروژندار بطور غیر عادی قوی است. این جاذبه در ترکیباتی مشاهده میشود که در آنها بین هیدروژن و عناصری که اندازه کوچک و الکترونگاتیوی زیاد دارند، پیوند هیدروژنی وجود دارد. در این ترکیبات ، اتم عنصر الکترونگاتیو چنان جاذبه شدیدی بر الکترونهای پیوندی اعمال میکند که در نتیجه آن ، هیدروژن دارای بار مثبت قابل ملاحظه +δ میگردد. هیدروژن در این حالت ، تقریبا به صورت یک پروتون بیحفاظ است، زیرا این عنصر فاقد الکترون پوششی است. اتم هیدروژن یک مولکول و زوج الکترون غیر مشترک مولکول دیگر ، متقابلا همدیگر را جذب میکنند و پیوندی تشکیل میشود که به پیوند هیدروژنی مرسوم است. هر اتم هیدروژن قادر است تنها یک پیوند هیدروژنی تشکیل دهد.
نقطه جوش و پیوند هیدروژنی
ترکیباتی که پیوند هیدروژنی دارند، خواص غیر عادی از خود نشان میدهند. تغییرات نقاط جوش در مجموعه ترکیبات SnH4 , GeH4 , SiH4 , CH4 مطابق روال پیش بینی شده برای ترکیبات است نیروهای بین مولکولی آنها منحصر به نبروهای لاندن است. نقطه جوش در این مجموعه با افزایش اندازه مولکولی ، زیاد میشود. ترکیبات هیدروژنی عناصر گروه چهار اصلی ، مولکولهای ناقطبی هستند. اتم مرکزی هر مولکول فاقد زوج الکترون غیر مشترک است. در گروههای پنج ، شش و هفت اصلی نیروهای دو قطبی - دوقطبی به نیروهای لاندن در چسباندن مولکولها به یکدیگر کمک میکند. ولی نقطه جوش نخستین عنصر هر مجموعه (NH3,H2O , HF) بطور غیر عادی بالاتر از نقاط جوش سایر اعضای آن مجموعه است. پیوند هیدروژنی در هر یک از این سه ترکیب ، جدا شدن مولکولها را از مایع مشکلتر میکند.
سایر خواص غیر عادی مربوط به پیوند هیدروژنی
ترکیباتی که مولکولهای آنها از طریق پیوند هیدروژنی به همدیگر پیوستهاند، علاوه بر دارا بودن نقاط جوش بالا ، بطور غیرعادی در دمای بالا ذوب میشوند و آنتالپی تبخیر ، آنتالپی ذوب و گرانروی آنها زیاد است.
شروط تشکیل پیوند هیدروژنی قوی
· مولکولی که پروتون را برای تشکیل پیوند هیدروژنی در اختیار میگذارد (مولکول پروتون دهنده) باید چنان قطبیتی داشته باشد که بار +δ اتم هیدروژن نسبتا زیاد باشد. افزایش قدرت پیوند هیدروژنی به ترتیب N-H.....N
· اتم مولکول پروتون گیرنده که زوج الکترون لازم برای تشکیل پیوند هیدروژنی را در اختیار میگذارد، باید نسبتا کوچک باشد. پیوند هیدروژنی واقعا موثر یا قوی فقط در ترکیبات فلوئور ، اکسیژن و نیتروژن تشکیل میشوند. ترکیبات کلر پیوند هیدروژنی ضعیف تشکیل میدهند و این خصلت ، با توجه به تغییر جزئی نقطه جوش HCl پیداست. الکترونگاتیوی کلر تقریبا با نیتروژن برابر است. ولی چون اتم کلر بزرگتر از اتم نیتروژن است، پراکندگی ابر الکترونی در اتم کلر بیش از اتم نیتروژن میباشد.
مقایسه پیوند هیدروژنی در آب و هیدروژن فلوئورید
تاثیر پیوند هیدروژنی به نقطه جوش آب بیش از هیدروژن فلوئورید است. اگر چه قدرت پیوند O−H…O در حدود 2.3 قدرت پیوند F_H…F است، ولی تاثیر فوق مشاهده میشود. بطور متوسط ، تعداد پیوندهای هیدروژنی به ازای هر مولکول در H2O دو برابر آن در HF است. اتم اکسیژن در هر مولکول آب ، با دو اتم هیدروژن پیوند دارد و دارای دو زوج الکترون آزاد غیر مشترک است. اتم فلوئور در مولکول هیدروژن فلوئورید ، سه زوج الکترون آزاد دارد که میتوانند با اتمهای هیدروژن پیوند تشکیل دهند ولی فقط دارای یک اتم هیدروژن است که میتواند با ان پیوند هیدروژنی تشکیل دهد.
پیوند هیدروژنی و بلور یخ
پیوند هیدروژنی در آب به مقدار خیلی زیاد بر روی سایر خواص آن نیز تاثیر میگذارد. آرایش چهار وجهی اتمهای هیدروژن و زوج الکترونهای غیر مشترک اکسیژن در آب ، سبب میشوند که پیوندهای هیدروژنی بلور یخ دارای چنین آرایشی باشد و منبع به ساختار گشوده بلور یخ میشوند. به همین علت چگالی یخ نسبتا کم است. در نقطه انجماد آب ، مولکولها به هم نزدیکترند و به همین علت و بطور غیر متعارف چگالی آب بیشتر از چگالی یخ است. باید توجه داشت که مولکولهای H2O در حالت مایع توسط پیوندهای هیدروژنی به هم پیوستهاند ولی میزان این پیوستگی و استحکام آن در حالت مایع کمتر از جامد (یخ) است.
پیوند هیدروژنی و انحلال پذیری ترکیبات مختلف
با توجه به پیوند هیدروژنی میتوان انحلال پذیری غیر منتظره برخی ترکیبات حاوی اکسیژن ، نیتروژن و فلوئور را در برخی حلالهای هیدروژندار بویژه آب ، توجیه کرد. مثلا آمونیاک (NH3) و متانول (CH3OH) با تشکیل پیوندهای هیدروژنی در آب حل میشوند. علاوه بر این ، برخی آنیونهای اکسیژندار (مانند یون سولفات ، 42+SO) ، با تشکیل پیوند هیدروژنی در آب حل میشوند.
نقش پیوند هیدروژنی در سیستمهای زنده
پیوند هیدروژنی در تعیین ساختار و خواص مولکولهای سیستمهای زنده نقش اساسی دارد. اجزای مارپیچ آلفا در ساختار پروتئینها و اجزای مارپیچ دوگانه در ساختمان DNA توسط پیوند هیدروژنی به هم میپیوندند تشکیل و گسسته شدن پیوندهای هیدروژنی در تقسیم یاخته و سنتز پروتئینهای آن دارای اهمیت اساسی است.
کشش سطحی
حتما تاکنون ایستادن حشرات را در سطح آب رودخانهها دیدهاید. علت این امر و پیوند هیدروژنی بین مولکولهای آب سطح رودخانه و ایجاد کشش سطحی و در نتیجه یک لایه به هم پیوسته و تور مانند در سطح آب است که وزن پاهای نازک حشرات را میتواند تحمل کند. مقدمه
فيزيك اتمي- مولكولي كه مربوط به فيزيك جديد است از زماني متولد شد كه دانشمندان متوجه شدند كوچكترين جزء در طبيعت اتم نيست بلكه اتم از اجزاي كوچكتري به نام الكترونها و هسته تشكيل شده است. يعني اتم از هستهاي تشكيل شده است كه الكترونهايي در اطراف آن ميگردند
فيزيك اتمي به بررسي نقل و انتقالهاي الكترونهاي اطراف هسته ميپردازد و خواص آنها را مورد بررسي قرار ميدهد. يعني ما در فيزيك اتمي كاري به اين نداريم كه هسته از چه تشكيل شده است بلكه هسته برايمان مركزي با بار مثبت است و بيشتر توجه ما جلب الكترونهاي اطراف هسته ميشود
11-1
سابقه ی تاریخی
مطالعه روي عنصرها به حدود ۲۵۰۰ سال پيش برمي گردد. دالتون در سال 1807 با استفاده از واژه يوناني اتم که به معناي تجزيه ناپذير است ، ذره هاي سازنده عنصرها را توضيح داد. اگر چه امروز مي دانيم که اتمها خود از ذرات کوچکتري تشکيل شده اند، اما هنوز باور داريم که اتم کوچکترين ذره اي است که خواص شيميايي و فيزيکي يک عنصر به آن بستگي دارد.
جان دالتون نظريه اتمي ماده را به شرح زير مطرح كرد :
- تمام عنصرها از اتم تشكيل شدهاند . اتمها ذراتي تقسيمناپذير و تخريب ناپذيرند .
2- همهي اتمهاي يك عنصر از لحاظ جرم و خواص شيميايي يكساناند, اما اتمهاي عنصرهاي مختلف , جرم و خواص شيميايي متفاوت دارند .
3- يك تركيب شيميايي از به هم پيوستن اتمهاي مختلف با نسبتهايي كه اعداد صحيح و كوچكاند , تشكيل ميشود .
4- يك واكنش شيميايي تنها شامل تركيب , تفكيك يا نوآرايي اتمهاست به بيان ديگر , اتمها در جريان يك واكنش شيميايي نه به وجود ميآيند و نه از بين ميروند .
در حال حاضر ميدانيم كه جزء بسيار ناچيزي از ماده در يك واكنش شيميايي قابل تبديل به انرژي بوده و از اينرو به جاست كه از قانون "بقاي جرم و انرژي " صحبت كنيم . همچنين تئوري دالتون نارساييهايي دارد و براي مثال او به وجود مولكول چند اتمي از قبيل H2 و O2 براي يك عنصر پي نبرد و كوچكترين ذرهي همهي عناصر را اتمهاي منفرد پنداشت . همچنين آزمايشها نشان دادهاند كه همهي اتمهاي يك عنصر دقيقاً جرم يكسان ندارند . اما با تغيير واژهي "جرم" به "جرم اتمي ميانگين" ميتوان تئوري دالتون را به كار برد .
جان دالتون بر اساس تئوري اتمي خود قانون دومي را بيان كرد كه مبتني بر دادههاي آزمايشي نبود . اين قانون به عناصري مربوط ميشود كه با هم بيش از يك مادهي مركب ايجاد ميكنند . بنابر قانون دوم دالتون "نسبت جرمهايي از يك عنصر را كه به جرم معيني از عنصر ديگر تركيب ميشوند . ميتوان با اعداد صحيح كوچكي بيان كرد . " اين گزاره را قانون "نسبتهاي چندگانه" مينامند .
الکترون نخستين ذره زير اتمي
اجراي آزمايشهاي بسياري با الکتريسته ، مقدمه اي براي شناخت ساختار دروني اتم بوده است. کشف الکتريسته ساکن، وقوع واکنش شيميايي به هنگام عبور جريان برق از ميان محلول يک ترکيب شيميايي فلزدار (الکتريسته يا برقکانت) ، و آزمايشهاي بسيار روي لوله ي پرتو کاتدي منجر به شناخت الکترون شد. لوله پرتو کاتدي لوله اي شيشه اي است که بيشتر هواي آن خارج شده است.در دو انتهاي اين لوله دو الکترود فلزي نصب شده است . هنگامي که يک ولتاژ قوي بين اين دو الکترود اعمال شود ، پرتوهايي از الکترود منفي (کاتد) به سمت الکترود مثبت (آند) جريان مي يابد که به آن پرتوهاي کاتدي مي گوين. اين پرتوها بر اثر برخورد با يک ماده ي فلوئور سنت نور سبز رنگي ايجاد مي کنند. تامسون موفق شد نسبت بار به جرم الکترون را به کمک اين آزمايشها اندازه گيري کند.
پس از آن رابرت ميليکان توانست مقدار بار الکتريکي الکترون را اندازه بگيرد. به اين ترتيب جرم الکترون نيز با کمک نسبت بدست آمده تامسون محاسبه شد.
بار الکترون 1/602 * 10-19 کلون و جرم الکترون 9/109* 10-28 کیلوگرم است.
پرتو زايي
در حالي که تامسون روي پرتوهاي کاتدي آزمايش می کرد، هم زمان بکرل فيزيک داني که روي خاصيت فسفر سانس مواد شيميايي کار مي کرد با پديده ي جالبي روبرو شد. اين پديده پرتوزايي و مواد داراي اين خاصيت، پرتوزا ناميده شد.
بعد از آن رادرفورد به اين موضوع علاقه مند شد و پس از سالها تلاش فهميد، اين تابش خود ترکيبي از سه نوع تابش مختلف آلفا ، بتا، و گاما مي باشد.
|
|
ادامه مطلب
بعد از ۱۳ روز سلامی دوباره به شما عزیزان
فکر نکنید از وبلاگ غافل هستم
من به وبلاگ دورادور رسیدگی می کنم و سه نفر تقریبا هر روز آمار وبلاگ را دارند و به من می رسانند(اشتباه نکنید شایان و نارسیس نیستند) ولی خوشبختانه موردی پیش نیامده و دو نویسنده ی عزیز ما وبلاگ را بروز رسانی می کنند. از شایان و نارسیس عزیز متشکرم.
واما بعد; هر موردی که داشتید به دو نویسنده ی عزیز ابلاغ کنید.
اگر مقاله و مطلبی داشتید به شایان و نارسیس عزیز اطلاع دهید به نام خودتان ثبت کنند.
خداحافظ
مقدمه
زنبور عسل از راسته نازک بالان (Hymenoptera) است. زنبور عسل قسمتهای دهانی جونده و مکنده ، هر دو را داراست. دگریسی آن کامل است و بطور دسته جمعی زندگی میکند و شامل سه دسته هستند.- ملکه (Queen) که تخم میگذارد.
- نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکههای جدید است.
- کارگرها (Worker) که ماده عقیم هستند و اغلب متعددی دارند.
زنبور عسل در قرآن
کلمه نحل به معنی زنبور عسل در آیات 68, 69 سوره نحل در جز 14 قرآن کریم آمده است. در تفسیر آیه 68 چنین آمده است؛ پروردگارت به زنبور عسل وحی فرستاد! در اینجا لحن قرآن به طرز شگفت انگیزی تغییر مییابد، در عین ادامه دادن بحثها در زمینه نعمتهای مختلف الهی و بیان اسرار آفرینش در این سوره ، سخن از زنبور عسل و سپس خود عسل به میان میآورد. اما شکل یک ماموریت الهی و الهام مرموز که نام وحی بر آن گذارده شده است. نخست میگوید: "و پروردگار تو به زنبور عسل ، وحی کرد که خانههایی از کوهها و درختان و داربستهایی که مردم میسازند ا نتخاب کن."- نخستین ماموریت زنبوران در این آیه ماموریت در این آیه ماموریت خانه سازی ذکر شده است. و این شاید به خاطر آن است که مساله مسکن مناسب نخستین شرط زندگی است و به دنبال آن فعالیتهای دیگر ، امکانپذیر است.
- در آیه 69 سوره "نحل" ، دومین ماموریت زنبورعسل شروع میشود، چنانکه قرآن میفرماید: "ما به او الهام کردیم که سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههایی که پرودگارت برای تو تعیین کرده ، به راحتی بپیما." سرانجام ، آخرین مرحله ماموریت آنها را بصورت یک نتیجه ، این چنین بیان میکند،" از درون زنبوران عسل ، نوشیدنی مخصوص خارج میشود که رنگهای مختلفی دارد." نهفته است، جالب این که دانشمندان از طریق تجربه به این حقیقت رسیدهاند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه ، عمل میکنند که خواص درمانی و دارویی گیاهان کاملا محفوظ مانده و به عسل منتقل میشود.
- و در ماجرای برنامه زندگی زنبوران عسل و ارمغانی که آنها برای جهان انسانیت میآورند، که هم غذاست و هم شفا و هم درس زندگی ، نشانه روشنی از عظمت و قدرت پروردگار است، برای جمعیتی که میاندیشند.
ساختمان مورفولوژیکی زنبور عسل
- بدن زنبور عسل بطور متراکم از موهایی پوشیده است که دارای تارهای (Barbs) جانبی کوتاهی میباشد. و به راحتی دانهها گرده را میگیرند. در چشمهای مرکب و پاها ، موهای صاف وجود دارد پاهای جلویی در حاشیه ساق (tibia) موهای راست و خشن و کوتاهی را دارد و برای تمیز کردن چشمها از گرده گل بکار میرود و برس چشمی (Eye bursh) میگویند.
- بالهای زنبور در هنگام رواز بوسیله قلابهایی بهم درگیر میشوند و یا بال به نظر میرسند. و نوک این بالها مسیر شکل را طی میکند. ممکن است 400 بار در ثانیه مرتعش شوند. آروارههای زیرین mandibles در کارگران صاف برای جمع آوری گرده و ساختن شاخهها بکار میرود. آروارههای زیرین maxillae مانند قاشقکهای طویلی بوده و برای جمع آوری گردههای گل بکار میرود.
- لب تحتانی تبدیل به خرطوم شده و ضمایم حسی - بی (Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مایع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چینهدان بزرگ یا معده عسل (Money Stomash) کشیده میشود. چهار لب مثلثی دریچهای را درست میکند و از ورود عسل به معده جلوگیری میکند. بجز موقعی که جهت تغذیه مورد نیاز است. روده زنبور عسل باریک و دراز است. و تقریبا به 100 لوله کوچک ، مالپیکی اتصال دارد و روده راست ، بزرگ است و به مخرج ختم میشود. در انتهای بدن سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکهها دیده میشود. حس بویایی در زنبوران عسل بسیار قوی و تیز است و چشمها دارای تعداد فراوانی واحدهای بینایی است و دارای مغز نسبتا بزرگ است: زنبوران عسل قادر به تشخیص رنگ قرمز و سیاه از هم نمیباشند.
گونه و نژادهای زنبور عسل
- زنبور هندی (Apis Indiea)
- زنبور درشت (Apis drostata)
- زنبور ریز (Apis florae)
- زنبور عسل معمولی (Apis mellifera).
محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوری آنها
میتوان به شهد یا عسل و گرده زنبور عسل و بره "موم" که از صمغها بوجود میآید، اشاره کرد. گرده زنبور عسل دارای انواع مواد الی و ویتامینها میباشد. گرده شامل قندهای احیا کننده میباشد که در کل 31% در گروه کربوهیدرات وجود دارد. میزان متوسط پروتئین گروه حدود 22% است و تمام اسیدهای آمینه ضروری مورد نیاز انسان در ترکیب پروتئینی دانه گروه وجود دارد. عصاره اتری گروه حاوی چربیها و روغنها ، پیگمانها ، دونینها ، ویتامینها و هورمون رشد میباشد. گروه حاوی 13 نوع اسید چرب و دو استدول عمده بنامهای 24- متیلن کلسترول "و بی سی توسترول" است. برای جمع آوری دانه گرده میتوان از تله گرده ، استفاده کرد، ولی اینکار توصیه میشود، چون جمعیت زنبورها را تضعیف میکند.بعضی از مصارف گرده زنبور عسل
دانه گرده در پزشکی اهمیت خاصی دارد. در درمان بیماریهای پروستات و آلرژی و در حال بیاشتهایی از داروهایی که از دانه گرده ساخته میشوند، استفاده میکنند. دانه گرده بعنوان مکمل غذایی بکار میرود و از آن در رفع چین و چروک و لکههای صورت استفاده میگردد. از داروهای مشهور میتوان به Prostaflor , Ofilorex اشاره کرد.نیش زنبور
از نیش زنبور عسل بعلت خاصیت قلیایی و اسیدی بودن آن در درمان بیماریها ، استفاده میکنند.تولید مثل
- در کارگرها تنها اثری دیده میشود و ولی در ملکه به خوبی توسعه یافته است. ملکه جوان 6 روز بعد از بیرون آمدن ، با یک زنبور نر جفتگیری میکند، اندامهای جفت گیری نر پاره شده و در کیسه تناسلی ماده باقی میماند و تا اینکه بعد از بازگشتن به کندو ، کارگرها آنرا از بین میبرند. اسپرماتوزوئیدهایی که بدین صورت در کیسه ذخیره اسپرم ، جای میگیرد، بکار همه تخمهای لقاح یافتهای که ملکه خواهد گذاشت، بکار میرود. تخمدانهای ملکه پر شده و شکم را پر میکند و ظرف دو روز ، شروع به تخم گذاری میکند.
- از تخمهای لقاح نیافته ، زنبورهاینر (هاپلوئید 16 کروموزوم) و از لقاح یافتهها ، زنبورهای ماده (دیپلوئید و دارای 32 کروموزوم) تولید میشود. تخمها تبدیل به لاروکرمی شکل کوچک فاقد پاها و چشم میشوند و از ژله شاهانه که توسط غدههای حلقی کارگران جوان تولید میگردد، تغذیه میکنند. ولی لاروهای ملکه بیشتر به تغذیه شاهانه میپردازند و به همین جهت با سرعت زیاد بزرگ و تمایز مییابند.
- دم لارو چندین بار ، پوست اندازی میکند روی سلول بوسیله موم پوشیده میشود. و لارو در داخل آن قرار گرفته و شفیره نام دارد و دگردیسی را کامل نموده و به کمک آروارههای زبرین ، سرپوش حجره را پاره کرده و به شکل یک نوزاد جوان بیرون میآید. بعد از عمل جفت گیری زنبوران نر ، به بیغذایی میافتند و میمیرند.
تاريخچه عينک
بنظر مي رسد در زمان مصريها، يوناني ها و رومي هاي باستان هيچ گونه وسيله کمک بينايي وجود نداشته است اين نظر از روي نامه يک فرد رومي که صد سال پيش از ميلاد نوشته شده ودر ان تاکيد دارد او بخاطر سن زيادش واينکه ديگر نمي تواند مطالعه کند وبراي اينکار بايد به برگانش متکي باشد استعفا مي دهد تائيد مي گردد مشهور است که تراژ دي نويس رومي Seneca که در سال چهارم پيش از ميلاد مي زيسته است کتابها را با نگاه کردن از طريق يک کره شيشه اي پر اب که باعث بزرگنمايي مي شده مطالعه مي کرده است Nero از يک زمرد که انرا نزديک چشمش نگه مي داشته است براي تماشاي جنگ گلادياتورها استفاده مي کرده است البته اين دليل کافي براي اين نيستکه بگوييم رومي ها از خواص لنزها اطلاعي داشته اند زيرا اين احتمال وجود دارد که نرو از زمرد بخاطر رنگ سبز ان که باعث کاهش نور خورشيد مي شود استفاده مي کرده است.
Plomy اصول کلي بزرگنمايي را شرح داده ولي لنزهايي که در ان موقع وجود داشته است براي بزرگنمايي مناسب نبوده است قديمي ترين لنز شناخته شده در خرابه هاي Nineveh باستاني کشف شده که از کريستالهاي سنگي جلا داده شده ساخته شده است و قطر ان يک و نيم اينچ مي باشد.
اريستوفان در کتاب ابرها از يک شيشه نام مي برد که براي ايجاد سوراخهايي در پوست خشک حيوانات بکار برده مي شده است و همچنين استفاده از شيشه هاي سوزان را براي پاک کردن نوشته از روي قرص موم ذکر مي کند طبق اظهار Pliny پزشکان انرا براي سوزاندن زخم ها استفاده مي کرده اند.
در حدود سال صدم بعد از ميلاد سنگ مخصوص مطالعه يا انچه که ما انرا به عنوان شيشه بزرگنمايي کننده مي شناسيم پديدار شد اين وسيله در واقع قطعه اي از يک کره شيشه اي بود که در مقابل متن مورد مطالعه قرار داده مي شد تا حروف را بزرگ نمايد اين وسيله راهبان پير را قادر به مطالعه مي ساخت و احتمالا اين نخستين وسيله کمک بينايي بوده است.
ونيزيها ياد گرفتند که شيشه را براي ساختن اين وسيله توليد نمايند وبعدها نيز لنزهايي را که بجاي قرار گرفتن بر روي متن مورد مطالعه در يک فريم در مقابل چشم جاي مي گرفت.
بعضي وقتها گفته مي شود که چينيها عينک را دو هزار سال قبل ساخته اند ولي ظاهرا آنها تنها از اين وسيله براي مراقبت از چشم ها يشان در برابر نيروهاي شيطاني استفاده مي کرده اند در سال 1268 Roger Bacon فيلسوف انگليسي در کتاب Opus Majus نوشت.
. اگر کسي حروف يا اشياء ريز را از طريق يک کريستال يا شيشه يا ماده شفاف ديگر نگاه کند و آن شئي شبيه قطعه تحتاني يک کره باشد در حاليکه طرف محدب آن بطرف چشم باشد او خواهد توانست حروف را بهتر ببيند و حروف بزرگتر بنظر خواهند آمد.
بنابراين چنين وسيله اي ميتواند براي همه مفيد باشد و آنهايي که چشمانشان ضعيف تر باشد خواهند توانست حروف را بهتر ببينند حتي اگر حروف خيلي کوچک باشند .
درسال 1289 در يک کتاب با عنوان Trait decon unit dela famille di popozo نوشته شده که من بقدري داثر کهولت ناتوان شده ام که بدون وسيله اي که به نام عينک معروف است نميتوانم بخوانم يا بنويسم . اين وسيله اخيرا به افراد مسن که دچار ضعف بينايي هستند اختراع شده است واو اظهار ميدارد که بيست سالي بيش نيست که هنر عينک سازي که از مفيدترين هنرهاي روي زمين است کشف شده است من خودم فردي را که آنرا براي نخستين بار ساخته ديده وبا او صحبت کرده ام نام نخستين ابداع کننده عينک نا شناس باقي مانده است .
نخستين تابلوي هنري شناخته که در آن عينک بکاررفته توسط Tomaso da modena در سال 1352 ترسيم شده است او دو برادررا نشان ميدهد که در حال مطالعه هستنند ويکي از آنها يک شيشه بزرگ کننده را نگه داشته وديگري عينکي بر روي بيني خود دارد اگرچه Tomaso در اين کار پيشقدم شد ولي ساير نقاشان عينک را بر روي بيني همه افراد قرار ميدادند که احتمالا نشانه اي از دانش وخرد واحترام بود .
از قرن چهاردهم به بعد نقاشان چهره هايي از St. lucy را رسم کرده اند که اغلب عينک مخصوص خودش را با خود دارد.
يکي از مهمترين پيشرفتهايي که در ساخت عينک در قرن شانزدهم بوجود امد معرفي عدسيهاي مقعر براي اصلاح نزديک بيني بود Pop leox که خودش نزديک بين بود از عينکهاي مقعر در هنگام شکار استفاده نمد و ادعا نمود که اين عينک او را قادر ساخته تا از همراهانش بهتر ببيند .
نخستين عدسيهاي عينک از جنس کوارتز بودند زيرا شيشه هنوز ابداع نشده بود عدسيها بر روي فريمهايي از جنس استخوان و فلز و حتي چرم سوار مي شدند.
استفاده از عينک از ايتاليابه کشورهاي ديگر مانند فرانسه .آلمان واسپانيا نيز گسترش يافت در انگلستان در سال 1629 يک شرکت عينک سازي تاسيس شد در آرم آن سه عدد عينک ديده مي شود وشعار اينست :امکاني جديد براي افراد مسن .
از لحظه اي که عينک اختراع شد مشکلي وجود داشت که تقريبا براي 350 سال حل نشده باقي ماند :"چگونگي قرار گرفتن عينک بر روي صورت" باتمام پيشرفتهايي که در طي سالها صورت پذ يرفت فرم عينک يکي از بهترين نمونه هاي ضعف مهندسي طراحي بود.
مرکز ثقل ومرکز چرخش خيلي از هم دور بودند وبنابراين امکان نگهداري عدسيها در جايگاه دلخواه وجود نداشت فريمها تا حد زيادي به بيني اتکا داشتند که از نظر اندازه شکل و سفتي در بين افراد مختلف متغير بود وهمينطور به گوش که از نظر تقارن و شکل محافظ غضروفي آن ودر ميزان مويي که بين فريم و گوش وجود دارد متغير بود .
براي اين عينک لازم بود که صفحه عدسيها عمود بر محور بينايي باشداگر جه که اين امر از نظر هندسي تنها براي يک جهت نگاه امکان پذ ير است( ودر ساير جهات نگاه تغييراتي در قدرت اسفروسيلند ر روي مي دهد)
همچنين لازم است تا مرکز اپتيکي هر عدسي دقيقا در مرکز هر مردمک قرار داده شود و ظاهرا اين امر غير ممکن است زيرا چشم ها دائما حرکت مي کنند و انواع حرکات مختلف را نشان مي دهند.
عينک سازان اسپانيايي در قرن هفدهم نوارهاي حريري را امتحان کردند که مي شد انها را به فريم متصل نمود و سپس انرا بدور گوش حلقه زد ميسيونر هاي ايتاليايي واسپانيايي مدلهاي جديد عينک را به چين منتقل کردند چيني ها قطعاتي از سراميک يا فلز را به جاي نوارهايي که بدور گوش حلقه مي شد بکار بردند اين ابداع بلا فاصله در همه جا منتشر شد.
در سال 1752 Jamer Ayscough اخرين اختراع خودش - عينکي با دسته هاي داراي لولاي دوگانه را تبليغ نمود اين عينک بسرعت در همه جا انتشار يافت ودر نقاشي ها ،کتب و کاريکاتور هاي اين دوره بوفور يافت مي شود عدسيها از شيشه رنگي ويا شيشه ساده ساخته مي شدند.
Ayscough احساس نمود که شيشه سفيد اثرات خوبي بر روي چشم ندارد وبه همين دليل شيشه هاي آبي و سبز را توصيه نمود.
مردن وزنان اروپايي بويژه فرانسويها در مورد استفاده از عينک خيلي خويشتن داري بخرج مي دادند اشراف پاريس تنها عينک را در پنهان استفاده مي کردند مردم امگلستان و فرانسه از عينک هاي که براحتي پنهان مي شد استفاده مي کردند اما در اسپانيا عينک در ميان همه اقشار رايج بود زيرا مردم فکر مي کردند که عينک باعث مي شود آنها مهمتر وبا وقار تر بنظر ايند.
آمريکاييها ي استعمار گر ي که مسن ويا دور بين بودند عينک را از اروپا وارد نمودند عينک اساسا مخصوص استعمارگران باسواد و صاحب نفوذي بود که نياز به يک وسيله باارزش وگرانبها داشتنددر اوايل سده هجدهم قيمت عينک در حدود 200 دلار بود.
بنيامين فرانکلين در سال 1780عينک هاي دو کانوني را ابداع نمود او بعدها نوشت : من دو عدد عينک قديمي داشتم که يکي را براي مطالعه و ديگري را براي ديدن مناظر دور بکار مي بردم وقتي که در يافتم که اين تغيير عينک ها برايم مشکل افرين است من شيشه هاي هر دو عينک را نصف کردم ونيمي از هر کدام را در يک فريم جاي دادم بدين ترتيب من هميشه از يک عينک استفاده مي کنم وتنها کافيست که چشمانم را بالا يا پايين ببرم تا بتوانم هم دور وهم نزديک را ببينم.
عدسيهاي عينک دو ديد در نيمه نخست قرن نوزدهم پيشرفت کمي پيدا نمودند واژه دوکانوني و سه کانوني توسط Isaac Hawkins که عينک هاي سه کانوني را در 1827 معرفي نمود ابداع شد.
بين سالهاي1781 و1789 عينکهاي نقرهاي با دسته هاي لغزنده در فرانسه ساخته شد ولي گسترش عمومي ان تا قرن نوزدهم طول کشيد.
Monocleکه در ابتدا eye ring ناميده مي شد در سال 1800 در انگلستان معرفي شد.
يک جوان اتريشي به نام Jf.Voigtlander که اپتيک را در لندن فرا گرفته بود ايده Monocle را با خود به آلمان برد او در سال 1814 شروع به ساخت Monocle در وين نمود وانرا منتشر نمود نخستين استفاده کنندگان از مردان طبقات بالا جامعه بودند بعد از جنگ جهاني اول از اعتبار ان کاسته شد که البته بي ارتباط با ارتش المان ن.بود
loregnete دو عد سي در يک فريم بود که استفاده کننده انرا با يک دسته طرفي نگه مي داشت يکي ديگر از ابداعات قرن هجدهم بود ( توسط يک انگليسي به نام Adams ) فريم ودسته اغلب بطرز هنر مندانه اي تزئين مي شد زيرا توسط خانمها مورد استفاده قرار مي گرفت و بيشتر به عنوان يک وسيله تزئيني مورد استفاده قرار مي گرفت تا يک وسيله کمک بينايي تا پايان قرن نوزدهم همچنان رايج بود.
عينک هاي پنسي يا Pince-nez در دهه 1840 پديدار گشتند ولي اين در نيمه دوم قرن نوزدهم بود که تحول عمده اي در رواج اين عينک ها در ميان مردان وزنان بوجود امد.
در قرن نوزدهم مسئوليت انتخاب لنز صحيح برعهده مشتري بود حتي وقتي که از عينک ساز خواسته مي شد که لنز صحيح را براي انها انتخاب نمايد او اين کار بصورت تصادفي واتفاقي انجام مي داد.
در شروع قرن بيستم دکتر Norburne Jenkins در ژورنال اپتيک نوشت : استفاده از عينک در خاج از خانه يک ضرورت است عينک براي خانمها چندان جذاب نيست در واقع بيشتر مردم انرا تحمل مي کنند زيرا به انها گفته مي شود که استفاده تمام وقت از ان تنها راه جلوگيري از بروز مشکلات جدي براي چشم است.
عليرغم اين نوع اظهار نظر ها انواع متعددي از عينک ولوازم اپتيکي در دسترس بودند ودر محلهاي عمومي مورد استفاده قرار مي گرفتند عينک هاي داراي شيشه هاي گرد بزرگ و با فريم هايي از لاک لاکپشت در سال 1914 رايج گشتند.
اکنون زماني فرا رسيده بود که انسان بجاي اينکه از داشتن عينک خجالت زده باشد واقعا از داشتن ان احساس غرور کند عينک هاي بزرگ مد ور و عينک هاي پنسي در قرن بيستم نيز مورد استفاده قرار گرفتند در دهه سي تاکيد زيادي برروي مدل عينک مي شد وانواع مختلفي از فريم هاي عينک در دسترس بودند.
در 1938 Rosenthal نوشت که عينک هاي پنسي هنوز توسط پير زنان و پيرمردان مورد استفاده قرار مي گيرد و توسط عده کمي در ايالات متحده بکار برده مي شود در دهه سي استفاده از عينک هاي افتابي بسيار فراگير شد
گفته میشود کاراته دارای قدمتی پنج هزار ساله است و يکی از استادان اوليه و مبتکران اين فن بوديدهاراما میباشد که حدود 525 سال قبل از ميلاد مسيح ميزيسته است وی که از پيشوايان مذهبی به ديگران به تنهايی از هند به راه افتاد و پس از راهپيمايی چند هزار کيلومتری خود و با پشت سر گذاشتن موانع طبيعی بسيار مشکل موجود در آن زمان به چين رسيد و در ايالت هونونان و معبد شائولين اقامت گزيد تعاليم بوديدهاراما شامل تمرينات شديد انضباطی و انجام اعمال پرهيزکاری بود وی 9 سال رنج و رياضت همراه با تفکر و برای اين که شاگردانش نيز بتوانند در مقابل ساعت های طولانی تفکر و انديشه تاب مقاومت بياورند و نيز با زورگويانی که تعاليم مذهبی و مردان دين را سد راه خود میديدند به مبارزه و مقابله برخيزند 18 حرکت تمرينی را ابداع نمود که در حقيقت زير بنای حرکات کاراته امروزی است.
از طرفی هنگامی که حکومت های استبدادی در چين سلسله کينک 1644-1911 و سلسله ساتسوما در اوکيناوا به منظور جلو گيری از ورزيده شدن مخالفان و نيز تحت کنترل در آوردن مردم قانون منع استفاده از شمشير را به مورد اجرا گذاشتند و به جمع آوری سلاح های رزمی اقدام نمودند مردم به سوی آموزش هنر مبارزه با دست خالی روی آوردند که همين امر باعث شکو فايی هر چه بيشتر کاراته شد.
در سال 1921 يکی از بزرگترين استادان کاراته اوکيناوا گیچن فوناکوشی 1868-1957 توانست با قدرت و ظرافت تمام کاراته را به ژاپن معرفی نمايد و برخی ديگر از هنر جويان که تحت تعليم بزرگترين استادان اوکيناوا قرار گرفته بودند تکنيک های سنتی را با يکديگر ترکيب نموده و سبک های متعددی از کاراته را به وجود آوردند.
در حال حاضر، سبکهای مختلف کاراته، بالغ بر صدها سبک میشود که در واقع، بازگشت همه آنها به چهار سبک اصلی و مادر از سبک های اصلی و کنترلی و يک سبک نيمه کنترلی میباشد.
سبک های کنترلی عبارتند از:
SHOTO KAN شوتوکان بنيان گذار : گيچين فونا کوشی ( 1957-1868)
شوتوکان يعنی : خانه شوتو، مکتب شوتو - لقب فوناکوشی، شوتو، و کان خانه و کتب وی بود. علاوه بر آن شوتوکان متعلق به سيستم شوری ته در کاراته است. اکنون رشته شوتوکان توسط یکی از اساتید بزرگ جهان به نام استاد کانازاوا به صورت مدرنتر و علمی تربا نام شوتوکانs.k.i به جهانیان معرفی شده که حتی با کمک از نیروهای فیزیکی و بهره گیری از علم فیزیک کارهایی که به نظر خیلی ها سخت یا غیرممکن مینماید را ممکن میکند در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
SHITO RYU شيتوريو بنيان گذار : مابونی کنوا ( 1952-1889 )
شيتوريو متشکل از دو سيستم ناهاته و شوری ته در کاراته میباشد. شيتو از نام های دو استاد بزرگ اوکيناوايی گرفته شده است. بدين صورت که شی از نام ايتوسوآنکو استاد مسلم سيستم شوری ته و کلمه تو از نام هيگااونا کانر يو بنيان گذار و استاد مسلم سيستم ناهاته.
GOJU RYU گوجوريو بنيان گذار : مياگی چوجون ( 1953- 1888) گوجوريو يعنی : روش سفت و نرم، که در اوکيناوا شکل گرفت و و متعلق به سيستم ناهاته در کاراته میباشد.
WADO وادوريو بنيان گذار : اوتسوکا هيرونوری ( 1982-1892
و ادوريو يعنی : راه صلح، روش صلح، روش صلح جويانه. وسبک نيمه کنترلی عبارت است از:
KYOKUSHIN KAI کيوکوشين بنيان گذار : ماسوتاتسو اوياما ( 1994-1923)
کيوکوشين کای، از عناصر مختلفی که نشات گرفته از تجريبات اوياما وسبک های ديگر است، به وجود آمد. کيوکوشين کاری از سه لغت کيوکو (( بالاترين ،نهايت )) شين (( حقيقت، روح )) و کای ((گروه و انجمن )) ترکيب شده است. نام ديگر اين سبک اوياماريو است. تاکيد اين سبک روی مبارزه واقعی از راه نزديک است. کيوکوشين کای يکی از سبک های خشن کاراته است و برای کاستن مقاومت حريف، تکنيک ها به طور متوالی اجرا میشود. اين سبک تاکيد زيادی بر روی تمرينات تنفسی و حرکاتی که در کاراته دو ممنوع شده است دارد. دوجوی مرکزی اين سبک هومبو نام دارد و در سال 1955 توسط اوياما در توکيو افتتاح شد.
- اول: یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اطلاع دقیق ازعملکرد خود است.بنابراین فردا یک گزارش عملکرد سالانه ی وبلاگ به شما ارائه خواهیم داد.
- دوم: به دو نویسنده ی عزیز تازه وارد خوشامد می گوییم و بی صبرانه منتظر شروع به کار انان هستیم.
- سوم: دوست دیگر ما کامیار اریانا مدیر وبلاگ "هیچ چیز زیباتر از علم نیست" در یک اقدام ابتکاری وبلاگی برای معرفی وبلاگ های علمی تاسیس کرده است که به نظر من گامی ست بلند برای توسعه ی وبلاگ های علمی.دارندگان چنین وبلاگ هایی خود را به کامیار عزیز معرفی کنند.
- چهارم: دوست عزیز ما megahard يا با نام جديد lux dunload در يك اقدام ابتكاري دست به تاسيس يك وبلاگ با نشاني www.Luxnetwork.blogfa.com زد.كاربران اين وبلاگ به هنگام بروز شدن مي توانند در اين وبلاگ بروز شدن خود را اعلام دارند.به گفته ي مدير وبلاگ اين راهكاري ست تازه جهت افزايش بازديد كننده بدون لينكداني.
با ارزوي موفقيت
با تشكر
Hidden-see
روز هشتم نوامبر سال 1656 در لندن متولد شده در مدرسه سنت پال به تحصيل مي پردازد.
1673
به دانشكده كوئين، دانشگاه آكسفورد، مي رود ولي قبل از كسب مدرك آنجا را ترك مي گويد.
1676
در نوامبر، او با كشتي به جزيره سنت هلنا در اقيانوس اطلس جنوبي مي رود و در آنجا ستاره هاي نيمكره جنوبي را رسم مي كند و بعد از بازگشت نمودار و فهرست آنها را منتشر مي كند.
1678
در 28 نوامبر، پس از بازگشت از «سنت هلنا»، به عضويت انجمن سلطنتي انتخاب مي شود.
1680
در حين مسافرت به پاريس، يك ستاره دنباله دار را مشاهده مي كند.
1682
رصدخانه كوچك خودش را در آبلينگتون واقع در شمال لندن برپا مي كند.
1683
نتيجه مطالعات خود درباره نوسانات مغناطيسي را منتشر مي كند. او تفاوتهاي بين شمال جغرافيايي و شمال مغناطيسي اطراف كره زمين را مورد بررسي قرار داده است، با اين اميد كه اطلاعات حاصله بتواند براي يافتن طول جغرافيايي، مورد استفاده دريانوردان قرار گيرد.
1685
معاون دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.
1686
مطالعاتي را روي بادهاي 30 درجه عرض شمالي و جنوبي خط استوا و بادهاي موسمي منتشر مي كند.
1687
اسحاق نيوتن را متقاعد و راضي مي سازد تا يافته هايش را تحت عنوان اصول رياضي فلسفه طبيعي چاپ كند. اين كتاب دربرگيرنده جزئياتي در مورد نحوه محاسبه مدار چرخشي ستاره دنباله دار سال 1680 است. هالي از روش نيوتن براي محاسبه مدار ستاره هاي دنباله دار سالهاي 1607 و 1682 استفاده مي كند تا اينكه بالاخره موفق مي شود مدارهاي چرخشي 24 ستاره دنباله دار را محاسبه كند.
1693
جدولهاي ميزان مرگ و مير را با ارايه اصولي براي محاسبه بيمه هاي عمر و مستمري ساليانه به زير چاپ مي برد.
1696
در مقام ناظر مالي «چستر مينت» دو سال كار مي كند.
1698
در 19 اوت، هالي فرماندهي كشتي «پارامور» متعلق به نيروي دريايي سلطنتي را به عهده مي گيرد، در طول دو سال سفر دريايي، او نوسانات مغناطيسي را اندازه مي گيرد و نمودارهاي اقيانوسي را با دقت تمام رسم مي كند.
1701
نمودارهاي نوسانات مغناطيسي درياها را منتشر مي كند.
3 ـ 1702
ماموريتهاي ديپلماتيك در سطح اروپا به انجام مي رساند.
1704
در هشتم ژانويه، به عنوان استاد هندسه در دانشگاه آكسفورد منصوب مي شود، و تا پايان زندگيش در همين پست مي ماند.
1705
هالي يافته هايش در مورد ستاره هاي دنباله دار را منتشر مي كند و بازگشت يك ستاره دنباله دار را در سال 1758 پيش بيني مي كند.
1713
در روز 3 نوامبر، دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.
1720
در روز 9 فوريه، به عنوان ستاره شناس سلطنتي منصوب مي شود و در رصدخانه سلطنتي واقع در گرينويچ تا پايان عمر ساكن مي شود. از اينجا، او مشاهدات دقيق و منظمي از حركات ماه در يك چرخه 18 ساله انجام مي دهد.
1742
در 14 ژانويه، هالي درگرينويچ زندگي را بدرود گفت.
اگر انسان بدون پوشش مخصوص وارد فضا شود ظرف پانزده ثانیه بیهوش میشود و مغز او در مدت 4 دقیقه نابود میشود. حداقل دما در یک روز سرد زمستان در مناطق مسکونی زمین20-30 درجه زیر صفر است است، اما در فضا این دما میتواند به کمتر از 100درجه زیر صفر هم برسد؛ با وجود این اختلافات دمای فاحش، خیلی مهم است که فضانوردان لباس محافظ را قبل از خارج شدن از ایستگاه فضایی یا شاتل بپوشند.
از دیگر عوامل بیرونی که برای فضانوردان ایجاد خطر میکند، گردش زباله های فضایی و اجرام آسمانی است با سرعتهای بالا که میتوانند جراحات جدی ایجاد نمایند. بعلاوه تششعات خورشیدی میتوانند به چشمها آسیب بزنند. تششعات فضایی میتوانند باعث بروز بیماری شده و ریسک ابتلا به سرطان در مود آنها خیلی بالا است. اما یک دلیل مهم دیگر برای حفاظت فضانوردان نیاز آنها به اکسیژن است؛ مقدار اکسیژن در فضا بسیار کم است و فشار هوا نیز خیلی پایین، این مقدار کم اکسیژن منجر به خفگی و فشار کم هم باعث میشود بدن ابتدا ذوب و سپس تبخیر شود که هر دو کشنده هستند.
لباس فضانوردی
بخش کنترل ماموریت ناسا (NASA) هیچ مایل نیست حتی کمترین ریسک غیر ضروری برای فضانوردان وجود داشته باشد. هر کدام از فضانوردان یک دست (یونیت) لباس مخصوص برای داشتن ایمنی در فضا دارند که (Extravehicular Mobility Unit (EMU یا در اصطلاح عامه لباس فضانوردی (space suit) نامیده می شود.
EMU دمای بدن را کنترل می کند و تهویه هوا درآن بوسیله یک لوله که در لباسهای داخلی تعبیه شده انجام میشود. لوله های آب گردان، فضانوردان را موقع کار در فضا در راحتی نگه میدارند، این لباس همچنین شامل یک کیف آب برای ذخیره آب و یک مخزن نگهداری آب کثیف است. بعلاوه یک هدفون و یک میکروفون برای برقراری ارتباط و یک سری وسایل ضروری دیگر از جمله تجهیزات این لباسها است.
تعداد زیادی از فضانوردان مختلف میتوانند از این لباسها استفاده کنند، بخشهای مختلف آنها قابل تعویض بوده ودر سایز های مختلف وجود دارند. تجهیزات اختصاصی این یونیتها مانند گرمکن های نوک انگشت، سیستمهای خنک کننده، قسمتهایی که روی کلاه متصل شده و برای جلوگیری از بخار تنفس و عرق و ...هستند. همچنین کوله پشتی هایی که میتوانند به فضانورد در مسیر برگشت به سفینه اش در صورتی که طناب اتصالشان با سفینه پاره شود کمک کنند.
EMU از فضانوردان در زمانهای بحرانی کاری خارج از محدوده امن ایستگاه فضایی با این لباسهای بی نظیر حمایت میکند و فضانوردان میتوانند در حد ایده آلهای ناسا کار کنند و محیط خشن فضا را دوستداشتنی تر ساز کنند.





