شوتو لقب فوناکوشی (شوتو به معني كاج هاي لرزان است و چون خانه ي فوناكوشي در جنگل كاج بود چنين نامي بر او نهادند ) و کان به معنای خانه یا مکتب است. علاوه بر آن شوتوکان متعلق به سيستم شوری ته در کاراته است. اکنون رشته شوتوکان توسط یکی از استادان بزرگ جهان به نام استاد کانازاوا به صورت امروزی تر و علمی تربا نام شوتوکان s.k.i به جهانیان معرفی شده که به کمک نیروهای فیزیکی و بهره گیری از علم فیزیک کارهایی که به نظر خیلیها سخت یا غیرممکن مینمایند را ممکن میکند. در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
گفته میشود کاراته دارای قدمتی پنج هزار ساله است و يکی از استادان اوليه و مبتکران اين فن بوديدهاراما است که حدود 525 سال قبل از ميلاد مسيح مي زيسته است. وی که از پيشوايان مذهبی بودایی بود، به تنهايی از هند به راه افتاد و پس از راهپيمايی چند هزار کيلومتری خود و با پشت سر گذاشتن موانع طبيعی بسيار مشکل موجود در آن زمان به چين رسيد و در ايالت هون نان و معبد شائولين اقامت گزيد. تعاليم بوديدهاراما شامل تمرينات شديد انضباطی و رعایت پرهيزکاری بود. وی 9 سال رنج و رياضت همراه با تفکر و برای اين که شاگردانش نيز بتوانند در مقابل ساعتهای طولانی تفکر و انديشه تاب مقاومت بياورند و نيز با زورگويانی که تعاليم مذهبی و مردان دين را سد راه خود میديدند به مبارزه و مقابله برخيزند 18 حرکت تمرينی را ابداع نمود که در حقيقت زير بنای حرکات کاراته امروزی است.
کاراته امروزی شکل تکامل يافته ای از کمپوی چينی (بوکس چينی) می باشد که در ابتدا اوکیناواته نامیده ميشد. از هنگامی که حکومتهای استبدادی در چين سلسله کينک 1644-1911 و سلسله ساتسوما در اوکیناوا به منظور جلو گيری از ورزيده شدن مخالفان و نيز تحت کنترل در آوردن مردم قانون منع استفاده از شمشير را به مورد اجرا گذاشتند و به جمع آوری سلاحهای رزمی اقدام نمودند مردم به سوی آموزش هنر مبارزه با دست خالی روی آوردند که همين امر باعث شکوفايی هرچه بيشتر کاراته شد.
در سال 1921 يکی از بزرگترين استادان کاراته جزیره اوکیناوا گيچين فونا کوشی 1868-1957 توانست با قدرت و ظرافت تمام کاراته را به ژاپن معرفی نمايد و برخی ديگر از هنر جويان که تحت تعليم بزرگترين استادان اوکيناوا قرار گرفته بودند، تکنيکهای سنتی را با يکديگر ترکيب نموده و سبکهای متعددی از کاراته را به وجود آوردند.
سال 1342 سال ورود كاراته به ایران توسط هرمز میربابایی و محمدعلی صنعتكاران میباشد.
در حال حاضر، سبکهای مختلف کاراته، بالغ بر صدها سبک میشود که در واقع، بازگشت همه آنها به چهار سبک اصلی و مادر از سبکهای اصلی و کنترلی و يک سبک نيمه کنترلی میباشد.
[ویرایش] سبکهای کاراته
سبک های کنترلی عبارتند از:
شوتوکان بنيان گذار: گيچين فونا کوشی. در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
شيتوريو بنيان گذار: کنوا مابونی. شيتوريو متشکل از دو سيستم ناهاته و شوری ته در کاراته میباشد.
گوجوريو بنيان گذار: میاگی چوجون. گوجوريو روش سفت و نرم، که در اوکيناوا شکل گرفت و و متعلق به سيستم ناهاته در کاراته میباشد.
وادوريو بنيان گذار: اوتسوکا هيرونوری. وادوريو يعنی : راه صلح، روش صلح، روش صلح جويانه.
سبک نيمه کنترلی عبارت است از:
کيوکوشين بنيان گذار: ماسوتاتسو اوياما کيوکوشين کای، از عناصر مختلفی که نشات گرفته از تجريبات اوياما وسبک های ديگر است، به وجود آمد.
امروز به موضوعا مطالب وبلاگ یک موضوع مطلب دیگر تحت عنوان "قطعه های ادبی"اضافه شد.
مطلب زیر که در مورد عشق و دیوانگی است از وبلاگ خواب های طلایی برداشته شده است.
در ضمن از اقا شایان و نارسیس خانم تقاضا دارم چند پست دیگر هم دربارهی کامپیوتر در وبلاگ بگذارند.
پس از ۴ ماه رکود هم اکنون می بایست به فکر پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ باشیم.
در ضمن از کسانی که مایل به نوشتن در این وبلاگ هستند خواهش می کنم به من اطلاع دهند.
متشکرم
زمان های قدیم وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود فضیلت ها وتباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت گفت:بایید بازی کنیم مثل قایم باشک.
دیوانگی فریاد زد:آره قبوله.من چشم می ذارم.چون کسی نمی خواست دنبال دیوانگی بگرده همه قبول کردند.دیوانگی چشم ها یش را بست و شروع کرد به شمردن:!!! یک.....دو.....سه....چهار.........
همه دنبال جایی بودند تا قایم بشوند.
نظافت خودش را به شاخ ماه آویزان کرد.
خیانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی شد.
اصالت به میان ابرها رفت.
هوس به مرکز زمین راه افتاد.
دروغ که می گفت به اعماق کویر خواهد رفت به اعماق دریا رفت!
طعم داخل یک سیب سرخ قرار گرفت.
حسادت هم رفت داخل یک چاه عمیق..
آرام آرام همه قایم شدند.دیوانگی هم چنان می شمرد:هفتادو سه.....هفتادو چهار......
اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود تعجبی هم ندارد قایم کردن عشق خیلی سخت است.دیوانگی داشت به عدد 100 نزدیک می شد که عشق رفت وسط یک دسته گل رز و آرام نشست.
دیوانگی فریاد زد:دارم میام دارم میام.همان اول کار تنبلی را دید اصلا" تلاش نکرده بود تا قایم بشود!بعد هم نظافت را یافت و خلاصه نوبت به دیگران رسید اما از عشق خبری نبود...
دیوانگی دیگر خسته شده بود که حسادت حسودیش گرفت و آرام در گوش او گفت:عشق در آن سوی گل رز مخفی شده .دیوانگی با هیجان زیادی یک شاخه از درخت کند وآن را با قدرت تمام داخل گل های رز فرو کرد.
صدای ناله ای بلند شد عشق از داخل شاخه بیرون آمد.دست هایش را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتانش خون می ریخت.شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود.دیوانگی که خیلی ترسیده بود با شرمندگی گفت:حالا من چه کار کنم؟؟؟چگونه می توانم جبران کنم؟؟؟
عشق جواب داد مهم نیست دوست من تو دیگه نمی توانی کاری بکنی.فقط ازت خواهش می کنم از این به بعد یار من باش.همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.
و از همان روز تا همیشه عشق و دیوانگی همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند!
بعد از مدت ها مشکل ویروس کامپیوترم را حل کردم.(دادم حل کردند!)
از این به بعد مثل گذشته تا حدی که در توان دارم دوباره مطالب علمی و جالبی برای شما مشتاقان علم و جویندگان ان در چهارگوشهی علم! می اورم.
در ضمن برای هر رشته از هر نوع علم و هنر و ... نویسندگان عمومی و اختصاصی می پذیریم.
تنها شرط برای نوشتن در این وبلاگ پرهیز از نوشتن مطالب غیر علمی و متفرقه و بروز رسانی حد اقل ۳ بار در هفته است.
اگر لطف کنید و نگاهی به امار سایت بیاندازید متوجه می شوید که بازدیدکنندگان خارجی سایت با چه هدفی از این سایت دیدن کرده اند.
باشد که این وبلاگ خوانندگان بی شماری در روز داشته باشد.




