تبليغاتX
Hidden-see
توفان‌هاي موسمي (Monsoon) سه شنبه 31 مرداد1385 10:55 بعد از ظهر
 

توفان‌هاي موسمي (Monsoon)



از زمان باستان، دريانورداني كه در شمال اقيانوس هند كشتي‌راني مي‌كردند، با واژه‌اي خطرناك آشنائي داشتند. باران‌هاي موسمي تابستان كه پيرامون شبه‌قاره هند، به ويژه خليج بنگال را توفاني و نا امن مي‌ساخته و دامنه آن، حتي در برخي موارد به قلب درياي پارس هم كشيده مي‌شده و در چند مورد مركز ايران را هم تحت تاثير قرار داده است. (سيل امام‌زاده داوود 1336)

در خردادماه و در حالي‌كه نيم‌كره شمالي به سوي تابستاني سوزنده پيش مي‌تازد، در شبه قاره هند گوئي زمستان آغاز مي‌شود. گرمائي دهشتناك و مرگ‌آور توسط باراني سيل آسا به نام مانسون يا توفان‌هاي موسمي قطع شده و زندگي در اين سرزمين را امكان پذير مي‌سازد.

خط استواي هواشناسي ITCZ كه بر خلاف استواي جغرافيايي ثابت نيست و به شدت متغير است، بر روي فلات تبت مستقر شده و شبه قاره هند را كه از ديدگاه جغرافيايي در نيم‌كره شمالي قرار دارد، از ديدگاه هواشناسي در نيم‌كره جنوبي قرار مي‌دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: هواشناسی | لینک ثابت |
عرض جغرافيايي اسب سه شنبه 31 مرداد1385 10:54 بعد از ظهر
 

عرض جغرافيايي اسب

 

Horse Latitude


در هر دو سوي خط استوا در عرض جغرافيايي حدود 35-30 درجه شمالي و 30-25 درجه جنوبي كمربند پرفشاري قرار گرفته است كه يك دليل خشك بودن اين ناحيه و وجود صحراهايي همچون افريقا، كوير لوت، نوادا در نيمكره شمالي و كالاهاري و اتاماكا در نيمكره جنوبي وجود اين كمربندهاي پرفشار است. در اقيانوس‌ها هم اين منطقه معروف به منطقه بدون باد معروف بوده، براي كشتي‌هاي بادباني به منزله مانعي جهت دست‌يابي به سوي ديگر بوده است. دريانوردان و هواشناسان اين منطقه را به نام عرض جغرافيايي اسب، Horse Latitude، مي‌نامند. بنا بر گفته‌هاي فرهنگ‌هاي Americana و Britannica وجه تسميه اين نام يكي از سه صورت زير است.

· كشتي‌هايي كه از درياي كاراييب، فراورده‌هاي منطقه به ويژه اسب را به نيوانگلند مي‌بردند، به دليل نبود باد و به پايان رسيدن علوفه، اسب‌ها را در آب مي‌ريختند و پيكرهاي شناور و بيجان اسبان وجه تسميه اين منطقه بوده است.

· به دليل فراواني و پرورش اسب اين منطقه به اين نام معروف شده است.

· دريانوردان اسپانيايي مي‌گفته‌اند كه، بادهاي اين ناحيه همچون يك ماديان، پيش‌بيني‌ناپذيرند.

اما با توجه و مطالعه در كتاب تاريخ هردوت و برداشت جورج سارتون در كتاب تاريخ علم، ترجمه استاد احمد آرام،‌ اينجانب پيشنهاد زير را مطرح مي‌كنم:

با توجه به روايت هردوت مي‌توان پنداشت كه نخستين شخصي كه به اين مدار بدون باد رسيد و آن را كشف كرد، ساتاسپ، دريانورد ايراني بوده است. معناي لغوي واژه ساتاسپ، دارنده يكصد اسب است و پسوند اسب در بسياري از نام‌هاي ايران باستان، از جمله، ويشتاسپ، گشتاسپ، جاماسب، بيوراسپ و ... به چشم مي‌‌آيد. پس از يورش بيگانگان، بسياري از نوشته‌ها و نوشتارهاي دانشمندان ايران، دستخوش نابود? گشت. اما اين سفر دريايي شگفت‌انگيز و منطقه بدون باد، همواره در انديشه و پندار دريانوردان، در هفت دريا، برجاي مانده بوده است. اينچنين مي‌توان انگاشت كه دريانوردان اين منطقه را به ياد كاشف و دريانورد ايراني، منطقه ساتاسپ، مي‌ناميده‌اند. اين نام مي‌توانسته از طريق اندلس مسلمان، به اسپانيا و به تمامي اروپا نفوذ كرده و سرانجام در دوران اقتدار دريايي اروپاييان، به ويژه انگليسي‌ها، اين منطقه با توجه به وجود واژه اسب horse در ريشه لغوي آن، به نام مدار اسبي و يا عرض جغرافيايي اسب؛ Horse Latitude، نامگذاري شده باشد.

ساتاسپ

به گفته هرودوت، در زمان فرمانروايي خشايارشا، ساتاسپ، خواهرزاده داريوش بزرگ، به اعدام محكوم شد. مادر ساتاسپ از خشايارشا خواهش كرد تا مجازات او را تغيير دهند و به مجازاتي كه به گفته او سنگين‌تر از مرگ بود، محكوم كنند:

متن هرودوت:

"و او را مامور سازند تا دور افريقا بگردد و به خليج عربستان (درياي سرخ) بازگردد. خشايارشا اين را پذيرفت و ساتاسپ به مصر رفت، از مصريان كشتي و جاشو گرفت و بادبان‌ها را بر افراشت و از ستون‌هاي هركول (جبل‌الطارق) گذشت. چون اين ستون‌ها را پشت سر گذاشت و دماغه افريقايي سولئيس (راس‌الحديق، عرض جغرافيايي 32 درجه و 40 دقيقه شمالي) را دور زد، به سوي جنوب به‌راه افتاد. ولي پس از آنكه چند ماهي بر دريا پيش رفت و هنوز راه درازي در پيش رو داشت، بازگشت و به سوي مصر رهسپار گرديد. پس از آن به نزد خشايارشا رفت و سرگذشت خود را نقل كرد و گفت كه در آن هنگام كه در دورترين فاصله بوده است، مردمي كوتاه قد را ديده كه با برگ خرما پوشاك خود را مي‌ساختند، و هرگاه كه وي و مردانش به ساحل نزديك مي‌شدند آن مردم از شهر خود به كوه مي‌گريختند. وي و مردانش چون به خشكي پياده مي‌شدند، آنچنان كه رسم ايرانيان است، هيچ بي‌عدالتي و نادرستي نكردند. علت اينكه مسافرت به دور افريقا را به پايان نرساند، بنا به گفته خود وي آن بوده است كه به جايي رسيده بودند كه ديگر كشتي رو به جلو نمي‌رفته و بر جاي خود متوقف مانده بوده است."

اين سفر كه در زمان خود بسيار اعجاب‌انگيز بوده‌است و با كاوش‌هاي فضايي دهه 60 برابري مي‌كند پرسش‌هاي زير را مطرح مي‌سازد:

ساتاسپ در كرانه غربي افريقا تا چه حد پيش رفته است؟

پس از گذر از سولئيس وي مدت چند ماه پيش‌راند تا به جايي‌كه كشتي ديگر پيش نمي‌رفت و بر‌جاي متوقف ماند رسيد. آيا وي به راستي به منطقه بي‌باد استوايي، هم عرض با دماغه سبز (Cape Verde) رسيده بود، يا اينكه بادهاي گرم و جريان دريايي رو به شمال در سواحل گينه مانع اين كار شده بود؟

آيا عرض جغرافيايي بدون باد Horse Latitude مانع از پيشروي وي شد؟

با توجه به حركـت‌هاي چندگانه محور زمين (رقص محوري، چرخه ميلانكويچ، ...) و دگرگوني‌هاي آب و هوايي و اقليمي، در 2500 سال پيش، اين مدار به طور دقيق در چه عرض جغرافيايي قرار داشته است؟

و آيا براي Horse Latitude نام پارسي ساتاسپ ( دارنده يكصد اسب) كه واژه اسب را هم در خود مستتر دارد، براي جايگزيني از هر نظر مناسب‌تر و شايسته‌تر از عرض جغرافيايي اسب نيست؟

ماخذ مورد استفاده : تاريخ علم جورج سارتن
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: هواشناسی | لینک ثابت |
انواع دماسنج ها سه شنبه 31 مرداد1385 10:53 بعد از ظهر
 

انواع دماسنج ها

دما

دما يكي از عناصر اساسي شناخت هوا مي باشد، با توجه به دريافت نامنظم انرژي خورشيدي توسط زمين، دماي هوا در سطح زمين داراي تغييرات زيادي است كه اين تغييرات به نوبه خود سبب تغييرات ديگري در ساير عناصر هوا مي گردد. دماي هوا را به وسيله دماسنج اندازه گيري مي كنند.

انواع دماسنج ها

1 - دماسنج معمولي (استاندارد Thermometer)

اين دماسنج يك لوله بسيار باريك شيشه اي مسدود است كه در انتهاي آن محفظه اي تعبيه و از جيوه يا الكل پر شده است. در داخل لوله دماسنج خلاء كامل وجود دارد. گرم و سرد شدن مخزن باعث گرم و سردشدن مايع درون مخزن شده و متعاقب آن باعث بالا و پايين رفتن مايع در داخل مخزن شيشه اي مي شود، با مشاهده سطح مايع در داخل لوله دماسنج و قرائت عددي كه روي بدنه شيشه نوشته شده است دماي هوا در آن لحظه مشخص مي شود.

2 - دماسنج حداكثر (Max-Thermometer)

اغلب نياز است علاوه بر دماي معمولي هوا حداكثر دمايي كه در طول يك دوره معين مثلاً يك شبانه روز اتفاق افتاده است نيز اندازه گيري و تثبيت شود به اين منظور از دماسنج حداكثر استفاده مي كنند. اين نوع دماسنج با يك تفاوت جزيي تقريبا مشابه دماسنج هاي معمولي است به اين صورت كه لوله مويين آن در محلي كه به مخزن منتهي مي شود بسيار باريك شده است. هنگامي كه دما زياد مي شود جيوه داخل مخزن منبسط شده و نيروي حاصل مي تواند باعث راندن جيوه از داخل مجراي باريك بالاي مخزن به قسمت بالاي لوله گردد به اين ترتيب ارتفاع جيوه در داخل مخزن بالا مي رود و با كاهش دما مايع داخل مخزن منقبض مي شود ولي باريك بودن لوله از برگشت مايع به داخل مخزن جلوگيري مي كند و سطح مايع در داخل لوله در محلي كه بالاترين دماي قبلي اتفاق افتاده است باقي مي ماند بنابراين سطح فوقاني جيوه نشان دهنده حداكثر دماي اتفاق افتاده است.

3 - دماسنج حداقل (Minimum Thermometer)

دماسنج هاي حداقل براي تثبيت پايين ترين دماي اتفاق افتاده در يك دوره معين به كار مي رود دماسنج هاي حداقل مشابه دماسنج هاي معمولي است با اين تفاوت كه مايع داخل مخزن اين نوع دماسنج به جاي جيوه از مايعات رقيق تر مانند الكل استفاده مي شود. به علاوه در داخل لوله مويين يك سوزن شيشه اي كه دو سر آن گرد مي باشد رها گرديده كه به عنوان شاخص از آن استفاده مي شود، وقتي دماي هوا كاهش مي يابد با انقباض مايع سطح بالاي الكل در داخل لوله مويين با اعمال نيروي كشش سطحي شاخص سوزني را نيز به طرف پايين مخزن حركت مي دهد با افزايش دما مجدداً الكل در داخل لوله مويين از اطراف سوزن عبور كرده و به طرف بالا صعود مي كند اما سوزن در پايين ترين محلي كه قبلا در اثر كشش سطحي پايين آمده بود باقي مي ماند.

بنابراين قسمت بالايي شاخص شيشه اي پايين ترين دمايي را كه اتفاق افتاده است نشان مي دهد در حالي كه انتهاي سطح الكل در بالاي لوله دماي لحظه اي هوا را نشان مي دهد.

4 - دماسنج حداقل - حداكثر (Min-Max Thermometer)

اين دماسنج تركيبي از دو دماسنج حداقل و حداكثر مي باشد، اين دماسنج از يك لوله شيشه اي U شكل ساخته شده است كه دو انتهاي آن مسدود مي باشد. قسمت پاييني لوله U شكل با جيوه پر شده است. علاوه بر جيوه قسمت بالايي لوله قسمت چپ به طور كامل از الكل پر شده است اما نصف حجم لوله سمت راست كه انتهاي آن به صورت يك مخزن گشاد شده مي باشد از الكل پر شده است و نصف ديگر آن از يك نوع گاز پر شده است. در بالاترين سطح جيوه و در داخل الكل در هر دو ستون شاخص هاي شيشه اي رنگي كه يك سوزن در وسط آن تعبيه شده است وجود دارد در اثر گرم و سرد شدن و متعاقب آن انبساط و انقباض سطح جيوه بالا و پايين مي رود. بالاترين حدي كه جيوه در شاخه سمت چپ بالا رفته است دماي حداقل و بالاترين حدي كه جيوه در شاخه سمت راست بالا رفته دماي حداكثر را نشان مي دهد.

5 - دمانگار (Thermograph)

دمانگار يك وسيله كاملاً مكانيكي است و با استفاده از يك عنصر فلزي كه انحناي آن با دما تغيير مي كند ساخته شده است يك طرف عنصر فلزي حساس به تغييرات دما كه داراي انحنا مي باشد به بازوي اهرم طويل و متحركي بسته شده است كه اين بازو ممكن است مستقيماً دما را از روي يك مقياس ساده درجه بندي شده نشان دهد و يا اينكه انتهاي بازو به يك قلم ثبات متصل گردد. با تغيير دماي هوا انحناي فلز تغيير مي كند و اين امر با توجه به نحوه تغييرات دما باعث انحراف قلم در انتهاي بازوي مكانيكي به طرف بالا و پايين در روي كاغذ گراف مي گردد و دماها ثبت مي شوند.
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: | لینک ثابت |
نقش جنگلهاي نامرئي درون اقيانوسها در تنظيم آب و هواي زمين سه شنبه 31 مرداد1385 10:50 بعد از ظهر

نقش جنگلهاي نامرئي درون اقيانوسها در تنظيم آب و هواي زمين

تغييرات زيست چرخه كربن در زمين تاثير قاطعي بر دماي اين سياره و محيطي در آن دارد . هر نوع تصميم‌گيري در خصوص نحوه مقابله با ازدياد دماي زمين در گرو شناخت بهتر اين چرخه است سه ميليارد سال قبل نخستين نمونه هاي فيتو پلانكتونهايي كه در زمين ظاهر شده بودند با استفاده از فرآيند فتوسنتز(تجزيه شيميايي با استفاده از نور خورشيد) با تجزيه مولكولهاي آب به اكسيژن و هيدروژن ، دو ماده حياتي براي ادامه بقا بر روي زمين را توليد كردند ، از يكسو اكسيژن براي بقاي حيات همه و آدميان روي زمين ضروري است از سوي ديگر چرخه كربن و در نتيجه آب و هواي زمين در گرو تبديل گاز كربنيك co2 كه ماده‌اي غير آلي است به مواد آلي نظير شكر اسيدهاي آمينه و ديگر مولكولهاي سازنده سلولها دارد و اين امر بوسيله گياهان و با استفاده از هيدروژني كه خود توليد كرده اند به انجام مي رسد.

گياهان ميكروسكوپي و بسيار ريز و ناديدني كه تا عمق يكصدمتر ي در آبهاي اقيانوسهاي عالم حضور دارند نقش اساسي در تنظيم آب و هواي زمين ايفا مي‌كنند. اكنون اين پرسش براي محققان مطرح شده است كه آيا مي توان با ايجاد تغييراتي در اين جنگلهاي نا مرئي با گرم شدن دماي زمين مقابله كرد؟

ارگانيزمهاي تك ياخته اي گياهاني با اندازه‌هاي ذره‌بيني و ميكروسكوپي موجود در آبهاي اقيانوسها موسوم به فيتو پلانكتونها گاز دي اكسيد كربن را كه گرما را در خود حبس مي‌كنند و موجب ازدياد دماي جو زمين مي شود از روي هواي مجاور دريا و آبهاي سطح دريا جمع آوري مي كنند و آنها را روانه اعماق اقيانوسها مي سازند.

گازهايي كه به اين ترتيب زير فشار سهمگين آبهاي نزديك به كف اقيانوسها به تله مي افتند تا صدها سال بعد در همان اعماق باقي مي مانند و زمان بسيار درازي به طول مي انجامد تا تلاطم آبها آنها را مجدداً به سطح اقيانوسها باز گرداند.

به نوشته ماهنامه علمي (ساينتفيك آمريكن) محققان اكنون سرگرم بررسي اين مساله هستند كه آيا اگر با عرضه مواد مغذي به جنگلهاي ميكروسكوپي درون اقيانوسها بر انبوهي آنها بيفزايند تاثيري بر كاهش دماي زمين خواهند داشت؟

كار اندازه گيري ميزان سهم فيتوپلانكتونها در چرخه كربن كار دشواري بوده است اما از سال 1997 و با ارسال ماهواره اي از جانب ناسا براي اين منظور روشن شده است كه فيتو پلانكتونهاي موجود در اقيانوسها ي جهان سالانه تقريبا 50 مليارد تن مكعب كربن غير آلي را به مواد شيميايي آلي مبدل مي كنند. اين رقم دو برابر تخمينهاي اوليه بوده است ، از سوي ديگر اندازه‌گيريهاي دقيق در مورد گياهان و جنگلهاي روي زمين نشان داده كه بر خلاف تخمينهاي گذشته كه سهم آنها در تبديل كربن غير آلي به كربن آلي صد ميليارد تن مكعب در سال تعيين كرده است ، ميزان واقعي سهم كليه گياهان روي خشكي برابر50 ميليارد تن مكعب يعني كم و بيش برابر سهم جنگلهاي نامرئي درون اقيانوسهاست ، اما ارقام تازه به دست آمده علاوه بر آنكه سهم فيتوپلانكتونها را دو برابر كرده از حيث ديگري نيز حائز اهميت است. فيتوپلانكتونها تقريباً همه انرژي را كه از نور خورشيد دريافت مي كنند يا صرف عمل تجزيه شيميايي آب مي كنند و يا تكثير نسل خود .

اين گياهان تك يا خته اي يك هفته بيشتر عمر ندارند و جاي خود را به فيتوپلانكتونهاي تازه مي دهند. در حالي كه درختان روي زمين بخش اعظم انرژي خود را صرف ساختن چوب و برگها و ريشه ها مي كنند و 20 سال طول مي كشد تا با درخت ديگري تعويض شوند .

اطلاع تازه دانشمندان در خصوص سرعت جايگزيني فيتو پلانكتونها شناخت جديدي را در خصوص تحولات آب و هواي زمين در اختيار آنان قرار داده سلولهاي مرده فيتوپلانكتونها و نيز مدفوع جانوراني كه در دريا زيست مي كنند به قعر دريا فرستاده مي شوند و ميكروبهاي موجود در آب آنها را مي خورند و مجدداً مواد شيميايي غير آلي از جمله گاز كربنيك توليد مي كنند.

اين گاز كربنيكها به سرعت به سطح آب بر گردانده مي شوند و در آنجا يا بوسيله فيتوپلانكتونها تجزيه مي‌شوند ، يا آنكه از سطح آب خارج شده و به جو زمين صعود مي كنند نكته مهم در چرخه كربن در روي زمين آن است كه كل موجودي كربن درون جو هر شش سال يكبار با كل موجودي كربن درون بخشهاي بالايي آبهاي اقيانوسها تعويض مي شوند ، ماده آلي ناشي از سلولهاي مرده فيتوپلانكتونها و مدفوع جانوراني كه به قعر اقيانوسها مي روند اگر تا 200 متري از سطح آب بوسيله ميكروبها تجزيه نشوند بوسيله ازدياد فشار و كاسته شدن از دما از اين پس تجزيه نشده باقي مي مانند و به همين صورت ته نشين مي شوند .

در اين ميان بخش قابل ملاحظه اي از گاز كربنيك تجزيه نشده در ته اقيانوسها به دام مي افتند محاسبات دانشمندان نشان مي دهد كه ميزان گاز كربنيكي كه هر ساله به اين ترتيب به اعماق اقيانوسها فرستاده مي‌شوند حدود هشت ميليارد تن مكعب است.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: هواشناسی | لینک ثابت |
تاريخچه هواشناسي در ايران سه شنبه 31 مرداد1385 10:49 بعد از ظهر

تاريخچه هواشناسي در ايران

مطالعة و بررسي جو هميشه مورد نظر دانشمندان ايراني بوده است ، از اين رو خيلي از دانشمندان نجوم در آثار خود بخشي را به مسائل جوي اختصاص داده اند .محمد بن ذكرياي رازي ، ابن سينا ، حكيم عمر خيام ، ابوريحان بيروني و انوري شاعر معروف از شخصيتها و دانشمندان ايراني بوده اند كه پيرامون پديده هاي جوي مطالبي در آثار خود به يادگار گذاشته اند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: هواشناسی | لینک ثابت |
شوتوکان دوشنبه 30 مرداد1385 10:51 بعد از ظهر

شوتوكان (shotokan)

شوتوكان يعني باشگاه شوتو ، يعني جايي كه شوتو نام مستعار مبدا اين سبك است . اين سبك توسط يك استاد اوكيناوايي به نام گيچين فانا كوشي در تمام دنيا گسترش يافت و بي شك عمومي ترين نوع سبك كاراته است

در اين سبك ، قدرت پا با توجه به محل ضربه بالاترين مقدار قدرت را توليد مي كند. موضوع قابل اهميت در اين كاراته ، عمل تمركز يا (kime ) است كه نكته اصلي در هر تكنيك براي ايجاد حداكثر قدرت ذهني و فيزيكي مي باشد.

در طول تمركز ، تمامي عضلات بدن به نهايت قدرت و سختي ممكنه مي رسد . در مسابقات در صورت عدم كنترل ، اين ضربات ممكن است موجب مجروح شدن حريف مقابل شود كه براي ما نتيجه خوبي ندارد. در سيستم كنترلي ، يك ضربه دست با سرعت حدود 14متر در ثانيه و معادل 900كيلوگرم به طرف صورت حريف زده مي شود كه اگر شدت آن از يك تماس جزئي كه در قانون مشخص شده است ، بيشتر باشد، طبق قانون w.k.f به ما اخطار((  چوكوك )) مي دهند و اگر از اين حد بيشتر باشد ، اخطار با جريمه ،(( كي كو كو )) كه امتياز ايپون است ، به امتيازات حريف اضافه مي شود ، و اگر دوباره تكرار شود و صدمه ديگري به حريف وارد كنيم ، به ما اخطار (( هان سوكوچوئي)) مي دهند، كه در اين صورت يك امتياز نيهون به امتيازات حريف اضافه مي شود و مي تواند تا مرز اخطار (( هانسوكو )) پيش برود كه در نهايت اخراج ما از مسابقه و برنده شدن حريف است. در سيستم كنترلي يك چنين وضعيتي است كه بايد ضربات با حداكثر سرعت و قدرت به طرف صورت حريف پرتاب شود ، ولي نبايد هيچ گونه آسيبي به او وارد شود . حال اگر قرار باشد اين ضربات آسيب برساند ، هر كسي مي تواند اين كار را انجام دهد و كسي كه مي تواند ضربات خود را كنترل كند ، هنر كاراته اسپورت را دارا مي باشد.

 

ايمني در كاراته

كاراته يك ورزش مخاطره آميز است و بايد در آن دقت كنيد كه بدن شما براي تمرين آماده باشد ، البته اين موضوع براي نو آموزان بالاتر از 40سال خيلي مهم است .هرگز بعد از يك غذاي سنگين تمرين نكنيد ، زيرا كه مقدار قابل توجهي از خوني كه بايد براي عضلات كه شامل قلب نيز مي شود ، مصرف شود ، صرف عمل هضم غذا مي گردد كه موجب انقباض عضلاني مي شود . استاد باشگاه خود را از ناراحتيهايي كه داريد، اگاه سازيد ، چرا كه اگر استاد از وضعيت سلامتي شما با خبر باشد، مي تواند زودتر از شما علائم حمله بيماري را تشخيص دهد. بعضي از بيماري ها ممكن است اثرات جدي بر روي عضلات قلب بگذارند، لذا از ضربات شديد بر روي سينه و تمرينات ناگهاني هنگام سرماخوردگي اجتناب كنيد.

براي اينكه بتوانيم در تمرينات سر حال و آماده باشيم ، مي بايست حداقل 3ساعت بعد از غذا تمرينات را شروع كنيم. بعد از يك جلسه تمرين سنگين بدن ما مقداري از آب خود را از دست مي دهد ، لذا براي جلوگيري از درد معده و بي حالي ، لازم است مقدار آب از دست رفته جبران شود . هنگام استفاده از آب ، آن را به آرامي بنوشيم و براي اين كار بهتر است از ني نوشابه استفاده شود و به آرامي ميل كنيد ، تا غدد تشنگي در مغز آرام شود.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: كاراته | لینک ثابت |
شير دوشنبه 30 مرداد1385 10:46 بعد از ظهر

شير

بررسي‌هاي باستان شناسي نشان داده اهلي كردن دام‌هايي مانند گاو و گوسفند و بز يكي از مراحل مهم در تاريخ زندگي و ادامه حيات انسان روي كره خاكي بوده است. اين اتفاق توانست انسان را در مناطقي كه از نظر كشاورزي و دامپروري مناسب بودند ساكن و پايه‌هاي تمدن و زندگي اجتماعي را پي ريزي كند.

محققين، اهلي كردن دام‌ها به وسيله انسان را در حدود"6000" سال قبل تخمين مي‌زنند و از همان زمان نيز استفاده از شير براي مصارف انساني شروع شده است.

بنابر آنچه بيان شد شير اولين ماده غذايي حاصل از نگهداري دام بوده كه وارد چرخه غذايي انسان شده است. امروزه با گذشت ساليان بسيار طولاني، اين فرآورده گوارا جاي بيشتري را در سفره غذايي انسان باز كرده و همچنان مطلوبيت خود را به عنوان يك ماده سالم و مغذي و گوارا حفظ كرده است.

شير تنها غذاي نوزادان پستانداران در هنگام تولد مي‌باشد. تركيبات شير متناسب با ويژگي‌هاي هر جاندار متفاوت است. شير توليد شده در 7 تا 10 روز اول دوره شيردهي تركيبي متفاوت با بقيه شير توليد شده در اين دوران دارد. اين شير سرشار از تركيبات ايمني‌ساز (Antibody) بوده و نوزاد دام را در ابتداي زندگي در حالي‌كه سيستم‌هاي دفاعي بدنش هنوز فعال نشده در برابر بيماري‌ها مقاوم مي‌سازد. در بين شير دام‌هاي مختلف، شير گاو از نظر تركيب به شير انسان نزديك‌تر است.

شير در غدد پستاني پستانداران توليد مي‌شود. براي توليد هر ليتر شير بايد حدود "800" تا "900" ليتر خون از غدد پستاني عبور كند. تركيب عمومي‌شير بسيار شبيه خون است، زيرا ماده اوليه براي ساختن شير در بدن، خون مي‌باشد. شايد به اين دليل شير در بين فرهنگ و آداب و رسوم ملل مختلف جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده است.

براي مثال در آيين اسلامي‌شير خوردن دو نوزاد مختلف از يك مادر، بين آنها پيوند برادر-خواهر خواندگي ايجاد مي‌كند. يا در هندوستان هندوها گاو را حيوان مقدسي مي‌دانند. بنابراين شير حاصله از اين دام را نيز مقدس دانسته و هر هندي در روز يك فنجان يا يك ليوان شير مي‌آشامد. به اين دليل هند بزرگترين كشور توليد كننده شير (80 ميليون تن در سال) و در عين حال بزرگترين مصرف كننده آن مي‌باشد.

در ايران باستان نيز شير از اهميت زيادي برخوردار بوده و در هنگام پيشكش هدايا، دولت‌هاي مختلف به شاهان ساساني در ابتدا جامي‌شير را به عنوان مظهر پاكي و سلامت هديه مي‌كردند.

به دليل اهميت مصرف شير و نقش آن در سلامت جامعه، امروزه مصرف سرانه شير (مقدار شيري كه هر نفر در يك سال مي‌نوشد) را در كشورهاي مختلف جهان به عنوان شاخص توسعه در نظر مي‌گيرند.

تركيبات شير

تركيبات عمده شير را آب، چربي، پروتئين، لاكتوز (قند شير)،‌ ويتامين‌ها و مواد معدني تشكيل مي‌دهند. شير يك تركيب مغزي و كامل مي‌باشد شير به عنوان دارو در اغلب نوشته‌هاي باستاني و در طب قديم از شير به عنوان دارو در درمان بعضي بيماري‌ها ياد شده است. امروزه نيز اين عقيده وجود دارد كه شير بهترين غذا براي بيماران مي‌باشد. به علت سهل‌الهضم بودن اين ماده آن را همواره در رژيم تغذيه‌اي بيماران قرار داده و مصرف شير در برنامه غذايي روزانه اكثر افراد جامعه توصيه مي‌شود.

شير به عنوان منبع كلسيم
کلسيم يكي از مهمترين تركيبات معدني مغذي مي‌باشد و بايد از طريق غذا وارد بدن انسان شود. كلسيم نقش اساسي در استحكام استخوان‌ها و سلامت دندان‌ها دارد.

از ديگر فوايد كلسيم مي‌توان به نقش آن در انقباض ماهيچه‌ها، لخته شدن خون، انتقال پيام‌هاي عصبي نام برد. هر ليوان شير (250 ميلي ليتر) حدود 315 ميلي گرم كلسيم دارد كه 30 درصد كلسيم روزانه مورد نياز بدن انسان را تامين مي‌كند.

بنابراين مصرف روزانه سه ليوان شير مي‌تواند نياز بدن به كلسيم را كاملا مرتفع سازد. جذب كلسيم در بدن به عوامل خاص بستگي دارد بري مثال تعادل كلسيم با فسفر اهميت زيادي در جذب كلسيم دارد به اين دليل مصرف قرص‌هاي كلسيم به دليل داشتن كلسيم غير بيولوژيك از جذب مناسبي برخوردار نمي‌باشند.

در حاليكه كلسيم در شير به صورت بيولوژيك (حياتي) موجود بوده و همراه با ديگر عوامل موثر در جذب مانند ويتامين D بهتر جذب مي‌شود.كودكان و زنان شيرده به كلسيم بيشتري نياز دارند. اغلب سالخوردگان از پوكي استخوان رنج مي‌برند در سنين بالا به علت تغييرات فيزيولوژيكي هورمون‌هاي بدن، جذب كلسيم دچار اختلال مي‌شود. تحقيقات نشان داده است اين گونه افراد كلسيم شير را بهتر جذب مي‌كنند.

چربي شير
چربي در شير به صورت گويچه‌هايي با اندازه‌هاي مختلف وجود دارد. در حدود "60" درصد چربي شير از نوع اشباع شده است. اين مقدار در طول فصول با تغيير تغذيه دام تغيير مي‌كند.چربي شير علاوه بر انرژي‌زا بودن به دليل وجود ويتامين محلول در چربي مانند "A"و "D" ارزش غذايي بالايي دارد.

برخي تحقيقات نشان داده است كه مصرف تركيب كامل شير، نمي‌تواند منشا ايجاد بيماري افزايش چربي در خون باشد. بلكه آنان بيماري افزايش چربي خون را ناشي از مصرف شكلهاي ديگري چربي مانند انواع چربي‌هاي هيدروژنه گياهي و اختلال در سوخت ساز اين نوع چربي‌ها مي‌دانند.

پروتئين‌هاي شير
پروتئين‌هاي شير را مي‌توان در دو دسته قرار داد: كازئين و پروتئين‌هاي آب پنير. هر دو دسته اين پروتئين‌ها در مراحل سوخت و ساز داخل بدن، اسيد آمينه‌هاي ضروري را توليد مي‌كنند كه براي ساخت پروتئين‌هاي بدن مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

اسيدآمينه‌هاي ضروري اسيدآمينه‌هاي هستند كه بايد از طريق تغذيه وارد بدن انسان شوند. شير اگر با غلات مصرف شود از غناي پروتييني بيشتري برخوردار است.

قند شير يا لاكتوز
قند موجود در شير لاكتوز نام دارد. اين ماده به وسيله آنزيم‌هاي خاصي در سيستم گوارشي تجزيه شده و به قندهاي ساده‌تري تبديل مي‌شود. آنزيم تجزيه كننده لاكتوز در ابتداي تولد و تا سنين كودكي در سيستم گوارشي انسان ترشح مي‌شود، اما در عده‌اي از مردم بنا به دلايل ناشناخته‌اي، مقدار اين آنزيم در جواني و بزرگسالي رو به نقصان گذاشته و يا توليد نمي‌شود.

در اين موارد بدن اين افراد قادر به تجزيه قند شير نبوده و اگر اين افراد شير بنوشند با نفخ و اختلالات گوارشي مواجه خواهند شد. اين حالت را بيماري عدم تحمل لاكتوز مي‌نامند. اغلب اين افراد از نوشيدن شير امتناع مي‌ورزند.

بيماري يا اختلال عدم تحمل لاكتوز به صورت بسيار حاد در افراد محدودي ديده مي‌شود و اكثر افرادي كه به آن دچار هستند با درجات متفاوت اين اختلال را تحمل مي‌كنند. چون شير تركيبي بسيار مغذي و حياتي است نبايد اين افراد از خوردن آن امتناع كنند.

روشهاي زير براي مصرف شير در افرادي كه مشكل عدم تحمل لاكتوز را دارند، پيشنهاد شده است:
1ـ شير را به صورت سرد مصرف كنند.

2 ـ شير را به مقدار كم و به دفعات متعدد بنوشند.

3 ـ از شيرهاي بدون لاكتوز (كه در دسترس است) استفاده كنند.

4 ـ از فرآورده‌هاي ديگر لبني مانند ماست و پنير استفاده كنند. زيرا لاكتوز شير در اين فرآورده‌ها در ضمن فرآيند توليد كاملا تجزيه مي‌شود.

ويتامين‌هاي موجود در شير

شير حاوي ويتامين‌هاي مختلف مي‌باشد كه عبارتند از: ويتامينA ويتامين D، تيامين، ريبوفلاوين، نياسين، ويتامين B6 ، فولاسين، ويتامين B12 و پانتوتنات. لازم به ذكر است كه جوشاندن شير تاثير مخربي بر روي ويتامين‌هاي موجود در آن دارد. لذا بايد سعي شود از شير پاستوريزه استفاده شود.

در صنعت شير را براي پاستوريزه كردن تا دماي"75" درجه سانتي‌گراد به مدت "15" ثانيه حرارت مي‌دهند. اين دما تاثير چنداني بر روي مواد مغذي شير ندارد.

املاح شير

شير داراي مقادير مختلفي از فسفات‌ها، منيزيم، روي، پتاسيم و كلسيم مي‌باشد. همانطوري كه بيان شد عمده‌ترين املاح شير كلسيم است. اين ماده در مقايسه با ديگر املاح از قابليت جذب بالاتري برخوردار است.

شير در اغلب مسموميت‌ها به عنوان تركيب كاهش دهنده عوارض مسموميت مورد استفاده قرار ميگيرد. امروزه آلودگي‌هاي ناشي از سرب يكي از خطرناكترين عوارض زندگي شهري است. مصرف روزانه يك ليوان شير مي‌تواند تا حدود زيادي نياز بدن انسان را تامين كند و بروز عوارض مسموميت با اين ماده را كاهش ‌دهد. شير همچنين نقش مهمي‌در سلامت پوست دارد. وجود ويتامينها در شير، سلامت پوست را تقويت مي‌كند.

يك بررسي نشان داده خانواده‌هايي كه در آنها مصرف روزانه يك ليوان شير به صورت عادت درآمده است، فرزنداني شاداب و باهوش دارند. نكته آخر در خصوص مصرف شير، مراعات نكات بهداشتي در تهيه و نگهداري و مصرف اين فرآورده است كه نكات زير توصيه مي‌شود:

1 ـ هميشه از شيرهاي پاستوريزه استفاده كنيد.

2 ـ شير پاستوريزه را حتما در يخچال نگهداري كنيد.

3 ـ از مصرف شيري كه، بو، طعم، و مزه آن تغيير كرده است خودداري كنيد.

4 ـ شير UHT يا استريل را پس از باز كردن در يخچال نگهداري كنيد.

5 ـ از جابجايي ظروف شير از داخل ظرف اصلي به داخل ظروف خانگي خودداري كنيد. حتي اگر ظاهر اين ظرف چندان مرتب به نظر نرسد زيرا در هر شرايط داخل ظروف بسته بندي شير كاملا استريل بوده و براي نگهداري شير مناسب‌تر است.

6 ـ نكته آخر اين كه روزانه حداقل يك ليوان شير بنوشيد.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: در قاب طبیعت | لینک ثابت |
کابوس و راه های مقابله با ان پنجشنبه 19 مرداد1385 10:1 قبل از ظهر

كابوس و راه هاي مقابله با ان

كابوس چيست

كابوس،روياي ناراحت كننده اي است كه معمولا بطور نسبي شخص را وادار به بيدار شدن مي كند.در هنگام دچار شدن به كابوس،شخص ممكن است شمار زيادي از احساسات آزار دهنده از قبيل خشم،احساس گناه،غمگيني يا افسردگي را تجربه مي كند.اما متداولترين احساسات،ترس و اضطراب است.موضوع اضطراب ممكن است بطور كلي براي هر فرد و در هر زمان متفاوت باشد.احتمال مي رود معمولي ترين موضوع،موجب پريشاني خاطر و رنجيدگي مي شود.بزرگسالان معمولا با شخص مذكر و ناشناخته اي مواجه شده در حالي كه اطفال توسط يك حيوان يا شخص خيالي مورد تعقيب و آزار قرار مي گيرند.

چه كساني دچار كابوس مي شوند

تقريبا هركس گاه گاهي دچار كابوس مي شود.اكثر بچه ها بين سنين سه يا چهار و هفت يا هشت سالگي كابوس را تجربه مي كنند.به نظر مي آيد اين كابوس ها بخشي از مرحله ي عادي رشد وتكامل باشد.و عموما نشاني از مشكلات غير ارادي در بر ندارد.كمتر اتفاق مي افتد كه بزرگسالان دچار كابوس شوند،گرچه تحقيقات نشان مي دهد آن ها نيز گاه گاهي ممكن است دچار كابوس شوند.

در حدود پنج تا ده درصد آن ها ماهي يكبار يا بيشتر دچار كابوس مي شوند.

چه عواملي باعث بروز كابوس مي شوند

بعضي از كابوس ها ممكن است به علت مصرف دارو يا درمان توام با دارو يا ناشي از تحرك سريع آن ها و يا به علت شرايط جسماني نظير بيماري و تب باشد.كابوس هاي دوران اوليه ي كودكي احتمالا نشانگر كوشش در جهت آموختن راه هاي مقابله با ترس ها و مسائل عادي دوران كودكي است.بعضي افراد بعد از اينكه دچار سانحه ي ترس آوري مي شوند كابوس ها را تجربه مي كنند نظير عمل جراحي،از دست دادن عزيزي،مورد حمله ي كسي قرار گرفتن و تصادف شديد.كابوس هاي افراد از جنگ بر گشته در زمره ي اين نوع كابوس هاست.محتوي اين كابوس ها بطور بارزي مستقيما به سانحه ي ترس آوري مربوط بوده و كابوس اغلب به دفعات حادث مي شود.ديگر افرادي هم وقتي در ساعات بيداري دچار فشار عصبي مي شوند،نظير مشكلات شغلي يا تغيير شغل يا مشكلات حاصله در رابطه با از دست دادن عزيزي،نقل مكان،بارداري،نگراني مالي و...در نهايت،بعضي افراد دچار كابوس هاي مكرر مي شوند كه با استرس هاي ساعات بيداري زندگي روزمره شان ربطي ندارد.اين نوع افراد گمان مي رود خلاق تر،حساس تر،قابل اعتمادتر و عاطفي تر از حد معمول باشند.

براي مقابله با كابوس ها چه اقداماتي مي توان انجام داد

در واقع اين موضوع به منشاُ و علت كابوس بستگي دارد.اگر نقش مصرف دارو و معالجه با استفاده از دارو و يا بيماري را از علل كابوس به حساب نياوريم،در ساير موارد بحث و مشورت با پزشك توصيه مي شود.تشويق كودكان و نوجوانان به اين كه كابوس هاي خود را با والدين خود و يا با ديگر بزرگسالان درميان بگذارند كارمفيدي است و نياز به درمان هم ندارد.

اگر بچه اي از كابوس هاي تكراري و آزاردهنده رنج مي برد،ممكن است به كمك يك درمانگر نياز داشته باشد.شخص معالج ممكن است از بچه بخواهد چگونگي كابوس خود را روي كاغذ رسم كند،يا با شخصيت هاي وحشت برانگيز و تهديدكننده درون كابوس صحبت كند و يا در مضمون كابوس برحسب ميل خود تغييراتي ايجاد كند تا به اين ترتيب به بچه كمك كند تا احساس امنيت بيشتري نمايد و كمتر دچار ترس شود.

كابوس هايي كه در آن ها رويداد ترس آوري تكرار مي شود نشان دهنده ي يك روند طبيعي شفابخش مي باشد و اگر بهبودي ادامه يابد شدت و دفعات تكرار بكلي رفع خواهد شد و اگر بعد از چند هفته تغييري مشاهده نشود،مشورت با يك درمانگر توصيه مي شود.با تمرين خواب،بيننده اغلب مي تواند بياموزد كه چگونه زبان بصري و نمادي خواب خود را بفهمد و روابط جنبه هاي خواب و بيداري خود را مورد ملاحظه قرار دهد.كابوس اصولا خاطر انسان را پريشان مي كند اما شخص ممكن است قبل از اين كه به دقت به معني خواب توجه كند بخواهد از اثر پريشان كنندگي آن بكاهد.بعضي راه حل ها در كاهش اثر سوء كابوس موثراند،مانند نوشتن شرحي از كابوس يا رسم و نقاشي كردن آن،مجسم كردن شخصيت ها بطور خيالي،با شخصيت هاي كابوس صحبت كردن،تجسم يك پايان لذت بخش تر يا صرفا بازگو كردن آن به دفعات.در حاليكه از اين روش ها استفاده مي كنيد،خواب بيننده هرچه آسوده خاطرتر باشد بهتر است.كتاب هاي خوبي براي آموختن اين كه چگونه مباني خواب ها را درك كنيم وجود دارند.به نوبه ي خود خواب بيننده ممكن است مايل باشد از يك درمانگر تقاضاي كمك كند.گاهي اوقات كابوس ها به فشار عصبي(استرس) شديد يا تعارض هيجاني،

عاطفي ارتباط دارند كه مي توان به بهترين وجه ممكن بعد از مشورت با شخص معالج به حل و فصل آن ها پرداخت.وقتي مردد هستيد،نبايد در مشورت با شخص معالج تعلل نماييد.

ممكن است باعث تعجب شود وقتي متوجه شويد افرادي هم هستند  كه در واقع كابوس هايشان آن ها را آزرده نمي كند،اگرچه تجاربشان آن ها را پريشان مي كند.مطالعات نشان داده است كه در حدود نيمي از افرادي كه مكررا دچار كابوس مي شوند كابوس هاي خود را گيرا و جالب پنداشته و آن ها را واكنش هاي سازنده ي قواي ذهني خود به حساب مي آورند و آن ها را صرفا در زمره ي خواب ديدن به شمار نمي آورند.اين موضوع نشان دهنده ي اين واقعيت است كه طرز برداشت و نگرش شخص از كابوس ها كاملا حائز اهميت است.

از وحشت شبانه چه مي دانيد

اين نوع ترس ها كاملا متفاوت هستند.كابوس ها معمولا بعد از چند ساعت خواب دست مي دهند.فرياد كشيدن يا جابجا شدن،

حركاتي غير عادي هستند.رويا معمولا مفصل و در مدت كوتاهي دست مي دهد و خواب بيننده به زودي بعد از بيداري پي مي برد كه دچار كابوس شده است.

از طرف ديگر وحشت هاي شبانه طي يكي دو ساعت اول بعد از خوابيدن ظاهر مي شوند.جيغ كشيدن با صداي بلند و دست و پا زدن حركاتي متداول محسوب مي شوند.بيدار كردن شخص كار مشكلي است و معمولا بعد از بيداري،چيزي جز احساس كسالت روحي يا در صورت امكان تنها يك صحنه قابل يادآوري وجود ندارد.كابوس ها و ترس هاي شبانه از مراحل مختلف فيزيولوژيكي مختلف خواب ناشي مي شوند.

بچه هايي كه هنگام شب دچار وحشت مي شوند و ممكن است برآن شوند در حين خواب راه بروند يا رختخواب خود را خيس نمايند به علل اين ترس ها به خوبي پي نبرده اند.بچه ها معمولا تا قبل از رسيدن به سن بلوغ از آن ها خلاص مي شوند.اين ترس ها در بزرگسالان ممكن است مربوط به فشار عصبي باشد.اگر ترس هاي شبانه به دفعات دست دهند و مخصوصا آزار دهنده باشند،مشورت با پزشك ممكن است كار مفيدي باشد
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: بهداشت روان | لینک ثابت |
كاراته چهارشنبه 18 مرداد1385 9:25 قبل از ظهر

‍‍كاراته

مقدمه

كاراته يك نوع مبارزه ژاپني است كه در آن از دست و پا براي وارد كردن ضربات پر قدرت مشت و لگد استفاده مي شود . از طرفي كاراته هم يك ورزش رزمي جهت بشاش كردن و هم ارائه دهنده ي يك تصوير از تمرين هاي ذهني مي باشد.

كلمه   ((كاراته )) به معني دست خالي مي باشد و فردي كه تمرينات كاراته را انجام مي دهد (( كاراته كا ))

ناميده مي شود . گسترش كاراته در فرهنگ شرقي بيشتر به منظور غلبه بر خشم و ترس است ، نه شكست حريف. ( به قول يكي از استادان بزرگ كاراته دو ، راه زندگي است ).

يك ذهن خالي از هيجان ، بهترين وسيله براي هدايت دست در كاراته است و اين روش كنترل در كاراته را به اصطلاح (( روش كاراته)) يا karate-do مي نامند.

متا‌سفانه ، درك مفهوم كاراته به طور جدي فراموش شده و مفهوم دست خالي به همان معني ساده آن ، يعني دست بدون سلاح به كار مي رود .

كاراته اي كه ما امروز تمرين مي كنيم ، كاراته مدرن است ، ولي مانند اكثر روش هاي مبارزه ، كاراته نيز بر اساس يك دسته فرم هاي رزمي قديمي كه اساسا از مدرسه جنوبي شائولين واقع در سرزمين هاي چين نشات گرفته است.

 

مدرسه های کاراته

                    

 مدرسه هاي كاراته با توجه به سبك هاي اصلي كاراته چهار نوع هستند كه عبارتند از :

 

شوتوكان:تاسيس توسط گيچين فاناكوشي                                                 

گوجيوريو:تاسيس توسط چوجون مياگي

شيتوريو:تاسيس توسط كن وا مابوني                            

وادوريو: تاسيس توسط هيرونوري اوتسوكا                                                 

هر چند فرق چندان زيادي بين سبك هاي مختلف كاراته وجود ندارد ، ولي در روش تمرين ها اختلافاتي وجود دارد. بنابراين مخلوط كردن اين سبك ها با هم در تمرين ها زياد مناسب نيست. چيزي به نام بهترين سبك در كاراته وجود ندارد و شما بايد مواظب باشگاههايي كه اين موضوع را بيان مي كنند باشيد . هر سبك داراي فلسفه اي براي خود مي باشد كه ممكن است براي افراد در سبك هاي ديگر مناسب نباشد. ولي در كاراته ، در روش كوميته ( مبارزه كردن ) براي به دست آوردن بهترين مدال ها ، بايد از قانون  w.k.f استفاده شود. اين قانون نوع ضربات ، شدت آنها و محل تماس را مشخص كرده و براي سبك هاي كنترلي ، پيروي از اين قانون لازم الاجرا مي باشد.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: | لینک ثابت |
شيميدان هاي نامي اسلام یکشنبه 15 مرداد1385 11:47 بعد از ظهر
 

شيميدان هاي نامي اسلام

آغاز كيمياگري اسلامي با اسامي مرداني همراه است كه احتمالا خود كيمياگر نبوده‌اند، اما با گذشت زمان و فرارسيدن قرن دهم ميلادي ، كيمياگران شهيري از ميان آنان برخاستند كه علاوه بر تفكراتشان ، نوشتارهاي كاملا جديد و نويني خلق كردند.

امام جعفر صادق عليه السلام (148 ـ 82 هـ . ق. / 770 ـ 705 م.)

محضر پر فيض حضرت امام صادق (ع) ، مجمع جويندگان علوم بود. با دانش پژوهي كه به محفل آن حضرت راه مييافت از خرمن لايزال دانش او بهره مند ميشد. در علم كيميا ايشان نخستين كسي بودند كه عقيده به عناصر چهارگانه (عناصر اربعه) آب ، آتش ، خاك و باد را متزلزل كردند. از فرموده‌هاي ايشان است كه : «من تعجب ميكنم مردي چون ارسطو چگونه متوجه نشده بود كه خاك يك عنصر نيست. بلكه عنصرهاي متعددي در آن وجود دارد.» ايشان هزار سال پيش از پرسينلي ، لاووازيه و ... دريافته بود كه در آب چيزي هست كه ميسوزد (كه امروزه آن را هيدروژن مينامند).

از امام صادق (ع) ، رساله‌اي در علم كيميا تحت عنوان «رسالة في علم الصناعة و الحجر المكرم» باقيمانده كه دكتر «روسكا» آن را به زبان آلماني ترجمه و در سال 1924 آن را تحت عنوان «جعفر صادق امام شيعيان ، كيمياگر عربي» در «هايدبرگ» به چاپ رسانده است. به عنوان مثال و براي آشنايي با نظرات حضرت صادق (ع) در شيمي ، خلاصه‌اي از بررسي دكتر «محمد يحيي هاشمي» را در ذيل درج ميكنيم:

از شرحي كه امام صادق (ع) براي اكسيد ميدهد، چنين معلوم ميشود كه اكسيد جسمي بوده كه از آن براي رفع ناخالصي در فلزات استفاده شده است. ايشان تهيه اكسيد اصغر (اكسيد زرد) را از خود و آهن و خاكستر به كمك حرارت و با وسايل آزمايشگاهي آن دوره ، مفصلا شرح داده و نتيجه عمل را كه جسمي زرد رنگ است، اكسيد زرد نام نهاده‌اند. اين شرح كاملا با فروسيانيد پتاسيم كه جسمي است زرد رنگ به فرمول Fe(CN)6] K4] منطبق است و ... . نتيجه عمل بعد از طي مراحلي ايجاد و تهيه طلاي خالص است. امروزه نيز از همين خاصيت سيانور مضاعف طلا و پتاس براي آبكاري با طلا استفاده ميشود.

جابر بن حيان (200 ـ 107 هـ . ق / 815 ـ 725 ميلادي)

جابربين حيان معروف به صوفي يا كوفي ، كيمياگر ايراني بوده و در قرن نهم ميلادي ميزيسته و بنا به نظريه اكثريت قريب به اتفاق كيمياگران اسلامي ، وي سرآمد كيمياگران اسلامي قلمداد ميشود. شهرت جابر نه تنها به جهان اسلام محدود نميشود و غربيها او را تحت عنوان «گبر» ميشناسند.ابن خلدون درباره جابر گفته است:

جابربن حيان پيشواي تدوين كنندگان فن كيمياگري است.

جابربن حيان ، كتابي مشتمل بر هزار برگ و متضمن 500 رساله ، تاليف كرده است. «برتلو» شيميدان فرانسوي كه به «پدر شيمي سنتز» مشهور است، سخت تحت تاثير جابر واقع شده و ميگويد: «جابر در علم شيمي همان مقام و پايه را داشت كه ارسطو در منطق .» جورج سارتون ميگويد: «جابر را بايد بزرگترين دانشمند در صحنه علوم در قرون وسطي دانست.» اريك جان هوليمارد ، خاورشناس انگليسي كه تخصص وافري در پژوهشهاي تاريخي درباره جابر دارد، چنين مينويسد:

جابر شاگرد و دوست امام صادق (ع) بود و امام را شخصي والا و مهربان يافت؛ بطوري كه نميتوانست از او جدا ولي بي نياز بماند. جابر ميكوشيد تا با راهنمايي استادش ، علم شيمي را از بند افسانه‌هاي كهن مكاتب اسكندريه برهاند و در اين كار تا اندازه‌اي به هدف خود رسيد. برخي از كتابهايي كه جابر در زمينه شيمي نوشته عبارتند از : الزيبق ، كتاب نارالحجر ، خواص اكسيرالذهب ، الخواص ، الرياض و ... .

وي به آزمايش بسيار علاقمند بود. از اين رو ، مي توان گفت نخستين دانشمند اسلامي است كه علم شيمي را بر پايه آزمايش بنا نهاد. جابر نخستين كسي است كه اسيد سولفوريك يا گوگرد را از تكليس زاج سبز و حل گازهاي حاصل در آب بدست آورد و آن را زينت الزاح ناميد. جابر اسيد نيتريك يا جوهر شوره را نيز نخستين بار از تقطير آميزه‌اي از زاج سبز ، نيترات پتاسيم و زاج سفيد بدست آورد.

رازي ، ابوبكر محمد بن زكريا (313 ـ 251 هـ . ق / 923 ـ 865 م.)

زكرياي رازي به عنوان يكي از بزرگترين حكيمان مسلمان شناخته شده و غربيها او را به نام «رازس» ميشناسند. رازي در علم كيميا ، روش علمي محض را انتخاب كرده و بر خلاف روشهاي تمثيلي و متافيزيك ، به روشهاي علمي ارزش زيادي قائل شده. رازي موسس علم شيمي جديد و نخستين كسي است كه «زيست شيمي» را پايه‌گذاري نموده است. دكتر «روسكا» شيميدان آلماني گفته است: «رازي براي اولين بار مكتب جديدي در علم كيميا بوجود آورده است كه آن را مكتب علم شيمي تجربي و علمي مي توان ناميد.

مطلبي كه قابل انكار نيست اينست كه زكرياي رازي پدر علم شيمي بوده است.» كتابهاي او در زمينه كيميا در واقع اولين كتابهاي شيمي است. مهمترين اثر رازي در زمينه كيميا كتاب «سرالاسرار» است. ظاهرا رازي 24 كتاب يا رساله در علم كيميا نوشته كه متاسفانه فقط معدودي از آنها بدست آمده و در كتابخانه‌هاي مشهور دنيا نگهداري ميشود. وي نخستين بار از تقطير شراب در قرع و انبيق ماده‌اي بدست آورد كه آن را الكحل ناميد كه بعدها به هر نوع ماده پودري شكل حتي به جوهر هم داده شد، از اين رو آن جوهر را جوهر شراب نيز ناميدند. گفته ميشود كه رازي كربنات آمونيوم را از نشادر و همچنين كربنات سديم را تهيه كرده است.

ابن سينا ، حسين (428 ـ 370 هـ . ق / 1036 ـ 980 م.)

ابن سينا ملقب به شيخ الرئيس ، بزرگترين فيلسوف و دانشمند اسلامي و چهره‌اي بسيار موثر در ميدان علوم و فنون است. غربيها وي را به نام «اوسينيا» ميشناسند. ابن سينا ، رنجي براي كيمياگري و ساختن طلا نكشيد؛ زيرا او به استحاله باور نداشت و صريحا تبديل فلزات به يكديگر را ناممكن و غير عملي ميدانست.

ابو علي سينا از ادويه منفرد ، 785 قلم دارو را به ترتيب حروف ابجد نام برده و به ذكر ماهيت آنها پرداخته و خواص تاثير آن داروها را شرح داد. وي ضمن توصيف اين مواد ، آگاهيهاي جالبي در زمينه «شيمي كاني» به خوانندگان ميدهد و ميگويد از تركيب گوگرد و جيوه مي توان شنگرف تهيه كرد. وي نخستين كسي است كه خواص شيميايي الكل و اسيد سولفوريك را از نظر دارويي شرح داد.

بيروني ، ابوريحان محمد (442 ـ 362 هـ . ق / 1050 ـ 972 م.)

كاني شناس و دارو شناس جهان اسلام و يكي از بزرگترين دانشمندان اسلام است كه با رياضيات ، نجوم ، فيزيك ، كاني شناسي ، دارو سازي و اغلب زبانهاي زنده زمان خود آشنايي داشته است. يكي از آثار مهم بيروني در شيمي كتاب الجواهر وي است كه در بخشي از آن ، نتايج تجربي مربوطه به تعيين جرم حجمي امروزي آنها تفاوت خيلي كم دارد و يكي از كاربردهاي مهم وي به شمار ميرود كه در علوم تجربي ، انقلابي بزرگ به وجود آورد. براي تعيين جرم اجسام ، ترازويي ابداع كرد.

بيروني همچنين در كتاب الجماهير (در شناسايي جوهرها) به معرفي مواد كاني به ويژه جواهرات گوناگون پرداخت. بيروني ، چگالي سنج را براي تعيين جرم حجمي كانيها به ويژه جوهرها و فلزها نوآوري كرد كه در آزمايشگاه امروزي كاربرد دارد
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: زندگینامه ی بزرگان ایران و جهان | لینک ثابت |
بافت خون چهارشنبه 11 مرداد1385 9:11 قبل از ظهر

بافت خون




خون بافت همبند تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسمای خون شناورند.

نگاه اجمالی

خون 7 الی 8 درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط 5 لیتر می‌باشد. خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی عامل اصلی توزیع مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. خون همچنین هورمونهای مترشحه از غدد داخلی را به ارگانهای مورد نظر حمل می‌کند.

خون در خارج از بدن منعقد شده و سلولها و مواد غیر محلول آن به صورت توده‌ای نسبتا سفت به نام لخته خون (Blood clot) درمی‌آید. و قسمت محلول آن به صورت مایعی زرد و روشن به نام سرم (Serum) از آن جدا می‌گردد. برای جلوگیری از
انعقاد خون ، به منظور مطالعات خونی ، مقداری هپارین (یک ماده ضد انعقاد) یا سیترات به آن افزوده می‌شود. در این حالت اگر اجازه داده شود سلولهای خونی ته نشین شوند ، ملاحظه خواهد شد از نظر حجمی حدود 55 درصد خون از پلاسما و 45 درصد آن از سلولهای خونی تشکیل شده است. سلولهای خونی شامل گویچه های قرمز ، گویچه های سفید و پلاکتها هستند.

img/daneshnameh_up/c/ca/20.jpg

پلاسمای خون

پلاسما 55 درصد خون را تشکیل می‌دهد. مایعی است که 91 درصد آن را آب ، 7 درصد آن را پروتئینها ، یک درصد آن را املاح معدنی و یک درصد بقیه را ویتامینها ، مواد قندی و مواد لیپیدی ، هورمونها و اسیدهای آمینه تشکیل می‌دهند.

پروتئینهای عمده پلاسما

آلبومین پروتئین اصلی خون می‌باشد که بوسیله کبد ساخته می‌شود و مهمترین وظیفه آن حفظ فشار اسمزی خون می‌باشد. در ضمن در حمل مواد غیر معمول در آب ، نظیر اسیدهای چرب آزاد نقش عمده‌ای دارد. فیبرینوژن ، پروتئینی است که در کبد سنتز می‌شود. و پس از تبدیل شدن به فیبرین در انعقاد خون شرکت می‌کند. گلوبینها از نظر وزن مولکولی به سردسته گاما گلبولینها ، بتا گلبولینها و آلفا گلبولینها تقسیم می‌شوند. که مهمترین آنها گاما گلبولینها هستند که به آنتی بادیها یا ایمونو گلبولینها نیز مشهورند.

گلبول‌های قرمز (Erthrocytes)

به سلولهای قرمز خون مشهورند. و بیشترین سلولهای خونی را تشکیل می‌دهند. سلولهایی بدون هسته و مقعر‌الطرفین هستند. در شرایط طبیعی قطر آنها بطور متوسط 7.5 میکرون می‌باشد. اگر اندازه سلول کوچکتر از 6 میکرون باشد میکروسیت و اگر بزرگتر از 9 میکرون باشد، ماکروسیت نامیده می‌شوند. حضور گویچه‌های قرمز با اندازه‌های مختلف در خون را آنیزوسیتوزیس Anisicytosis و حضور گویچه‌های قرمز با اشکال متفاوت در خون را پوی کیلو سیتوزیس Poikilocytosis می‌نامند. که در حالات مرضی دیده می‌شوند.

تعداد گویچه‌های قرمز در حالت طبیعی در خون زنان 3.6 تا 5.5 میلیون در هر میکرولیتر و در خون مردان 4.1 تا 6 میلیون در هر میکرولیتر می‌باشد. نسبت حجم سلولهای خون به کل خون برحسب درصد را
هماتوکریت می‌نامیم. هماتوکریت در زنان سالم و بالغ 45 - 35 درصد و در مردان سالم و بالغ 50 - 40 درصد می‌باشد.

ساختمان و کار گلبولهای قرمز

گلبولهای قرمز سلولهایی مقعرالطرفین و قابل انعطاف هستند که ضمن عبور از مویرگها بهم چسبیده و به صورت میله‌ای استوانه‌ای درمی‌آیند که رولکس (Rouleaux) نامیده می‌شود. شکل ویژه و انعطاف پذیری زیاد گویچه‌های قرمز را به پروتئینهای محیطی ویژه‌ای نسبت می‌دهند که به سطح داخلی غشای اریترویسیتها چسبیده‌اند. برخی از بیماریهای ارثی خون مانند کروی یا بیضی شکل بودن گویچه‌های قرمز از نقص پروتئینهای فوق ناشی می‌گردد.

غشای این سلولها همچنین حاوی رسپتورهای مربوط به
گروههای خونی می‌باشد. گویچه‌های قرمز خون حاوی مولکول پیچیده‌ای به نام هموگلوبین می‌باشد. که از یک قسمت پروتئینی به نام گلوبین و یک رنگ دانه آهن‌دار به نام «هم» تشکیل شده است. گلوبین مرکب از 4 زنجیره پلی‌پپتیدی است که به هر زنجیره یک پورفیرین آهن‌دار متصل شده است. هموگلوبین به علت داشتن آهن که در حالت احیا شده می‌باشد. می‌تواند با اکسیژن و دی‌اکسید کربن ترکیب شده و به ترتیب آهن ، هموگلوبین و کربامینو هموگلوبین تشکیل دهد.

با توجه به بالا بودن فشار اکسیژن در ریه ها ، اکسی هموگلوبین در ریه‌ها تشکیل شده و پس از رسیدن به بافتها ، اکسیژن جدا شده و دی‌اکسید کربن به آن متصل می‌گردد. بدین ترتیب امکان حمل اکسیژن از
ریه به بافتها و دی‌اکسید کربن از بافتها به ریه امکان‌پذیر می‌گردد.عمر گلبولهای قرمز 120 روز می‌باشد. و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژهای طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته می‌شوند. کاهش تعداد گویچه‌های قرمز در خون را کم خونی Anemia و افزایش گویچه‌های قرمز در خون را پلی سیتمی Polycytemia می‌نامند.

گویچه‌های سفید خون

لکوسیتها یا گویچه‌های سفید خون بر اساس حضور یا عدم حضور گرانولهای اختصاصی در سیتوپلاسم خود به دو دسته گرانولوسیتها یا دانه‌دارها و آگرانولوسیتها یا بدون دانه‌ها تقسیم بندی می‌شوند. لکوسیتها در مقایسه با اریتروسیتها سلولهایی هسته‌دار و متحرک هستند. گرانولوسیتها بر اساس رنگ پذیری گرانولهای اختصاصی آنها به سه دسته نوتروفیلها ، اسیدوفیلها و بازوفیلها تقسیم می‌گردند. آگرانولوسیتها به دو دسته لنفوسیتها و مونوسیتها تقسیم می‌شوند.

نوتروفیلها فراوان‌ترین لکوسیتها در خون می‌باشند و در عفونتهای باکتریایی مقدار آنها افزایش می‌یابد. اسیدوفیلها یا ائوزینوفیلها بیشتر پاسخهای آلرژیک را کنترل می‌کنند. لنفوسیتها که به دو دسته لنفوسیت B و A تقسیم می‌شوند نقش عمده‌ای در دستگاه ایمنی بدن دارند. تحت شرایط بالینی از جمله التهابات عفونی و غیر عفونی ،
بیماری سل و بیماریهای قارچی و برخی از سرطانها تعداد مونوسیتهای خون افزایش می‌یابد.
img/daneshnameh_up/6/64/23.jpg

پلاکتها (Plackets)

اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر 4 - 2 میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت (Mega karyocytes) در مغز استخوان حاصل می‌شود، فاقد هسته‌اند. با وجود این در مهره داران پست سلولهای هسته داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت می باشد. پلاکتها را ترومبوسیت نیز می نامند. تعداد پلاکتها 400 - 200 هزار در هر میکرولیتر خون می باشد. و عمر آنها 11 - 8 روز می باشد. هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیلو پروتئین محصور شده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی ABO در غشای پلاکتها می باشد.

کار اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام می‌گیرد. تحریک پلاکتها در محل آسیب عروقی باعث ترشح ADP می‌گردد که ADP چسبیده به سطح پلاکت موجب چسبیدن پلاکتها بهم و تشکیل توده پلاکتی را می‌کند که به صورت درزگیر عمل کرده و از ادامه خونریزی جلوگیری می‌کند. همزمان با ترشح ADP ، سروتونین و ترومبوبلاستین پلاکتی نیز ترشح می‌گردد. که اولی باعث انقباض عروق و دومی باعث تبدیل پروترومبین به ترومبین می‌شود. ترومبین ، فیبرینوژن
محلول پلاسما را به فیبرین غیر محلول تبدیل می‌نماید که سلولهای خونی در لابه‌لای توری ظریف حاصل از فیبرین گرفتار شده و لخته تشکیل می‌گردد.
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: پزشکی مدرن | لینک ثابت |
مفصل چهارشنبه 11 مرداد1385 9:1 قبل از ظهر

مفصل

 


به طور کلی محل اتصال دو استخوان به یکدیگر را مفصل می نامند. شاید به نظر شما مفصل قسمت چندان مهمی از بدن انسان نباشد، ولی اصول علمی بسیار دقیقی در آن رعایت شده است. اگر یک قهرمان وزنه برداری می تواند دویست کیلوگرم وزنه را روی دستش نگه دارد و هشت تکه استخوان مچ دست او از هم جدا نشود، به دلیل ارتباط محکم این استخوانها در سطوح مفصلی است، و اگر فوتبالیستی با سرعت روی پاهای خود می دود و در حین دویدن با پا محکم به توپ ضربه می زند و استخوانهایش از هم جدا نمی شوند، علتش وضعیت عالی مفصلهای پا است. اکنون به شگفتیهای ساختمان مفصل توجه کنید:
مفصلها انواع مختلف دارند، اما به طور کلی می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول مفصلهایی که حرکت زیاد دارند، یعنی دو استخوان می توانند در محل اتصال تحرک زیادی داشته باشند، مانند:
مفصل آرنج، زانو،مچ دستها، و پاها، دسته دوم مفصلهایی که استخوانهای جمجمه، و پا حرکت بسیار مختصری دارند، مانند: مفصلهای بین مهره ها، ساختمان این دو نوع مفصل با یکدیگر فرق دارد که در اینجا، هر کدام را به طور جداگانه شرح می دهیم.

img/daneshnameh_up/0/01/joint2.JPG


مفصل متحرک


بین دو استخوان فاصله کمی وجود دارد که آن را حفره مفصلی می نامند. یک ورقه نازک غضروف مفصلی، سطح مفصلی هر دو استخوان را می پوشاند. یک کپسول از بافت همبند خیلی سفت، که سطح داخلی آن نرم و لغزان است، مفصل را پوشانده است و رباطهای متعددی در داخل حفره مفصلی بین دو سر استخوان وجود دارد. رباط عبارت است از بافت همبند محکمی که دو استخوان را به هم وصل می کند. رباط و زردپی هر دو از طناب محکمترند. اطراف کپسول مفصلی هم چند رباط قرار گرفته است. کپسول مفصلی و رباطهای درون مفصلی و بیرون مفصلی سبب می شوند که استخوانها محکم به یکدیگر بچسیند و از هم جدا نشوند.

مفصل غیر متحرک


در این نوع مفصل دو استخوان، حفره مفصلی وجود ندارد بلکه دو استخوان به وسیله بافت همبند محکم، غضروف، و یا استخوان به هم وصل شده اند.
نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: پزشکی مدرن | لینک ثابت |
نسبیت عام سه شنبه 10 مرداد1385 10:42 بعد از ظهر
نسبيت عام چيست و به چه كار مى آيد؟  

نسبيت خاص پيش بينى هايى مى كند كه براى ما بسيار عجيبند. مثلاً اينكه ساعت هاى متحرك كندتر كار مى كنند، خط كش هاى متحرك كوتاه ترند. يا اينكه ممكن است مقدارى جرم به انرژى تبديل شود (E=mc2) . تمام پيش بينى هاى نسبيت خاص با دقت بسيار آزموده شده اند و امروزه تقريباً هيچ فيزيك پيشه مطرحى هيچ شكى درباره درست بودن نسبيت خاص ندارد. انگيزه اينشتين از پرداختن نسبيت خاص آشتى دادن نظريه الكتريسيته و مغناطيس مكسول با اصل نسبيت گاليله بود. در واقع نسبيت خاص كامل شده نسبيت گاليله اى است. از سال 1905 به اين طرف همه فيزيك پيشه ها متقاعد شده اند كه هر نظريه فيزيكى اى بايد با نسبيت خاص سازگار باشد.

چهار قرن و نيم پيش در سال 1543 نيكلاس كوپرنيكوس مرد و در همان سال كتاب معروف او De revolutionibus منتشر شد. در اين كتاب نظامى جديد براى هيئت پيشنهاد شده بود، نظامى كه در آن خورشيد در مركز بود و زمين و ديگر سياره ها به دور آن مى گشتند. گاليله اين ايده را پذيرفت و براى آن تبليغ بسيار كرد. اين كه زمين به دور خودش و به دور خورشيد مى گردد، با فلسفه رسمى آن دوران نمى خواند. استدلالى كه مخالفان نظام كپرنيكى مى كردند اين بود كه چرا ما متوجه حركت زمين نمى شويم. گاليله در اين باره فكر كرد و كشفى كرد كه بسيار مهم است. گاليله كشف كرد كه با هيچ آزمايشى نمى توان حركت يكنواخت را آشكار كرد. امروزه همه اين تجربه را داريم كه اگر قطارى با سرعت ثابت حركت كند، در داخل قطار همه چيز همان طورى است كه در ايستگاه است، با هيچ آزمايشى نمى توان فهميد قطار حركت مى كند يا نه (تنها با نگاه كردن به بيرون است كه مى توان اين را فهميد). فيزيك پيشه ها اين را اصل نسبيت گاليله مى نامند.

پس از گاليله، نيوتن سه قرن پيش دو چيز بسيار مهم كشف كرد: 1- قوانين مكانيك را كشف كرد؛ قوانينى كه براساس آنها مى توان فهميد كه يك سيستم مكانيكى (مثلاً منظومه شمسى) در زمان هاى آينده چه وضعيتى دارد، مشروط بر آن كه وضعيت آن در يك زمان مثلاً الان معلوم باشد. 2- قانون گرانش عمومى را كشف كرد؛ قانونى كه مى گويد در طبيعت هر دو جسمى يكديگر را با نيروى جذب مى كنند و اين نيرو متناسب است با عكس مجذور فاصله و متناسب با جرم هر كدام از جسم ها. فيزيك پيشه ها اين پديده را گرانش و اين نيرو را نيروى گرانشى مى نامند. به دليل اين نيروى گرانشى است كه ماه به دور زمين و زمين به دور خورشيد مى گردد. ضمناً مكانيكى كه نيوتن ساخت با اصل نسبيت گاليله سازگار است.

دقيقاً صد سال پيش آلبرت اينشتين با انتشار چند مقاله تاريخ ساز، انقلاب يا در واقع انقلاب هايى در علم فيزيك راه انداخت. يكى از اين مقاله ها با عنوان «درباره الكتروديناميك جسم هاى متحرك» ارائه نظريه اى است كه به نسبيت خاص معروف شد.

نسبيت خاص پيش بينى هايى مى كند كه براى ما بسيار عجيبند. مثلاً اينكه ساعت هاى متحرك كندتر كار مى كنند، خط كش هاى متحرك كوتاه ترند. يا اينكه ممكن است مقدارى جرم به انرژى تبديل شود E=mc2 . تمام پيش بينى هاى نسبيت خاص با دقت بسيار آزموده شده اند و امروزه تقريباً هيچ فيزيك پيشه مطرحى هيچ شكى درباره درست بودن نسبيت خاص ندارد.

انگيزه اينشتين از پرداختن نسبيت خاص آشتى دادن نظريه الكتريسيته و مغناطيس مكسول با اصل نسبيت گاليله بود. در واقع نسبيت خاص كامل شده نسبيت گاليله اى است. از سال 1905 به اين طرف همه فيزيك پيشه ها متقاعد شده اند كه هر نظريه فيزيكى اى بايد با نسبيت خاص سازگار باشد.

تقريباً بلافاصله پس از تكميل نسبيت خاص اين سئوال مطرح شد كه آيا گرانش عمومى نيوتن با نسبيت خاص سازگار هست و پاسخ منفى بود. پس لابد نظريه گرانش نيوتن كامل نيست. بعضى از فيزيك پيشه ها به دنبال نظريه كامل ترى براى گرانش گشتند، نظريه اى كه با نسبيت خاص سازگار باشد. هيچ كس نتوانست نظريه شسته رفته و موفقى براى گرانش بيابد كه هم نسبيت خاصى باشد، هم با تجربه بخواند.

آزمايش هاى بسيارى مويد اين هستند كه اگر نيرويى جز گرانش در كار نباشد همه اجسام با يك شتاب مى افتند! در 1911 اينشتين از اين واقعيت تجربى نتيجه گرفت1 كه اگر در اتاقكى باشيم كه از بالاى برجى رها شده باشد (ول شده باشد)، با هيچ آزمايشى نمى توانيم گرانش زمين را حس كنيم.2 امروزه فيزيك پيشه ها اين را اصل هم ارزى مى نامند. اينشتين فهميد كه كليد نظريه نسبيتى گرانش همين اصل هم ارزى است. با استدلال هايى كه نبوغ از آنها مى بارد، اينشتين از اين اصل چند نتيجه گرفت: 1- اينكه اگر نورى از زمين به بالا فرستاده شود وقتى به ارتفاع هاى بالاتر مى رسد طول موجش بيشتر مى شود. 2- اينكه ساعت ها در نزديكى سطح زمين كندتر كار مى كنند تا ساعت هايى كه در ارتفاع هاى بالاتر هستند. 3- اينكه اگر پرتوى نورى از كنار يك جسم سنگين مثلاً از كنار خورشيد بگذرد، كمى خم مى شود. در مورد خورشيد اين خم شدگى حدود 1 ثانيه قوس است.

پس از آن با پنج سال كار طاقت فرسا اينشتين نظريه اى براى گرانش ساخت و آن را نسبيت عام ناميد. بنابر نسبيت عام گرانش عبارت است از خميده بودن فضازمان علت سخت فهم بودن نسبيت عام اين است كه مبتنى است بر دو ساختار رياضى كه هنوز جزء برنامه هاى درسى مدارس و دبيرستان هاى ما نشده: خميدگى و فضازمان.

در قرن نوزدهم هندسه پيشرفت زيادى كرد. از جمله كارل فردريش گاوس هندسه سطح هاى خميده را بررسى كرد. منظور از سطح هاى خميده چيز هايى است مثل سطح يك توپ يا سطح يك تيوب، چرخ ماشين (كه رياضى پيشه ها به آن چنبره مى گويند) يا سطح يك زين اسب. رياضياتى را كه گاوس پيش كشيده بود گئورگ فردريش برنهارد ريمان رياضى پيشه ديگر آلمانى بسيار پيش برد.3 ريمان كشف كرد كه آنچه در هندسه مهم است چه در هندسه اقليدسى، چه در هندسه رويه هاى خميده قضيه فيثاغورث براى مثلث هاى كوچك است. در هندسه اقليدسى صفحه قضيه فيثاغورث مى گويد كه اگر مثلث قائم الزاويه اى داشته باشيم كه يك ضلع آن dx و ضلع ديگرش dy باشد، طول وترش ds است و داريم ds2=dx2+dy2 كه در اينجا x و y مختصه هاى دكارتى متداول صفحه اند و dx2 يعنى 2(dx). ريمان كشف كرد كه تمام هندسه اقليدسى صفحه نتيجه اين تساوى ds2=dx2+dy2 است. اين فرمول رياضى را رياضى پيشه ها متريك ريمانى مى نامند. در مورد سطح خميده كره زمين اين اصطلاح متريك به شكل ds2=R2cos2dldj درمى آيد. كه در اينجا R شعاع زمين، l عرض جغرافيايى و j طول جغرافيايى است.

Ds فاصله دو نقطه نزديك روى سطح زمين است كه عرض جغرافيايى آنها به اندازه dl و طول جغرافيايى آنها به اندازه dj فرق دارد. ضمناً اين نكته بسيار مهم است كه در اين فرمول dj و dl بايد بسيار كوچك باشند؛ اگر نه براى محاسبه فاصله بايد از فرمولى پيچيده تر استفاده كرد.) تعميم به ابعاد بيش از دو براى رياضى پيشه اى مثل ريمان سرراست بود.

در 1908 هرمان مينكفسكى كه زمانى در پلى تكنيك زوريخ استاد رياضى اينشتين بود، كشف كرد كه آنچه نسبيت خاص مى گويد در واقع اين است كه فضا و زمان موجوديت مستقلى ندارند. آنچه موجوديت مستقل دارد چيزى است كه مينكفسكى آن را فضازمان ناميد. مينكفسكى در واقع براى نسبيت خاص يك تعبير هندسى كشف كرد: فضازمان يك پيوستار چاربعدى است و ساختار اين پيوست ها تعميمى است از چيزى كه هندسه اقليدسى مى ناميم. در واقع آنچه مينكفسكى كشف كرد اين بود كه اولاً عنصر بنيادى كه در هندسه اقليدسى نقطه است، در نسبيت خاص رويداد است، يعنى اتفاقى كه در يك لحظه خاص در يك جاى خاص روى مى دهد- براى مشخص كردن يك نقطه در صفحه اقليدسى بايد x و y آن را داد؛ حال آنكه براى مشخص كردن يك رويداد در نسبيت خاص بايد x، y، z و t آن را داد. ثانياً مينكفسكى كشف كرد كه تمام نسبيت خاص در واقع بيان اين است كه در اين فضازمان قضيه اى شبيه قضيه فيثاغورث درست است كه باعث مى شود بتوان فضازمان را مثل يك هندسه ريمانى در نظر گرفت، منتها با متريك شبه ريمانى ds2=dx2+dy2+dz2-c2dt2 كه در آن c سرعت نور است (سرعتى كه بنابر نسبيت خاص يكى از ثابت هاى طبيعت است، همان c اى كه در E=mc2 ظاهر مى شود.) به دليل علامت منفى در كنار dt2 است كه به اين متريك شبه ريمانى مى گويند.

اينشتين متوجه شد كه گرانش يعنى اينكه متريك شبه ريمانى فضازمان به شكل ساده اى كه در نسبيت خاص مى آيد نيست. اين گام كه اينشتين برداشت گام بسيار سختى بود. اينشتين با نبوغ خود از اصل هم ارزى نتيجه گرفت كه فضازمان خميده است. اما اين تازه شيوع نسبيت عام بود. اينشتين فهميد وجود ماده در فضا باعث مى شود متريك فضازمان عوض شود، اما چقدر و چگونه؟ براى يافتن پاسخ اينشتين مى بايست هندسه ريمانى فرا بگيرد. در اين كار دوست رياضى پيشه اش مارسل گرسمان (كه اينشتين در 1905 پايانه نامه دكترايش را به او تقديم كرده بود) به كمكش آمد. اينشتين از گرسمان هندسه ياد گرفت4، و توانست معادله هايى به دست آورد كه با حل كردن آنها مى توان متريك را به دست آورد. اين معادله ها كه معادله هاى اينشتين نام دارند، مى گويند كه وجود جرم و انرژى در فضا چگونه فضازمان را مى خماند. معادله هاى اينشتين بسيار پيچيده اند.

نتيجه هاى فيزيكى

يكى از نخستين حل هاى معادله اينشتين را فيزيك پيشه منجمى به نام كارل شوارتس شيلد به دست آورد.5 شوارتس شيلد متريك اطراف يك كره مثلاً اطراف يك ستاره را به دست آورد. اين متريك كه امروزه متريك شوارتس شيلد نام دارد، خاصيت بسيار عجيبى دارد: اگر شعاع ستاره از حدى كوچك تر شود، ديگر حتى نور هم از آن نمى تواند بيرون بيايد. در اين حالت ستاره تبديل به شىء عجيبى مى شود كه سياهچاله نام گرفته است. درك فيزيك سياهچاله ها يكى از چالش هايى است كه فيزيك پيشه ها بيش از نيم قرن است با آن دست و پنجه نرم مى كنند. امروزه تقريباً اكثر اخترفيزيك پيشه هاى فعال اعتقاد دارند كه در دنيا از جمله در مركز كهكشان راه شيرى سياهچاله هست. بعد از تكميل نسبيت عام اينشتين به اين مسئله پرداخت كه معادله هايى كه نوشته چه چيزى براى كل جهان يا كيهان پيش بينى مى كنند. فرض هايى بسيار معقول و كلى براى كل كيهان كرد. مثلاً اينكه كيهان در مقياس هاى بزرگ نه مركز مرجحى دارد نه امتداد. مرجحى معادله ها را حل كرد و در كمال تعجب ديد كه حل ايستا ندارند: يا جهان در حال بزرگ شدن است يا در حال كوچك شدن، در گذشته اى متناهى از يك نقطه آغاز شده و ممكن است در آينده اى متناهى به يك نقطه بينجامد! از اين حل خوشش نيامد. دستى در معادله هايش برد. جمله اى به آنها افزود. در اين جمله ثابتى ظاهر مى شود كه آن را ثابت كيهان شناختى نامگذارى كرد. اگر اين ثابت كه آن را با l نشان مى دهند، صفر باشد، معادله ها مى شوند همان معادله هاى قبلى اگر l مثبت باشد، جلوى انبساط عالم گرفته مى شود و اگر l منفى باشد، جهان به نحو فزاينده اى منبسط مى شود. چند سال بعد ادوين هابل منجم آمريكايى انبساط جهان را كشف كرد! پس از آن اينشتين گفت اين افزودن جمله كيهان شناختى به معادله هايش بزرگ ترين اشتباه زندگى اش بوده. امروز يك نظريه بسيار موفق براى كيهان شناخت داريم موسوم به مدل استاندارد كيهان شناخت.6 يكى از سنگ هاى اصلى اين بناى بسيار عظيم و زيبا نسبيت عام است.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: مقالات نجوم و اختر فیزیک | لینک ثابت |
سلام دوشنبه 9 مرداد1385 10:59 بعد از ظهر
سلام

شما رو به خدا می بخشید دیر کردم.مجبور شدم برای چند روزی از وبلاگ بگذرم.مطلب زیر را یکی از دوستانم صلاح دیده برایتان بگذارم و چشم این کار را کردم.

منتظر نظرات سبز شما هستیم.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: | لینک ثابت |
نامه آبراهام لینکلن به معلم فرزندش دوشنبه 9 مرداد1385 10:57 بعد از ظهر
نامه آبراهام لینکلن به معلم فرزندش

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیتسند. اما به فرزندم بیاموز که به ازای هر شیاد، انسان های صدیق هم وجود دارند. به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با همتی هم وجود دارد، به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.

می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید که اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار پیدا کند. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد، او را از غبطه خوردن بر حذر دارید.

به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید، اگر می توانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گل های درون باغچه، به زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود.

به فرزندم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به او یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردنکش ها گردنکش باشد.به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند.

به او یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد، انتخاب کند. ارزش های زندگی را به فرزندم آموزش دهید.

به او یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق می داند، پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس به فرزندم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید، بگذارید او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.توقع زیادی است اما ببینید که می توانید چه کار بکنید.

نوشته شده توسط Hidden-see | موضوع: زندگینامه ی بزرگان ایران و جهان | لینک ثابت |

لينك باكس مشترك وبلاگ دانلود لوكس و Hiddien - See